سلام پسرم 33 روزشه از دیروز بعد از ظهر تا الان فقط داره همش روی هم اید 8 َساع خوابیده، هی بیدار می شه میخوره گریه و بازی میکنه، البته بیشتر گریه، تا میاد پلکاش سنگین بشه خابش باز می پره و آروم شروع میکنه به آدم نگاه کردن من چکار کنم
حساب مال 2 نفره✍️✍️گر نگهدار من آنست که من میدانم،شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد
وقتی بمیرم هیچ اتفاقی نخواهد افتاد...نه جایی بخاطرم تعطیل میشود...نه در اخبار حرفی زده میشود...نه خیابانی بسته میشود...و نه در تقویم خطی به اسمم نوشته میشود...تنها موهای مادرم کمی سپید تر میشود...پسرم تنهاتر...💙و پدرم کمی شکسته تر...اقواممان چندروز آسوده از کار...دوستانم بعد از خاکسباری موقع خوردن کباب آرام آرام خنده هایشان شروع میشود...راستی عشق قدیمم را بگو اوهم باخنده هایش در آغوش دیگری،مراازیاد میبرد...!من تنها فقط گورکنی را خسته میکنم...ومداحی که الکی از خوبی های نداشته ام میگوید🙃 و اشک تمساح میریزد...و من میمانم و گورستان سرد و تاریک و غم همیشگی ام که همراهم میماند...من میمانمو و خدا،💗بااحساس خجالتی که ای مهربان چرا همیشه مرا از تو و دینت ترسانده اند...🙁
عزیزی که نوشتی اگه مخالفمی ریپلای نکن، بیزحمت اینم بگو اگر مخالفتم دقیقا چیکارت کنم بزرگوار؟😀😀😀😀 اون چیزی که شما مینویسی و کسی ریپلایت نمیکنه چیزیه که توی دفترچه خاطرات داخل میز دراورت نوشتی نه توی بخش "تبادل نظر" یه سایت عمومی😛
پسر منم تا حدودا ۵۰ روزگیش فقط رو پام می خوابید تا میزاشتم زمین بیدار میشد یا اینکه میزاشتم رو نینی لای لای خودمم نشسته می خوابیدم شده بودم مثل مرده ها از بی خوابی نزدیک دوماه شد دیگه خوب شد
خداجونم یه چیزی ازت می خوام نه نگی ها ،میشه من دیر بمیرم ؟! اخه نمی خوام بچه ام هم مثل خودم بی مادر بزرگ بشه ،تو که بی مادری نکشیدی ببینی چه دردیه 😔😔