دیشب بعد داد زدناش بدجوری دلم گرفت
پسری که همیشه قربون صدقم میرفت میگفت تو رو از خودم بیشتر دوست دارم میگفت تو همه ی زندگیمی و... ی دفعه اینقدر راحت روبه روم وایستاد و شروع کرد به داد زدن و بد اخلاقی ی حرفایی زد گه انگار من دشمنشم
حتی سکوتمم ارومش نکرد
اینقدر دلم گرفت که احساس نفس تنگی میکردم اصلا باورم نمیشد این همون ادمه دیشب تا صبح خوابم نبرد