2777
2789

منم مثل توام خیلیم گرفته دلم بدجور

یه روز یه کفش قشنگ دیدم خیلی ازش خوشم اومد، با اینکه برام تنگ بود وپامو میزد خریدمش، فروشنده گفت نگران نباش جا باز میکنه، مدتها گذشت اما اون کفش جاباز نکرد، با خودم گفتم تو مسیرای کوناه میپوشمش، اما باز اذیتم میکرد، پاهامو زخم میکرد ولی من خیلی دوستش داشتم، بالاخره یروز اون کفشو کنار گذاشتم امید من واس جا باز کردن اون کفش بی مورد بود ، اون کفش سایز پای من نبود ازاون کفش هیچی واسم نموند جز زخمایی ک رو پام گذاشت ، بعضی از آدما همینطورن باید کنار گذاشتشون چون ب سایز قلبت نمیخورن حالا هرچقدرم دوستشون داشته باشی آخرش فقط زخماشون به جا میمونه

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

وای منم دلم گرفته خیلی

کرم ضدلک ،روشن کننده،درمان جای جوش،روغن خراطین اصل و ست ساز برای فروش دارم همه اینا نتیجه چن سال تجربه خودمه hamechibato این آیدی تلگراممه خواستین در خدمتمم😊😊😊
چی شده عزیر؟

۲ ساله ازدواج کردم

۱ساله باخونوادم قهرم

خونواده شوهرم خوب بودن جدیدا مادرشوهرم خیلی اذیتم میکنه

شوهرم تنها تکیه گاهم بود 

الان ۱۰ روزه درگیر مشکلات خواهرشه

من به کلی فراموش شدم

طوری که خواهرش جلو من زنگ میزنه علی حوصلم سررفته میاد خواهرشو بابچه هاش میبره بیرون به من نمیگن بیا بریم

از سر درد گریه میکردم شوهرم گف الان وقت دکتر رفتن نیست وقت ندارم

نمیدونم چمه چیکار کنم 😢😢

۲ ساله ازدواج کردم ۱ساله باخونوادم قهرم خونواده شوهرم خوب بودن جدیدا مادرشوهرم خیلی اذیتم میکنه ش ...

از من میشنوی رابطه ات رو با خانواده ات خوب کن. حتی فقط ظاهری. شوهرتم رو دنده لج ننداز، اگه آدم منطقی ای هست، خودت پیشنهاد بده که الان خواهرت مشکل داره، آره بهتره که یه سری بهش بزنی

 خیلی 
از من میشنوی رابطه ات رو با خانواده ات خوب کن. حتی فقط ظاهری. شوهرتم رو دنده لج ننداز، اگه آدم منطقی ...

شوهرم که کلا نمیزاره باخونوادم حرف بزنم

البته حق داره چون خونوادم باعث شدن بعد شوهرم چندبار رفت جلو ک اشتی کنیم اونا پس زدن

به خواهرش سر بزنه هه خواهر خونه ماس برو تاپیک اخرمو بخون

اشکال نداره تو سعی کن دلتو بزرگ بکنی کار هر کسی نیست که دلش بزرگ باشه خواهر شوهرت و بچش هم دل شکسته ان ناراحتن اشکال نداره تو و شوهرت به اونا محبت کنین دل اون بچه رو بدست بیارین . بچه ها هیچی یادشون نمیره تا آخر عمرش یادش میمونه و میگه که بابام زندان رفت داییم و زن داییم اینطوری مارو نگه داشتن به نیکی ازتون یاد میکنه . بعدشم از هر دستی بدی خدا از همون دست بهت میده خدا هم یه جایی تو تنگنا دست شمارو میگیره توام یکم صبوری کن تا این شرایط بگذره

شوهرم که کلا نمیزاره باخونوادم حرف بزنم البته حق داره چون خونوادم باعث شدن بعد شوهرم چندبار رفت جلو ...

ببین عزیزم کاملا حق داری، ولی خب شوهرت هم الان نسبت به خواهرش احساس مسولیت میکنه، نگرانه، شایدم عصبیه، اگه باهاش کلنجار بری بدتر میشه. مواقعی که آرومه، باهاش حرف بزن.

 خیلی 
اشکال نداره تو سعی کن دلتو بزرگ بکنی کار هر کسی نیست که دلش بزرگ باشه خواهر شوهرت و بچش هم دل شکسته ...

بخدا خیلی تحمل میکنم

شوهرم بدون من جایی نمیرفت الان خواهرش ک زنگ میزنه سریع میاد دنبالشون و میرن بیرون منم انگار کارگر خونه هستم بایدتا اونا میان همه جارو مرتب کنم و همه چیزشون اماده باشه

از سر درد گریه میکردم شوهرم نبرد دکتر دارویی چیزی هم نگرف یعنی تااین حد بی توجه شده😢

منم نمیگم که به خواهرش نرسه من میگم تاهرجا توانشو داره کمکشون کنه ولی خب منم فرانوش نکنه

بخدا خیلی تحمل میکنم شوهرم بدون من جایی نمیرفت الان خواهرش ک زنگ میزنه سریع میاد دنبالشون و میرن بی ...

این شرایطم گذراست دیگه میگذره انشاالله شوهر اون زودتر برمیگرده

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز