تایپیکای قبلیت همه رو خوندم..اصلا سیاست نداری اصصلا...دخترجان یکم ناز بیا عشوه بریز دردودل کن ..ببین میخای صمیمیت ایجاد بشه هم از شادیت بهش بگو هم از غمت..بچه بازی در بیار وقتی کنارته کوچولو کوچولو حرف بزن..وقتی میاد لباسای خوشگل بپوش و راه برو با خودت بخون و برقص...از آرزوهات براش بگو از علایقت از خاسته هات...کلا خودت باش ..همه ی روزی از دنیا میرن میدونم سخته برات داغ برادر...ولی تو فک کن جای اون شاید خیلی بهتره ...شاد زندگی کن و شادی رو ب زندگی خودت بیار ...اینجوری ک باشی همسرت برات میمیره...خودم یکساله ازدواج کردم با تمام حرفای ناراحت کننده ای ک ب شوهرم زدم ولی چون سیاست داشتم عاشقمه...هیچوقت نه نمیاره ...چنتا کتاب بخون
هر کسی طرز تفکر خودشو داره بعدم محل خیلی کار ها سالم نیستن برای همین نامزدم حساسه من گفتم ک همه چیزو ...
معلومكم نيست درست نباشه ، اگر 5 سال ده سال بود داشتي زندگي ميكردي تو خونه خودت و ديگه محدوديتي برات ايجاد نكرده بود ميتونستي بگي كه آره همسر من دوست نداشت كار كنم اما در زمينه هاي ديگه محدودم نكرد ، اما شما هم هنوز نامزدي