بچه ها من سه ساله ازدواج کردم و از روز عروسی مشکل داشتم شوهرم اوایل زندگی خیلی خیلی اذیتم کرد
قهرهای طولانی قطع رابطه با خانوادم عیب گیری های مداوم گزارش دادن به خانواده ش و نداشتن حریم خصوصی بعدها فهمیدم که با عشق قدیمیشم در ارتباط بوده!
خلاصه خیلی اذیت شدم و به قصد طلاق رفتم خونه پدرم و ۹ ماه اونجا بودم و دادگاه رفتیم ولی شوهرم برم گردوند و زندگیم خداروشکر خیلی بهتر شد
الانم بی مشکل نیستیم عیبهایی داره ولی در کل خیلی بهتر از گذشته ست
یه شب دعوای سختی کردیم و خانوادش در جریان قرار گرفتن و خواهرش توی روم وایساد و شوهرم جلوشون بی احترامی کرد همونجا پدرشوهرم شدیدا از من دفاع کرد و حتی نزدیک بود شوهرم و دخترشو بزنه
مادرشوهرمم بنده خدا از من حمایت کرد و اصلا بدزبونی نکرد
شوهرمم پشیمون شد و هزار بار بغلم کرد و بوسیدم ولی بعد از اون اتفاق من افسردگی گرفتم نمیتونم شاد باشم و برنامه هام خوب پیش نمیره
دست خودم نیست کل گذشته میاد جلو چشمام
ولی افسردگی داره داغونم میکنه نمیدونم چیکار کنم!!!