از ریمل حرف زدم یهو قیافش رف توهمپگفتم چیشد گف یاد درس خوندنت افتادم
چون کنکور دولتی قبول نشدم شهرخودم
متاهلم خونه خودم
پولم ندارم برم غیردولتی خرج خودمونو بزور میرسونیم نستاجریم
مادرم میگه چیشد ثبت نام کردی گفتم نه اوی که من برم بدون کنکورم میشه رفت.از بهمن میرم.چون میخام پول جورکنم و یه ترم پول بدم که بعدش قایمکی کنکور شرکت کنم و چندماهو بیکارم نباشم که بگن نتونستم.
همه نوه ها ازاد میرن به من میرسن تیکشون مال منه
چون پول کلاسو کتاب دارن من ندارم.و فقط خودم خوندم.چون بابا دارن که اجازه نده کسی چیزی بگه.چون پول دارن هرجاخاستن برن
من چه گناهی کردم بدبخت شوهرمم نداره.
چرا سرا تو زندگی همدیگس؟؟حداقل هستش هم لطفا تو روش نگید.من خودم ازدرون داغونم چیکارکنم نمیتونم چهرمم گرفته نشون بدم ها؟چکارکنم شوخم؟
اگر نصیحتی هم دارین بگین نه سرکوفت یا حرف ازگذشته😔😔😔
مگه پیام نورا و غیرانتفاعیا بدون کنکورم ندارن؟؟؟خب من الان اصلا انتخاب رشته نکنم هم میتونم برم دانسگاه ازاد هم میتونم سال دیگه کنکوربدم نه؟