من خونواده شوهرم رو خیل ی دوست دارم تا حالا هم جز محبت هیچی ازشون ندیدم . منم بهشون احترام میزارم و محبت مب کنم . از زمانیکه باردار شدم نرفته بودیم چون ما تهرانیم و اونا یه شهر دیگه . چند روز پیش رفتیم خونشون باورم نمیشد پاهام ورم کرده بود مادر شوهرم خودش پاهام رو گذاشت رو مبل و بالشت گذاشت زیرش . میوه برام آورد و چون میدونست هوس آبگوشت کردم برام درست کرد حتی نزاشت ظرفها رو بشورم گفت سر پا واینستا خسته میشی اونقدر محبت کرد که واقعا شرمنده شدم . برای خودم یه پیراهن حاملگی و برای فندقم یه ست بیمارستانی خریده بود تازه 5 ماهمه . گفتم وسط این تاپیک هایی که همه از مادر شوهر و خواهر شوهر بد میگن واقعا جای این تاپیک خیلی خالیه .
خدایا ازت ممنونم که بهترین شوهر دنیا رو نصیبم کردی
مادر شوهر من عااااااالی عالی خدایی خیلی خوبه واسه روز دختر پارسال اومده بود دم خونمون زنگ زد من دندون درد داشتم درو باز نکردم شبش دوباره زنگ زد به شوهرم رفتیم پیشش کیک خریده بود واسم گوشواره هم خریده بود واسم آنقدر خجالت کشیدم هر سال رب و سبزی و همه کار میکنه واسم
یادمه همون زمانیکه شوهرم رفته بود نه خرجی داشتم نه چیزی
بعد عروسم هوس ته چین گوشت کرده بود بردم سری کوپن هامو فروختم براش گوشت خریدم با برنج درست کردم خورد
ادمها را نباید به هر قیمتی نگه داشت . همه برای ماندن نمی ایند. ادمی که میماند جنسش با دیگران فرق دارد.....برای ماندنش مجبور نمیشوی خودت را تغییر دهی .اینو بیاد داشته باش برای نگه داشتن ادما نباید خودتو زیر پا له کنی.....ادما باید با دلشان بمانند نه با جسمشان....