روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم باچشمهایی درشت که همه ی دنیا را زیبا میبیند عاشقانه زندگی میکند، تنفر برایش بی معناست، مهربانی را یادش میدهم، اعتماد راهم...یادش میدهم همه دنیایش را با مادرش قسمت کند، حتی خطاهایش را،آن وقت هیچ وقت تنها نمی ماند ...نمیگویم دخترم بترس ازمردها می گویم بترس ازگرگها، مردهاکه گرگ نیستند، پدرت فرشته ای است که روزی خدا او را فرستاد و روح تنهای مرا لمس کرد و نگذاشت ، تنهابمانم....روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم اما بسیار قوی تر، بسیار بخشنده تر، بسیار مهربان تر و بسیار صبور تر...
والا من یه زایمان طبیعی داشتم یه سزارین چون مجبور بودم بخاطر دوقلویی خدا اون روزا رو نیاره داغون شدم با سزارین تا الان که هشت ماه گذشته هنوز عوارضشو دارم کمردرد و...بخدا طبیعی عالیه فقط یه روز درد من فقط دوساعت درد کشیدم خیلی پیاده روی کرده بودم