2821
2789
عنوان

خدا

34 بازدید | 1 پست

در سال قحطی ، عارفی غلامی را دید که شادمان بود.

پرسید: چطور در چنین وضعی شادی می کنی؟ 

گفت : من غلام اربابی هستم که چندین گله و رمه دارد و تا وقتی برای او کار می کنم روزی مرا می دهد . 


عارف گفت : از خودم شرم دارم که یک غلام به اربابی با چند گوسفند توکل کرده و غم به دل راه نمی دهد و


من «خدایی» دارم که مالک تمام دنیاست و نگران روزی خود هستم...

😍

🌹لطفا یه صلوات واسه سلامتی تودلیم می‌فرستین بهم بگین منم واسه حاجت رواییتون می‌فرستم🌹                           💚 اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَة وَ اَبیها وَ بَعْلِها وَ بَنیها وَ سِرِّ الْمُسْتَوْدَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحَاطَ بِهِ عِلْمُک 💚                   
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2824
2823
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز