2777
2789
عنوان

كيا مث من شهر دور ازدواج كردن ؟؟؟؟

253 بازدید | 41 پست

من شهر دور ازدواج كردم ولي احساس ميكنم خيليي وابسته به مامانمم . احساس ميكنم خيلي تنهاس اين فكر باعث ميشه اصلا از ارامش زندگيم لذت نبرم. كلا هرجا ميرم غذاي خوب ميخورم يا تفريح ميرم همش عذاب وجدان دارم بهم خوش نميكذره. بخدا نميدونم جيكار كنم.

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

منم شهر دورم..الان داشتم گریه میکردم..دلم تنگ شده خیلی زیاد اینم بگم اول راه نیستم...۹ ساله ازدواج ...

اصلا عادي نميشه. من العا هفت ماهه اومدم خونه مامانم  واسه بارداريم از العا به فكر رفتن و تنها شدنم

من ازین احساس ها ندارم

چون میدونم مامانم سرشو گرم میکنه رستوران میره کافه میره استخر میره خیاطی میکنه و.... 

اما اگر بدونم افسرده توی خونه اس خب منم مدام مجبور میشم دلم پیشش باشه... خیلی سال قبل بهش گفته بودم از خودت برای ما مایه نذار برای خودت باش و شادباش تا ماهم خوب و شاد باشیم...

البته بگم مامانم سختی و بیماری هم زیاد گذرونده تا رسیده به اینکه انسان و زندگی ارزشمنده

من ازین احساس ها ندارم چون میدونم مامانم سرشو گرم میکنه رستوران میره کافه میره استخر میره خیاطی میک ...

كاش مامان منم به خودش ميرسيد كمتر اذيت ميشم. كارمنده ولي اصلا واسه خودش خرج نميكنه هروقت من بيام به زور ميريم خريد و ارايشكاه و فلان 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792