شنیدم زمان قدیم یه دختربچه بوده ک عروسکشو خیلی دوس داشته و همیشه و همه جا باهاش بوده
بعد دختره تصادف میکنه میمیره،پدرو مادرش عروسکشو ب رسم یادبود تو یه شیشه میزارن و عروسکه فک کنم سفالی بوده
بعدمدتی سرش میچرخیده کم کم ناخون و موها و مژه هاش رشد میکرده و خونواده دختر کوتاهش میگردن
بعدا متوجه شدن روح دختر بعد مردن اومده داخل عروسک و بی ازاره،الانم تو موزه نگهداری میشه و عروسک وجود داره
از روی این داستان فیلمای ترسناک ساختن وگرنه میگن عروسکه بی ازاره.
منم اینجوری شنیدم حالا نریزین سرم