سلام دوستان من گفتم قبلا بابام مخالفه ازدواج منو عشقمه و نمیشه بهش بگم باهم دوست بودیم چون میدونم خیلی عواقب بدی واسه خانوادم داره . الان فعلا بابام تونسته داداشمو و خواهرمو و مامانمو قانع کنه که این خانواده به ما نمیخورن در واقع میشه گفت هیچ پشتبانی ندارم اینم بگم بابام به شدت ادم بددلیه چند روز پیش میگفت چطور یه خواستگار انقد سمجه حتما باهم دیگه دوست بودین کلا همیشه منفی فکر میکنه . با این شرایط عشقم میخواد بره خودش با یه بزرگتر با پدرم حرف بزنه ولی من میگمش میترسم بابام بیشتر شک کنه زندگیمونو بهم بریزه . به نظرتون من چیکارکنم دلم میخواست با شماهم حرف بزنم نظرتونو بپرسم