سلام ما تازه عروسی گرفتیم فیلمبردار مون یک مادر دختر بودن که شوهر مادره فیلمبردار جای مردا بود و خلاصه بگم این خانواده دوست پدر شوهرمهشوهرم هم ماشینش رو قبل از اینکه زنش بشم به این آقا فروخته و باغ شوهرم و این خانواده کنار هم هستن این خانواده رفت و آمد که بیان خونه پدر شوهرم ندارن بیرون سلام و علیک دارن من این خانواده رو تا موقع عروسی ندیدم و وقتی که شوهرم اومد آرایشگاه دنبالم رفتی تو یک باغی که واسه عروسی درنظر گرفته بودیم اون مادر دختر دیدم خیلی بی حجاببودن خوشم نیومد من خودم چادری هستم بعد زیاد سبک بودن میخندیدن و موقع عکس گرفتن میخواست به شوهرم بگه اینجوری واییستا دست شوهرمو می گرفت میگفت اینجوری میتونست به شوهرم دستش نخوره با اشاره بگه ولی دستشو میزد اثلا واسش مهم نبود نامحرمه
و من ازش بدم اومد آیا کسی اینجا تجربه داره که فیلمبردار شون اینجوری باشه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
یه چیزی! من خودم هیچ وقت رو هیچ چی حساسیت نشون نمیدم. اگه از چیزی بدم بیاد با آرامش یه بار میگم. همین کار من باعث شده همسرم همه چی رو بهم بگه. بالاخره ما که کل روز رو با اونا نیستیم. باید باهاش رفیق باشی ترس نداشته باشه ازت مخفی کاری کنه یا بترسه بهت بگه دعوا بشه