2777
2789
عنوان

داستان مشکلات من و شوهری

553 بازدید | 32 پست

من خیلی شیطونم البته بودم قبل تر وقتی به خاطر ی سری مشکلات تو کنکور قبول نشدم رفتم برا کار حالا بماند که اونجا هم شیطون بودم ولی نه اینکه خطرای بد بکنما مامانم از شیطنتای من میترسید و بعد از چند تا خواستگار که خوب الکی هم ردشون نکرده بودم منا به زور شوهرم داد اوایل خوب بود یعنی من کرو کور بودم البته بعضی جاها ولی بعضی چیزاشم عوض شده ی خورده فکر میکنم ای کیوش پایینه اصلا نمیتونم باهاش حرف بزنم اصلا خونوادگی بلد نیستن حرف بزنن و همه چیز رو باهم قاطی میکنن و این باعث شده نتونم هیچ مشکلیما باهاش در میون بذارم من از نظر جنسی هم دوسالی بیشتر باهاش مشکل داشتم ولی حالا دارم سعی میکنم خودما سرد مزاج کنم و از این چیزا بیام بیرون سخته ولی نه به سختی گناهای بعدش 

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

فقط سر خودما به خیلی تمیز کردن و ی سری کارای هنری بند میکنم که بیشتر از این افسرده نشم شباتو رختخواب آروم اشکام میاد ولی صبش جوری رفتارمیکنم که همه فکر کنن خیلی خوشم با شوهرم همیشه میگم ایندفعه از سر کار امد دوباره مثل اولا باهاش گرم میگیرم و ...ولی تا میاد دوباره اخلاقاش حالما بد میکنه

خب مشاوره برین 

اون نمیاد خیلی قدیمی فکر میکنه خیلی 

اصلا خیلی فرقا باهم داریم نمیدونم چرامن خر شدم و اونا قبول کردم البته خوبیم داره ها ولی من دیگه نمیتونم اونا رو ببینم 

مشکل جنسی ینی هات بودی؟ الان میخوای سرد بشی؟ 

بله دارم سعی میکنم بی خیال لذت جنسی بشم با اینکه خیلی خیلی سختمه ولی هر بار رابطه با شوهرم منا بیشتر ترغیب میکنه به ادامه راهم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792