میشه از خاطرات دعواتون با یه غریبه بگید،با یکی دعوام شد امروز پولم نمیداد همش فک میکنم تو دنیا فقط من با این دعوام شده بقیه اصلا دعوا نداشتن،حالم گرفته شده،عوضی پولم نمیداد منم پیام دادم واگذارت میکنم بخدا امدم یه دعوایی راه انداخت اخرم نصف پولم داد
عاقا من يبار بچه بودم تو مدرسه يه دختره اومد خورد به شاخ كلاسمون منم اومدم خودمو تو دلش جا كنم به اون دختره گفتم وحشي و أزين حرفا بعد نگو دختره از لات هاى مدرسه بوده يدفعه با دوستاش پريدن سرم انقد زدنم البته منم زدمشون اخر دوتايي رفتيم دفتر😂😂😂😬😬
کارایی پرستاری در منزل برا بچش انجام داده بودم،غریبه نمیشناسمش،شماره کارتم گرفت پولم بریزه نریخت منم درامدم همیشه خودم لنگ بودم چند روز میگف ۲۰دقیقه میریزم