یه خانومی اینجا میگفت
من خودم غذا سفارش میدم .چون اجازه نمیدم شوهرم با زنا حرف بزنه
بعد تو رستوران باغ مانندی رفته بود سفارش بده
اومده دیده یه زنی داره از تخت بغل برای شوهرش عشوه میاد و دلبری میکنه
یه چیزایی ناگزیر زندگی امروزه
پیش میاد
سخت بگیری سخت میگذره