راستش همیشه اعتماد به نفسم بالا بود ازین لحاظ که من دختریم دست نمیدم به نامحرم قوی ام ادعا زیاد داشت ...
من اينچيزايي كه ميكي و تجربه كردم رفتم دانشكاه ازاد ٢٠٠٠كيلومتر از شهرخودمون دورتر شهري كه حتي تاحالا نرفته بودم ولي كفتم من قوي ام هيچي نميشه تو خوابگاه موندم ٤سال از دوراني كه بايد كنارمامانم ميبودم و نبودم هزار و يك اتفاق كه حتي خودم وحشت دارم واسه خودم تعريفشون كنم واسم پيش اومداتفاقاي بد تجربهاي بد و ادمايي اومدن تو زندگيم كه حيف اسم ادم كه روشون بزاري ولي خب تموم شد. حالا ازدواج كردم و اون دوران و پشت سر كذاشتم با كوله باري از تجربه هاي تلخ كه مسير زندگيموعوض كرد
دقیقا منم ک فکر میکنم تنم میلرزه باخودم میگم با کیا دوس بودم بعضی وقتا خجالت میکشم جایی میرم میگم نک ...
مرسي عزيزم . منم خيلي گذشتم اذيتم ميكنه كارايي كه نبايد ميكردم و ازمن بعيد بود ولي خب به چشم تجربه نگاش كن. ايني كه العا هستم و دوس دارم حس ميكنم خوب و بدمو ميدونم حد و حدودمو رعايت ميكنم توام سعي كن فقط درس بگيري از كذشته . به اميد اينده اي پر از ارامش و خوشبختي برات عزيزم❤️❤️❤️