2777
2789

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

دقیقا چخبره😐

مرا ببر به زیر گنبد ❤️حسین❤️مرا ببر به آنجا که هرشب، شب آرزوهاست 🌷صل الله علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام🌷بخوان دعای فرج را دعا اثر دارد دعا کبوتر عشق است بال و پر دارد بخوان دعای فرج را و عافیت بطلب  که روزگار بسی فتنه زیر سر دارد🌷اللهم عجل لولیک الفرج🌷خدایا خودت بساز تو بسازی قشنگتره
چه خبره امروز تو سایت؟ همه براهم تاپیک میزنن؟

پرنسا گفت کسی برامن تاپیک نمیزنه همه برااون زدن توام گفتی کسی برامن نمیزنه من زدم😄😄😄

خدایا من و عشقمم زودی  مامان و بابا کن😞  
☹️

ترک کنیم این بازی کثیفو نه؟☹

روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی

@سنتیا_جون  

مرسی عزیزم،قفل بود نشد جواب بدم😍شرمنده کردی خانومی😁خوبی از خودتونه❤منم همتونو دوس دالم😍

چیشده همه دارن برا همدیگه تاپیک میزنن؟یکی توضیح بده عقب نمونم

میشه برا ارامش دلم یه صلوات بفرستی 😔                   خداجونم تنهام نذار😢💔

بابا نیلای قطع دسترسی شده بود دوباره وصلش کردن شما دیگه چرا هی تگ بازی میکنید اونا میخواستن ازهم تشکر کنن😐

مرا ببر به زیر گنبد ❤️حسین❤️مرا ببر به آنجا که هرشب، شب آرزوهاست 🌷صل الله علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام🌷بخوان دعای فرج را دعا اثر دارد دعا کبوتر عشق است بال و پر دارد بخوان دعای فرج را و عافیت بطلب  که روزگار بسی فتنه زیر سر دارد🌷اللهم عجل لولیک الفرج🌷خدایا خودت بساز تو بسازی قشنگتره
برام تاپیک بزن تا ترک کنیم خیلی بو میده😂😂😂😷😷😷

باشه😂

روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز