2777
2789
عنوان

درد و دل

148 بازدید | 14 پست

خیلی احتیاج دارم حرف بزنم دارم میترکم از گریه دارم روانی میشم کی قراره زندگی روی خوششو به مادرم نشون بده .اصلا خدا هست.

خدایا اگه هستی چرا داری با اعتقادمون بازی میکنی 

اصلا نمیخوام خدا منو نگاه کنه گوشه چشمی به مادرم نگاه کنه که سوخت و بد بخت شد هنوزم داره بد بختی میکشه 

خدایا به داد مادرم برس 

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

ایشالا خدا کمکتون کنه معلومه دل شکسته ای😢😢

از کجا بگم براتون مامانم که داشت با بابام ازدواج میکرد بابام بیاری سرع داشته و خانوادش اینو از خانواده ی مادریم پنهون کردن 

تمام خرجمونو تا حالا مردم دادن و خالم تا اینکه منو داداشم ازدواج کردیم .

تو ی یکی از اتاقای مادر بزرگم که یه فرش 6 متری میخوره بزرگ شدیم منو داداشم ازدواج کردیمو از اون خونه اومدیم بیرون و خدا رو شکر از پس زندگیمون بر میاییم 

ولی خدا لعنت کنه مادر بزرگمو که پیر شده و هنوز مادرمو عذاب میده 

آخی😢😢

من تو همسایگی مادرم زندگی میکنم .

مادرم قلبشو باتری گذاشته و نمیتونه دستاشو بالا بیاره رفتم تا لباسای خیس رو رو ی بند پهن کنم .

مامانم حتی اشپزخونه نداره تمام وسایلاش رو ی ایونه زیر ظرفشویی اب میده بیرون همون جا سیب زمینی و پیازاش بود اب که میریزه روش سیب زمینیو پیازاش میپوسه .

جای سبی زمینی و پیازاشو در میاره میزارع یه گوشه ی دیگه روی ایون 

مادر بزرگم میاد میگه اینو گذاشته اینجا وسایلاش همه رو داره رو هم کوه میکنه میره بالا من به مامانم گفتم ورش دار بزار همونجا بزار بپوسه ولی این اشغال بهت حرف نزنه .

مامانم عصبی میشه میگه خب سیب زمینی پیازه من باز جایی ندارم که گوه نیست که .

منم گفتم سیب زمینی پیاز تو برای اینا گوهه اقا این سلیطه ی پیر در اومد دمپایی رو گرفت منو کتک زد دمپایی رو ازش گرفتم پرت کردم 

یه پنکه ی خراب بود گوشه ی حیاط اونو گرفت پرت کرد طرفم منم دیدم چیزی نمیشه حلش دادم و افتاد .

ولی بلند شد راه افتاد تو کوچه داد و بیداد از بس از این کارا کرد همسایه ها میشناسنش نیومدن بیرون 

بعد مامانم زنگ زد به داداشم که پاشو بیا مادر بزرگت وحشی شده داداشمم به عمو بزرگم زنگ زد و عموم زودتر اومدن عموم که اومد من گفتم شما همتون میدونید برادرتون مریض بود زدید تو سر مادرم اینم 26 سال جوونیشو پای داداش مریضتونو داد حداقل زبونتونو ببرید اقا یه دبه ترشی خالم برای مادرم اورد اونو پرت کرد برام انگشتام گز گز میکنن داداشم همینطور از در اومد تو دید عموم اونو پرت کرد برام گفت مادر نزایید خواهرمو کسی بزنه دو تا مشت زد دو تا هم خورد لب داداشم خون اومد عمو کوچیکم اومده خیلی مارو دوست داره میگه همه چیو درست میکنم گفتم اگه برای مادرم کاری نکردین هم عموم هم داداشم برام مردین 

واقعا جواب زحمتا ی مادرم این نیست مادر بزرگم حقوق بازنشستگی داره ولی برای مادرم یه نون نمیخره که بخورن هیچ پول اب و برق و گاز رو نصفشو میگیره ازش .

بابای من نقاش بود من 1 سالم بود بالای نردبون تشنج میکنه بخاطر بیماری سرع و از اونجا میافته زمین سر و تهش رو بزنی دو سال کار کرد و تمام مادرم برای مردگان مردم فاتح میگه مردمم 5 شنبه جمعه ها براش غذا میارن با حقوق یارانه و کمیته امداد در ماه باهم 500 تومن میشه .

حق مادرم نیست اینهمه ظلم که برای یه سیب زمینیو پیاز حرف بشنوه .

الان خونه ماست همین الان گرفت خوابید 

آخهههه

الهي بميرم

عزيزم اجر مادرت پيش خداست

ان شاالله زندگيش رو به راه ميشه

من بچه شير ميدم موقع شير دادن براي مادرت دعا ميكنم

توام غصه نخور عزيزم اميد مادرت به تو و برادرته  اگر شما رو ببينه كه ناراحتيد ته دل اونم خالي ميشه

ان شاالله خدا دل همتونو آروم كنه🌺🌺🌺🌺🌺

آخهههه الهي بميرم عزيزم اجر مادرت پيش خداست ان شاالله زندگيش رو به راه ميشه من بچه شير ميدم موقع ...

مرسی عزیزم تو رو خدا دعا کن فقط برای مادرم 60 سالشه مادرم دیگه کی باید زندگی کنه .

مرسی 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792