2821
2789
عنوان

ازش بدم میاو

| مشاهده متن کامل بحث + 818 بازدید | 75 پست

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

باید یه تذکر میدادی  بهش تابعدا حرص نخوردی و اعصابت خورد نشه ولی دیگه گذشته بیخبال بهش فکر نکن دفه بعد برخورد کردی باهاشون تکرارکردن اون موقع حالشونو بگیر اساسی الان دیگه بهش فکر کنی اعصابتو فقد خورد میکنی خواهر😘

لطفا یه صلوات بفرس واسه سلامتی و ظهور آقا امام زمان‌ (عج)                                  
نمیدونم من هنوز انقدر روشتفکر نشدم عزیزم شوهرمو به دوشقه مساوی تقسیم میکنم درهمون مکان تا حساب کار ...

یه خانومی اینجا میگفت

من خودم غذا سفارش میدم .چون اجازه نمیدم شوهرم با زنا حرف بزنه

بعد تو رستوران باغ مانندی رفته بود سفارش بده

اومده دیده یه زنی داره از تخت بغل برای شوهرش عشوه میاد و دلبری میکنه

یه چیزایی ناگزیر زندگی امروزه

پیش میاد

سخت بگیری سخت میگذره

یه خانومی اینجا میگفت من خودم غذا سفارش میدم .چون اجازه نمیدم شوهرم با زنا حرف بزنه بعد تو رستوران ...

بله دقيقا ههينطوره تازه مگه زندانه اخه 

هر چي رو مرد حساستر بشي از اونطرف فرار ميكنه و دوست داره ازادي رو تجربه كنه

واي واي چه خانومهايي پيدا ميشن

آره سنتی ازدواج کردیم شوهرم میگه با خیلی ها دوست بودم نگرفتم همش میگه این چیزارو

باید قبل از ازدواج این مسائل رو تو خودت حل میکردی. باید قبول کنی شوهرت روابط عمومی بالایی داره. مدلش همینه. یه نکته! یادت باشه هی سعی نکن اونو عوض کنی چون شدنی نیست. باید خودتو وفق بدی

هر چی آرزوی خوبه مال تو❤
بله دقيقا ههينطوره تازه مگه زندانه اخه  هر چي رو مرد حساستر بشي از اونطرف فرار ميكنه و دوست دا ...

اون حریص تر میشه دقیقا

در عین حال وادارش میکنیم به دروغ 

محل کارش و تو خیابون که نیستیم کنترل کنیم

دروغ هم نگه دائم باید دعوا کنیم

بچه از این همه دلداری ممنونم ولی اون روز عروسی عروسی بهم ضهر شد همش استرس داشتم که جای سفره عقد منو شوهرم باهم بودیم همه رفتن بیرون با شوهرم دعوا کردیم گفتم نزدیک بود بزنه تو صورتم

2825
2823

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز