سلام دوستان من یه خانه دارم تو شیراز که پدرم تو صدرا واسم خریده البته صدرا از شهر خیلی دور واسه همین واسه من خیلی سخت هی بخوام برم شوهرم حاضر نیست من ببر بیاره آپارتمان من یه آپارتمان نو ساز دو خوابه هست که خوب خیلی خرجش کردم همه چیش تکمیل کاغذ دیواری های خیلی قشنگی کار کردم داخلش و... خیلی رو خونه ام حساس بودم که به یه آدم خوب بدم که بجه کوچیک نداشته باشه یا مجرد نباشه خونه رو که زدم تو سایت بنگاه بهم زنگ زد که من بیعانه گرفتم بیا پای معامله یه خانم با دو تا دختر که تو خانم تو علوم پزشکی کار میکنه و دخترهاشم خیلی با شخصیت هستن رفتم خونه این همه راه پای معامله دیدم یه زن له له له نشسته با یه تیپ خز ولی دخترش با ۷ قلم آرایش هست همین جوریم درحال موبایل حرف زدن به این اون حسابی گیج شده بودم و... تا اینکه قرداد نوشتم خونه رو تحویل دادم بعد یک سال که گذشت نگهبان دم در بهم زنگ زد که به هیچ عنوان با ایشان دیگه تمدید نکن گفت اینا سگ دارن و همه شاکی هستند و... منم دوماه پیش زنگ زدم که خانم بلند شه چند روز پیش بهم زنگ زد و گفت که پول من آمده هست منم گفتم من باید یه بازدید داشته باشم تو خونه بعد ببینم خسارتی زدید نزدید بهتون تحویل بدم بعد دوساعت بعد زنگ زد که ای کاغذ دیواری ها تو راه عبور باید عوض شه یکم پاره شد گفتم چرا پاره شد گفت ها نم کشیده ال بل گفتم تو راه عبور چه جوری نم کشیده شماره کاغذ دیواری بده از ای حرفا منم گفتم من باید بیام بازدید چشمتون روز بعد نبینه امروز رفتم خونه رو دیدم اولش که تا ساعت ۱۲ نیم داشتم زنگ میزدم نگو که خواب بودن بعد گفت بیاید بعد تا زنگ زدم یه سگی واق واق کرد بعد ۱۰ دقیقه در باز کرد از بوگند کثیفی همین جوری فقط میخواستم اق بزنم یعنی طویله از اینجا تمیز تر بود تموم دیوار هارو چنگ زده بوده سگ جوری تمام گج ها کنده شده بود تموم کاغذ دیواری های راه عبور یه بخشی از سالن کنده شده بود بعد گفت یکی از اتاق ها خواهرم خوابیده اتاق دیگه هم که توش سگ بود درش قفل کرده بود منم در اتاقی که خواهرش بود باز کردم وای موکت نو نازنین که کفش بود کاملا خوابش رفته بود کثیف سیاه کرم پودر پنکیک ریخته بود روش موی سگ تو آشپزخونه همه ظرف های کثیف رو هم ریخته بود جرم چربی سال رو گاز کابینت ها بود یعنی فقط بگم اسطبل از اینجا خوش بو تر تمیز تر بود زندگی سگی سگی بعد کلی بهشون گفتم ای چه وضعی هست گفت من کاغذ دیواری هارو درست میکنم مشکلی نیست انقد دیگم حالم داشت بهم میخورد دیگه چیزهای دیگه رو چک نکردم امدم بیرون پیش نگهبان بعد بهمون گفت ای دختراش تا ۳ یا ۴ نصف شب بیرون هستند مست میکنند میان خونه مادرشون هم ۵ صبح از خونه میزنه بیرون میره سر کار فکر میکنم جز خدمه بیمارستان هست بدبخت باباشون هم تو زندان خلاصه خیلی حالم بد نمیدونم چیکارکنم