داشت ذره ذره مثال میزد منم میخواستم توجیح کنم میگفت ساکت باش گوش کن منم گوش میکردم بعد ی دفعه خییییلی عصبانی شد شاید توی ۳ ۴ ثانیه ی دفعه کلی تغییر کرد شروع کرد به دادن زدن منم فقط سکوت میکردم یا میگفتم اروم باش دیدم داره باز داد میزنه گفتم من الان دیگه حرفی ندارم خدانگهدار و قطع کردم