2777
2789
عنوان

یه سوال درباره ارتباط چشمی

| مشاهده متن کامل بحث + 10322 بازدید | 35 پست
نگاه گذرا به صورت و چشم طرف خب اشکالی نداره..‌

اره گذرا برای اینکه ادم زل نزنه خوبه ولی بعضیا از اول هرجارو نگاه میکنن جز چشم ادم😶

کاش می شد تمامِ آدم های غمگین و تنهایِ جهان را در آغوش کشید ، برایشان چای ریخت ، کنارشان نشست و با چند کلامِ ساده ، به لحظاتشان رنگِ آرامش پاشید و حالشان را خوب کرد کاش می شد این را قاطعانه و آرام در گوشِ تمامِ آدم ها گفت که غم و اندوه ، رفتنی است و روزهای خوب در راه اند که حالِ دلِ همه مان خوب خواهد شد ...اندکی صبر ...اندکی تحمل ... ♥️.                            من از دستت ندادم،با دست پر برمیگردم یه روزی...وقتی خورشیدو میخوای،یه وقتایی رو بایدم بسوزی

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

تو چشم نگاه کن ولی خیره نشو برا دو دقیقه خواهر😂

اتفاقا بعد از اون موضوع خوب بود یه دو بار بعدش باهام خوب بود منم عاشقش نشدم اما بدمم نمیومد 

تا اینکه گذشت دو سه دفع بعد از این ماجرا یعنی جوری شد که خودشو هی میزد به کوچه علی چپ همیشه عصبی بود وقتی میدیدمش 

اروم صحبت میکرد باهام 

یه بارم یه سوالی پرسیدم یه جواب دیگه ای داد 

کلا ادم عجیبی شده بود 

فهمیدم با دوستشم بهم زده 

کلا میگم که دیگه اون ادمه خوش برخورده مهربون نبود 

نمیدونم چیکار کردم 

از اون به بعد یه روز خوبه یه روز بد

اره گذرا برای اینکه ادم زل نزنه خوبه ولی بعضیا از اول هرجارو نگاه میکنن جز چشم ادم😶

اونم خوبه ها... آدم تحساس راحتی داره

دخترکی شاد در من می‌زیست...که چونان شاپرک، به این‌سو و آن‌سو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بال‌هایش ریخت... پَرپَر شد...
بنظرت چیه دلیل برخوردای الان؟ هیچ وقت دلیلشو نفهمیدم 

نمیدونم چون نمیشناسمش.ولی شاید اونم یه حسی بهت پیدا کرده ولی سردرگم هستش

حتماااااااا بخونین👇❤💚💜دو تا بچه بودن توی شکم مادر.اولی  میگه تو به زندگی بعد زایمان اعتقاد داری؟ دومی: آره حتما. یه جایی هست که میتونیم راه بریم شاید با دهن چیزی بخوریم. اولی: امکان نداره. ما با جفت تعذیه می شیم. طنابشم انقد کوتاهه که به بیرون نمی رسه. اصلا اگه دنیای دیگه هم هست چرا کسی تاحالا از اونجا نیومده بهمون نشونه بده. دومی: شاید مادرمونم ببینیم. ولی مگه تو به مامان اعتقاد داری؟ اگه هست پس چرا نمی بینیمش؟ دومی: به نظرم مامان همه جا هست. دور تا دورمونه. اولی: من مامانو نمی بینم پس وجود نداره. دومی: اگه ساکت ساکت باشی صداشو می شنوی و اگه خوب دقت کنی حضورشو حس می کنی.مثل دنياي امروز ما و خدايي كه همين نزديكيست.😍
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792