سلام
من طبقه بالای خونه مادر شوهرم هستم و به این شهر عروس اومدم با شهر مامانم اینا یه ساعت فاصله داریم
یه سال و نیمه پدرشوهرم فوت کرده
منم یه ماهه پیش عروسیم بود
مادر شوهرم خیلی خسیس هست اصلا هم دست بده نداره
با اینکه پدرشوهرم مهندس بود و حقوقش خوبه دوتا خواهر شوهرام هم ازدواج کردن
امما عروسی ما یه گرون نداد
حتی کادو های پاتختی رو هم خودش برداشت
گفت من پاتختی گرفتم
یا مثلا هفته پیش هوا خیلی گرم بود
شب همسرم گفت بریم پایین بخوابیم
مادر شوهرم گفت برید رختخواب بیارید
پارسال که عقد کرده بودیم من از رو احترام هرجا که با مادرشوهر میرفتیم میگفتم شما بشینید
پیش خودم میگفتم شوهرش تازه فوت کرده و بزرگترها احترام کنم امما اصلا قدرشناس نیست
منم واقعا نیت نداشتم باهاش بد تا کنم امما این اخلاق هاشو میبینم میخوام سرد باشم
مثلا یه ناهاری میزارم همسرم میگه به مامان هم بگو
نمیخوام مستقیم بگم نه
میخوام یه رفتاری داشته باشم که همسرم دیگه پیشنهاد نده
به نظرتون از کجا شروع کنم؟