2777
2789
عنوان

چقد بدبختم 😢😢😢

112 بازدید | 9 پست

یادم نمیاد یبار با شوهرم رفته باشیم خرید تهش دعوا نشده باشه.

امروز که بعد از 6 ماه رفتیم خرید ماشینش خراب شد و کلی غر زد و منم هیچی نخریدم

چرا شوهر میکنیم خدایی

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

خیلی اخلاقش شبیه بابای منه .مادر منم پیر شد و نه یه جمعه رفت بیرون و مسافرت نه یه خرید .همیشه هم وقتی مادرم باهاش موقع خرید میره هر اتفاقی میفته غرش به جون مادرمه .یا جلو مغازه دار داو هوار راه مینداره یا هم همش میگه بدوووو بدووو. زودی ....همیشه من ومادر تنها میریم خرید .بزار ته شب باشه
البته پدر من سنش بالاست :(
شوهرت چند سالشه!!
چقدر عصبی :( 

یشهر دیگه میخواستم خریدکنم.شهر ما کوچیکه هیچی نداره

:(‌هوفففف خدایا ..
باهاش حرف بزن.اگ مرد قدیم نیست !!!‌
بالاخره باید راه داشته باشه
اگ اخلاقش قدیمیه .حتما مشاوره برو .نذار همینجوری زندگی ادامه پیدا کنه .که میرسی به اخر زندگی ومیبینی سوختی وساختی :(((

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108