2777
2789
عنوان

وسواس و شک

| مشاهده متن کامل بحث + 21522 بازدید | 162 پست
ممنون ازراهنماییت عزیزمعزیزم واینکه شماوسواستون فکری بود؟شدیدبود؟ باطب سنتی خوب شدین وتوچه مدت؟


بله مشکلم وسواس فکری بود

اولش کم بود و بعد بلوغ کم کم بیشتر شد منم دنبالشو نگرفتم 

بعدش وقتی یه مدت خونه موندم خیلییی شدید شد چون باز تو شلوغی کمتر اهمیت میدی و کم رنگ تر میشه

همینطوری شدید ادامه داشت تا اینکه کم کم با طب سنتی و روشای روان شناسی بهتر شدم، من غذا خوردن معمولیم هم خوب نیست و ایرادم این بود مثلا یه دوره گیاهی مصرف میکردم و بعد دوباره همون وضع تغذیه و سبک زندگیم بود و همین باعث میشد کامل خوب نشم


 مثال میزنم، خیلی خوب بودم تا اینکه ماه رمضون اونم تابستون که جفتشون صفرا زا هستن هی چای و خرما خوردم و میوه هم نمیخوردم در حالی که باید شربت خنک و میوه میخوردم تا صفرا و سودام زیاد نشه و برای همین دیگه وقتی به قبل قاعدگی هم رسیدم و صفرا به اوجش رسید باز وسواسم شدید شد


این دفعه به این نتیجه رسیدم تا سبک زندگی و وضع تغذیمو درست نکنم نمیشه،


هر کسی باید متناسب با بدنش اون چیزی که به صلاحشه رعایت کنه مگرنه بدنش دچار مشکل میشه، نه تنها وسواس هر مشکل دیگه ای پیدا میکنه، کل طب سنتی همینه


اینم بگم برای وسواس شدید چه داروی شیمیایی چه گیاهی تنهایی جواب نمیده و برای همین میگم کتابو بخون و به راهکاراش عمل کن، روان درمانی لازمه تا ایراد طرز فکرتو هم بفهمی






نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

آزمون دادم گرم وخشک 

من به خاطر تنهایی زیاد وبعد زایمانم افسردگی گرفتم وسواس فکری شدید داشتم محل زندگیمو عوض کردم 

۶ ماه دارو مصرف کردم بعدش قطع کردم واز لحاظ فکری روی خودم کار کردم خوب شدم بدون اینکه تعذیه امو درست کنم .

تقریبا دوسال طول کشید خوب شم 

الانم دوباره باردارم میترسم دوباره افسردگی بگیرم 

یه حالتهای ترس وپانیک هم تواون دوران داشتم که خداروشکر تموم شد

واینکه من یه شوهرخواهر دارم که بشدت دوست داره تنها باشه فقط آهنگهای غمگین گوش میده با همه قطع رابطه کرده 

یکسالی هست داروهاشو قطع کرده 

بشدت پرخور هست خیلی بدخوابه شدید

عصبی وپرخاشگر هم هست 

اهل مشاورودارو دکترهم نیست 

میشه بگی خواهرم باید چیکارکنه 

تغذیه اش باید چه جوری باشه؟

آزمون دادم گرم وخشک  من به خاطر تنهایی زیاد وبعد زایمانم افسردگی گرفتم وسواس فکری شدید داشتم م ...


شما با شناختی که از خودت داری طبعت گرمه؟ بدنت با اون توضیحی که پست اول دادم خشکه؟


میشه قد و وزنتو بگی؟




واینکه من یه شوهرخواهر دارم که بشدت دوست داره تنها باشه فقط آهنگهای غمگین گوش میده با همه قطع رابطه ...

