بازم نباید باشه.ادم وقتی بچه میاره باید هرطور شده باهم زندگی کنن.چون اون بچه به خواست خودش نیومده.میگم بعضی زندگیااا واقعا باید جدا شن.اما الان جدا شدن الکی شده.توروی هم وایمیستن.بهم توهین میکنن.به خاتواده ها خصوصااا خانواده شوهر که دیگه نگم.کتک کاری میکنن.من هنوز مجردم وارد زندگی نشدم.اما امیدوارم کسی باشه که حفتمون برای زندگیمون فداکاری کنیم.قطعا باید رفتارم متفاوت تر مجردیم باشه.من توخونه قهرکنم دوروز غذا نخورم روز سوم مامانم میاد منت کشی تا غذا یخورم.اما باشوهر همچین چیزی نیس.غذا نخوری یه بارمیاد منت کشی.بارهای بعدمیگه برو خونه بابات
من چندسال پیش یه خواستگار اومد اونم خیلی ازم خوشش اومد.پسره به ظاهر مودب متین بامنطقی بود.من چون خوشم نیومد ازش اومدم نقاط منفیمو ریختم رو دایره.یعنی هم صداقت زیادی خرج کردم هم اینکه تنهایی راهی بودکه بره.خلاصه گفتم لجبازم.توهمون جلسه یکی دوبار توبحث ها لجبازی رو کشیدوسط.اخرم گقت ادم اگه زندگیش مهمه باید تلاش کنه.اگه میخواد لجبازی کنه بره خونه باباش.بیشعور
منم الان مجردم.حال خیلیارو درک نمیکنم.اما درحد همین میدونم خیلیاا زندگیشون میتونن درست کنن اما نمیخوان.بعضی زندگیااا هم ار اول اشتباهن وتاااخرم اشتباه میرن که یا باید بسازن یا جدا شن.اما اکثرامیتونن درست کنن
از یه دخترخانم کم سنی خیلی خوشم اومد اینجا بود.شوهرشم اینطورکه گفت مشکل داشت.اما داشت میجنگید که تلاش کنم درستش کنم که بعدا پشیمون نشم.واقعا بهش افتخارکردم