هیفده سالم که بود یعنی سه سال پیش اونم سی سالش بود
اومد گفت بهت علاقه دارم و وقتی فهمید هیفده سالمه موند چی بگه
اخه شبیه بیست و چهار پنج ساله ها بودم
تا اینکه بهش گفتم اگه دوسم داری صبر کن امروز مامانم گفت پسر اقای فلانی که همو دوست داشتید تماس گرفت باهام و .....