معلومه افسردگی داره

همش به خاطر سوداست ولی سودا به دلایل مختلف ایجاد میشه که تو پستای بالا هست

اول باید دلایل ایجادشو پیدا کرد بعد اونو برطرف کرد


مثلا برای خود من حس میکنم هر وقت حرارت بدنم به هر دلیلی خیلی بالا میره و صفرام زیاد میشه بعدش سودا هم زیاد میشه و وسواس پیدا میکنم، اینو عینا به چشم دیدم ماه رمضون، قاعدگی و زایمان و بلوغ و همه اینا همینطورن صفرا و حرارت دارن


البته غم و ناراحتی محیطی و غذای سودازا و اینا هم برای من هست و تاثیر داره ولی اون دلیل اول انگار بیشتر تاثیر داره


باز ما خانوما هر ماه با قاعدگی یکم خونمون تصفیه میشه، اگه بتونه راضیش کنه بره طب سنتی فصد انجام بده کلا بدنو پاکسازی میکنه حجامت نسبت به اون کمتره


بازم دکتر باید نظر بده ولی مسهل سودا هم هست که مخلوط چند گیاهه و تو داروخونه دکتر روازاده تو جمهوری میفروشن و اونم سودا رو دفع میکنه و روش طرز مصرفش هست


بعد این دو کار به قول شما کارای مثبت فکرای مثبت بکنه چون رفتار و بدن تاثیر مستقیم و دو طرفه دارن یعنی هم رفتار روی فعل و انفعالات بدن اثر داره هم وضعیت بیولوژیکی بدن روی نوع رفتار، با تغییر رفتار حال بدنم بهتر میشه، همون کاری که شما کردین و به مرور بهتر شدین


و اینکه تو غذاش رعایت کنه سودازا نخوره زیاد

شما با شناختی که از خودت داری طبعت گرمه؟ بدنت با اون توضیحی که پست اول دادم خشکه؟ میشه قد و وزنت ...

جالبه من هم دوست دارم ماست وخیار بخورم هم خرما وگرمیجات 

هوای گرم رودوست ندارم 

قدم ۱۶۰ وزنم ۶۷ البته باردارم 

وزن قبلیم ۶۴

معلومه افسردگی داره همش به خاطر سوداست ولی سودا به دلایل مختلف ایجاد میشه که تو پستای بالا هست اول ...

خواهرم میگه همش احساس حسودی میکنه نسبت به همه بدبین هست 

به هیج وجه بیماریشو قبول نداره 

واقعا موندیم خواهرم یه چندوقتیه همش میگه طلاق میخوام درحالیکه میدونم عاشقونه دوسش داره

چهارپنج سالی میشه وسواس دارم،وسواس تمیزی دارم،بایدهمه چی مرتب وسرجاش باشه،حتی اگه لباس تاکنم یکم کج باشه چندبارتا میکنم تادقیق ومربع شکل بشه😩😩هرروزچنبارجاروگردگیری وهمه خونه روجموجورمیکنم ولی باشوهرم سراین مسئله دعواداریم سوال۴و۵دارویی مصرف نکردم وپیش روانشناس نرفتم اذیتم نمیکنه وسواسم دراصل فک میکنم بقیه باید بیشتر به خونه وزندگی برسن😬😵ولی سراینکه خونه م تمیزی نگه نمیداره اعصابم خوردمیشه گریم میگیره بعضی وقتا سرپسریسالم دادمیزنم که چراریختوپاش میکنه واثرانگشتاش همه جامیمونه😒،سه ساله ازدواج کردم ازقبل وسواس داشتم،طبعمونمیدونم ولی ازجایی که گفتی درشت اندام طبعشون تره،پس طبع من خشکه لاغروریزاندامم،وزنم۶۰قدم۱۶۰هست،خودم فک میکنم طبعم گرمه،اشتهااصلاندارم قرص میخورم ،معمولی نه اینکه هیچی نخورم،ولی چاق نمیشم اصلا

دشمن یک تک تیراندازکوراست ولی دوست خیلی خوب میدونه ازکجابزنه💔💔💔💔
خواهرم میگه همش احساس حسودی میکنه نسبت به همه بدبین هست  به هیج وجه بیماریشو قبول نداره  ...


