2777
2789
عنوان

دلم گرفته

86 بازدید | 12 پست

دیشب به شوهرم گفتم به هیچکدوم از اعضای خانواده تون خبر نده بیان بیمارستان تا زمانی که من زایمان کردم گفتش نه مامانم ناراحت میشه گفتم پس چرا یه زنگ نمیزنن از حالم بپرسن 

فقط گفت نمیدونم بخدا نمیدونم چرا اینجورین

بهش گفتم اشکال نداره توقعی ندارم فقط سوال پرسیدم

آدم حسودی نیستم بخدا ولی جاریم سرماخورده بود بهش زنگ میزد خودم اونجا بودم 

من که چند روز دیگه نمونده به زایمانم اصلا خبر نمیگیرن زنده ام مرده ام 

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

هنوز حامله نشدم

ولی جای اینکه حرص چیزای الکی رو بخوری و به اون بچه با این فکرو خیالای الکی صدمه بزنی اهنگ بزار شاد باش برقص برو خونه مامانت پیش دوستات لباسای نی نی رو بچین

عزیزم هوای نی نیتو داشته باش

هنوز حامله نشدم ولی جای اینکه حرص چیزای الکی رو بخوری و به اون بچه با این فکرو خیالای الکی صدمه بزن ...

حرص نمیخورم حتی زمانی که فهمید من باردارم به روی خودشم نیورد اصلا ولش کن

میخواد بیاد بیمارستان چیکار کنه؟نهایتش نیم ساعت هست ک اونم برای دیدن نوشون میان.

بخدا بهتر ک زیاد نیاد بعد از زایمان اینقدر دستور های جور وا جور میدن ک اعصابت خرد میشه.ک بچه سردشه گرمشه شیر کم خورد زیاد خورد.دنبال دردسری برای خودت دختر

الهم صلی علی محمد و آل محمد و علی اهل بیته
توقع زیاد باعث برهم خوردن آرامش خودمون میشه، دلیل نمیشه تو عروس خوبی هستی اونم مادرشوهر خوبی باشه، ی ...

توقع ندارم اگه داشتم تا الان باید پیر میشدم همین که یه مامان و بابای مهربون دارم خدارو صد هزار بار شکر می کنم همیشه به فکرمه

میخواد بیاد بیمارستان چیکار کنه؟نهایتش نیم ساعت هست ک اونم برای دیدن نوشون میان. بخدا بهتر ک زیاد ن ...

خودمم میگم نیاد 

اتفاقا زیاد تو فکر نوه هاش نیست از این آدما نیست که دستور بده

توقع ندارم اگه داشتم تا الان باید پیر میشدم همین که یه مامان و بابای مهربون دارم خدارو صد هزار بار ش ...

آفرین، بیخیالشون شو. بعضیا انقدر عزت نفسشون پایینه که کارایی میکنن که ارزششون پیش ادم از بین بره.

من دوتا پشت سرهمی دارم با فاصله ۱۸ ماه، قبل از بارداریام همش میگفتن وای بچه دار بشید ما به ارزومون برسیم، بچه دارم شدم اون دوتا هم دختر هم‌پسر یکی از یکی قشنگتر و مودب تر، اما دریغ از یکم محبت، جز زخم زبون چیزی ازشون ندیدم. به بی تفاوتی رسیدم، شخصای مهمی نیستن که حتی فکرمو درگیرشون کنم.

بسلامتی نی نی خوشگلت بدنیا میاد با این حرف که نگو و نیایین و فلان اوقات خوشت رو خراب نکن. اسمشو چی گذاشتی؟ 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792