یه مدت بود لباس نداشتم هی به شوهرم میگفتم بریم خرید گفت پول دستم بیاد میریم بعدش از بس تو خونه بودیم حوصلم سررفته بود بهش میگفتم تایه جای بریم،بریم بیرون بگردیم هی امروز فردا میکرد تایه روز گفت حاضر شو میریم بعد رفت تایه جای که برگرده بریم دیدم زنگ زد گفت برام کار پیش اومده خیلی کار سرم ریخته بعدا میریم منم اماده نشسته بودم کلی ناراحت شدم ورفتم لباسامو عوض کردم بعد چند روز بعدش فهمیدم همون روز خواهرشو برده بوده بیرون و کلیم براش خرید کرده بوده 😳😳😞😞به روش اوردم یهو تعجب کرد و کلی بحثمون شد الانم یه هفتس قهریم،شما بودین چکار میکردین؟؟
یه توپ دارم قلقلی نیس سرخ و سفید و آبی نیس میزنم زمین صدا میده. سوراخه و هوا میده من این توپو نداشتم. پول از قلک برداشتم رفتم یکی خریدم. نتیجه اش رو دیدم. بابام بهم کتک داد. گریه کردم پفک داد