دیروز زن صابکار پارتنرم زنگ زد ک چرا خونه ای بیا اینجا
منم پیش خودم گفتم حتما میخواد دوست پسرم واسم کیک بخره البته دیروز برام کادو خرید ی شومیزو ی شلوار منم لباس پوشیدم کلی خوشگل کردم الانم تنهام😕اون یا داره ناهار درست میکنه یا میره پیش رفیقاش زن صابکارشم ک پیش فامیلاشه منم اینجا رو صندلیم حوصلم سررفته😕فک کردم حداقل کیکی میخره ی عکسی بگیریم ینی روز تولدم ی عکس ندارم نگاه کنم بگم عه فلان روز دوست مسرم برام تولد گرفته بود