بچه ها سلام.ما حدود یکماه پیش با خانواده برادرم و مادرم رفتیم مسافرت. تو برگشتنی تصادف سختی داشتیم و خداروشکر خودمون چیزیمون نشد.ولی ماشینمون ب یک سوم قیمت فروختیم.حالا مادرشوهر بیعقلم تا میرسه میگه شما بخاطر اینکه نرفتین مشهد تصادف کردین.منم بهش گفتم چ ربطی داره.اتفاق بوده.بعدم مگه امام رضا ب کسی غضب میکنه نره زیارتش.کلا ازین حرصیه چرا با خانواده من رفتیم.اونا تصادف نکردن ما تصادف کردیم.حالا شوهرم...
حالا مادره اومده دوتا گذاشته رو حرف زنداداشم نشسته پیش شوهرم بد خانواده منو گفته.حالا شوهرم دیروز اومد پرید ب من که تو دوست و دشمنتو نمیشناسی.ببین زنداداشت چیا که پشت من نگفته...
ایمن نبودن ماشین ها و بی توجهی راننده ها رو ول کردن چسبیدن به امام رضای بیچاره
واقعا.من شوهرم خودش میگه میدونم مقصر خودم بودم.سرعتش خیلی زیاد بود.میگه اون حالا ی چی گف.زنداداشت چرا این حرفارو زده.بخدا من زنداداشمو میسناسم.کلا اهل حرف وکنایه نیست.بهش گقتم حرف مادرت از بس بی منطقه ادم کفرش درمیاد
لعنت بهشون که دارن دستی دستی اعتقاداتمونو نابود میکنن
روزی سگی داشت در چمن علف میخورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف میخوری؟! سگی که علف میخورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف میخوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف میخوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش... #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
آره دیگه اینم یه روشیه که با اعتقادات ازشون سو استفاده کنن و به مقاصد پلید خودشون برسن
دقیقا
هر جا میبینن دیگه راهی نیست از در دست گذاشتن رو اعتقادات وارد میشن
اعتقادات ما آدما همیشه نقطه ضعفمون بودن
روزی سگی داشت در چمن علف میخورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف میخوری؟! سگی که علف میخورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف میخوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف میخوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش... #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی