بارداری دومم بود،امامثل بار اول تهوع واین جور چیزا نداشتم..اما همش میترسیدم الانه که ویارم شروع شه،ولی خدارو شکرنداشتم..اما از ماه پنجم دل دردهای شدیدی داشتم طوری که هر لحظه فکر میکردم الانه که بچه به دنیا بیاد..وبغیر ازین مشکلی نداشتم..غربالگری اولم رو رفته بودم وهیچ مشکلی نبود.تو غربالگری دوم دکتر سونو بادقت همه چیزو چک کرد..اماچیزی نگفت وبرگه رو داد بهم که ببرم پیش دکتر خودم،ماهم شاد وخوشحال رفتیم پیش دکتر ،چون هیچ کس ،هیچ وقت فکر نمیکنه بچه اش مشکل داره،منم همینطور..
اگه اسمم دخی باکلاسه واسه اینه ک فراموش نکنم من زنی بودم ک اوج جوونیمو و شیطنتمو گذاشتم پای شوهرم چه محبت ها ک نکردم از بهترین لباسها گذشتم از کمترین تا بیشترین خرج گذشتم تا بتونه ب خودش برسه بهترین ماشین خرید مغازه زد من از ارزوهام گذشتم تا ب ارزوهاش رسید 😔 اما جوابم این بود کتک فحش تهمت خیانت و بیرون شدن از خونم😔 من مادر بودم نتونستم زندگی دخترمو تباه کنم چون پدر خوبی برای دخترم بود نخواستم در حقش ظلم کنم و زندگیش بشه پر از استرس و غم ...دختر من هم پدر میخواست هم مادر پس موندم اماااا شوهرمو از قلبم بیرون کردم الان من یه دخی باکلاسم 😍 انواع لاکارو دارم یه عالمه ماسک و کرم و اسکراپ انواع لباسا رنگی رنگی یه دختر ژیگول و شیکم یه دختر شاد و خوش رقص دوستای خوب و پایه دور همی و مهمونی من حتی برای خودم کادو هم میخرم من دیگه از چیزی نگذشتم من خودمو تو محبت کردن ب پای مردی ک لیاقت نداشته بود گم کردم من سخت درگیر شستن و روفتن و شوهر داری و پس انداز بودم خودمو از همه چیز انداخته بودم ☹️اما الان این منم یه دختر ک زندگیش واسه خودشو دخترشه😉 ک و ن لق بقیه ک باعث ازارم شدن 😝تنهایی و عشقه
ان صلاة تنهى عن الفحشاء والمنكر اگه به کسی در حین عصبانیت توهین کردم واقعا واقعا واقعا واقعا واقعا از ته دل معذرت میخام...هیچی تو دلم نیست فقط زود عصبانی میشم....شرمنده😔