خانوما من ۱۸ سالمه .داییم تو اردبیل توی بانک کار میکنه. اونجا یه پسر که معاون بانکه به داییم گفته که اگه دختر سراغ داره بهش معرفی کنه .متولد ۶۸ هست.داییم به مامانم گفته که منو بهش معرفی کنه.مامانم دوست داره میگه وضعش خوبه ماهی ۵میلیون درآمدشه ماشینم داره.خونه هم میسازه برا خودش تو اردبیل.مامانم به بابام گفته.بابام میگه هنوز خیلی موقعیت ها پیش میاد.ولی من خودمم دوست دارم.چون تو این دورو زمونه چی بهترازاین فرصت.ولی نگران آینده و درسم هستم.نطرتونوممنون میشم بگید
هول نباش گلم، سنی نداری، این آقا هم خیلی از شما بزرگتره، به فکر پیشرفت باش و یه وقتی شوهر کن که اگه خدای نکرده یه درصد تو زرد از آب دراومد از پس خودت بربیای و به سوختن و ساختن نیفتی
من میگم ازدواج نکن نه برای اینکه سنت کمه یا نمیتونی درس بخونی چون من خودم تو 20 سالگی ازدواج کردم و درسمم ادامه دادم ... برای این میگم ازدواج نکن چون هنوز هیچ عشقی بین دو طرف ایجاد نشده ....