اگه من رو یادتون بیاد پارسال قراربود با خانواده همسرم بریم مسافرت در یک اتاق ومن راضی نبودم ،،،،امسال اونقدر آموزش دیدم از یه مشاور کمک خواستم آخرش نتیجه داد همسرم به خانواده اش نه گفت بعداز ۱۵ سال ،،،،گفت نه چطور همتون تنهایی میرید منم با خانواده ام میرم ،،،،ولی حالا ازتون راهنمایی میخوام از اونجایی که همسرم وابسته هست به خانواده اش وفکرمیکنه که همش مسافرت با جمع خوش میگذره ،،،میخوام کاری کنم که این مسافرت سه نفرمون چنان بهش خوش بگذره که بفهمه ای بابا عجب کاربدی کردم تواین چندسال ازاین به بعد تنهایی میرم واینهمه با خانواده ام بهم خوش میگذره ،،،دوستان راهنمایی کنید تا به همسرم خوش بگذرونم چیکارکنم؟
اصلا در هیچ شرایطی غر نزن و راضی باش اگر اوضاع به میلت هم نباشه.زودی همه کارارو بکن،وسایل رو جمع و جور کن،نزار بچه اذیت کنه،شبا گردن و بازوهای شوهرت رو ماساژ بده،اگه رانندگی میکنی،تو مسیر وقتی خسته شد شما هم رانندگی بکن.
باید شوهرتو بشناسی اول که چجور شخصیتی داره و چطور بهش خوش میگذره. مثلا من تو سفر خیلی با ذوق و پرانرژی ام و از پیشنهادات شوهرم که کجا بریم امروز و فردا چیکار کنیم استقبال میکنم. غر نمیزنم و با شرایط خودمو وفق میدم. خیلی ذوق میکنم تو سفر و جایی که میبرتم نشون میدم چقدر خوشم اومده. هر فازی داشته باشه باهاش همراهی میکنم. مثلا آهنگ توی ماشینو باهم بلند بخونیم یا اصلا ضبط خاموش باشه. خلاصه الان جوریه که اگه من جایی باهاش نرم نمیره. حتی سفر گفتم با خونوادت برو من نمیام, نرفت
خدایا میخوام صبور و خوشحال و خوشبین باشم... کمکم کن لطفا😘