همش علائم سوداست حتی اون غیر قابل انعطاف بودن

قبلا قرص میخورده؟ شاید از خوب شدنش نا امید شده

البته اگه مشکل دیگه ای تو زندگیش نداشته باشه

همین مقاله ها درباره سودا که لینکشو گذاشتم براش بفرسته شاید بخونه و درک کنه

سلام منم وسواس فكري دارم از بچگي يه سري وسواس داشتم اما خفيف بودن و آزارم نميدادن اما يك سالي هست كه شديد شدن من رژيم غذايي داشتم همراه با ورزش كه فكر ميكنم اينها باعث شدت وسواسم شدن طبعم سرده و چيزي كه خوندم ميگن بيشتر وراثتي هستش چند ماه بشدت افسرده و حالم بد شده بود رفتم دكتر دوسه ماه دارو خوردم بد نبود حالم بهتر شد اما بخاطر اينكه وزنم بشدت و سرعت شروع به زياد شدن كردو بي ميلي جنسي هم سراغم اومد و مهمتر اينكه ترسيدم وابسته بشم خلاصه كمش كردمو ديگه قطعش كردم چيزي كه دكتر من گفت اين حالت وسواس آف و آن داره ممكنه يمدت خاموش شه دوباره عود كنه پس بايد مراقب باشيم و دليل مهم ايجاد وسواس اضطراب هست مثلا خود من ناباروري دارم و اضطراب شديد بخاطرش دارم و اما راهكارهاي من براي كنترل وسواس:

1-پذيرفتن اينكه من بيمارم واين افكار زائيده ذهن بيمار منه و هيچ واقعيتي ندارن و قرار نيست تاثيري تو زندگيم بگذاره مگر اينكه خودم بهشون بها بدم وآرامش خودم را سلب كنم

2-بيخيال شدن و اهميت ندادن بهش گفتم فكره مياد تو ذهنم و به همون سرعت هم بايد بره بيرون من بدنبال وسوا س فكريم وسواس عملي هم داشتم وسواس عملي را گذاشتم كنار واضح ت ربگم من افكار زننده ميومد تو ذهنم و فكر ميكردم بايد غسل كنم و گاها روزي هفت هشت بار هم ممكن بود غسل كنم بخاطر حساسيت زيادم كه ناشي از وسواسم بود كه خوذش وروود افكار را به ذهنم بيشتر ميكرد ديگه گفتم بدرك اصلا من نجسم نميخوام غسل كنم بذار نجس بمونم قرار نيست كه بميرم يا  قبلا گاهي چندبار غسل ميكردم و هي دلم راضي نميشد تا خسته ميشدم ميومدم بيرون اما بعد تصميم گرفتم گفتم فقط يكبار ميتونم غسل كنم چه درست چه غلط ميام بيرون و انجامش دادم و  خيلي بهتر شدم

3-يك تكنيك بكار بردم هربار افكار مخرب و منفي ميومد توذهنم از هرنوعي بود ميگفتم من الان وقتي براي تو ندارم بعدا بهت ميپردازم و ديگه فكرم را ميبردم سمت ديگه يا مشغول كاري ميكردم خودم را و بهش ابدا فكر نميكردم تو اون لحظه چون ميدونيد اين افكار در لحظه مهمن اگر اون لحظه بهشون پر وبال نديم چند ساعت بعد ديگه نه يادتون مياد يا اگرم يادتون بياد ديگه اينقدر بولد ومهم نيستن تو ذهنتون،پس يادتون باشه به تاخيرشون بندازين بگين من الان وقتي براي تو ندارم مثلا فردا عصر بهت ميپردازم ديگه حل ميشن...

4-مطالعه كتابهاي انرژي مثبت مثل چهاراثر فلورانس،راز،ملت عشق و....

5- خوردن قرص منيزيم چون يكي ازتاثيرات مهمش بهبود سيستم اعصاب و آرامش هست البته من به هيچ وجه توصيه اش نميكنم فقط خودم سرخود تو اينترنت ديدم كمبود منيزيوم رو اعصاب اثر داره و دارم ميخورمش

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز