داستانش در مورد دختری هس که ناپدریش اونو توی قمار به پیر مردی میده و این پیر مرد میخواد دختره رو بفرستع دوبی بفروشتش
بعد یه پسری که برای کاری اتفاقی رفته بود شهری ک دختره زندگی میکرد جلوی مدرسه دختره رو میبینه عاشقش میشه هرروز تغیبش میکنه تا ببینتش که از قضا همون روزی ک پیر مرد داره دختره رو ب اجبار با خودش میبره پسره میاد اینا رو دنبال میکنه و بعد به عنوان یه خدمت کار میره تو خونه پیر مرد تا دختره رو نجات بده دختره هم عاشق خدمت کار تازه وارد میشع که یعنی همون پسره هست وقتی دختره رو میفرستن دوبی پسره و دوستاش باز برای نجاتش میرن قراره تو یه مهمونی بزرگ دختره رو بفروشن که با کلک پسره و دوستاش میتونن دختره رو فراری بدن
دختره و پسره برمیگردن ایران
پسره برای ازدواج با دختره میره ک از ناپدریش اجازه بگیره که ناپدریش میگع دختره وقتی کوچیک بوده دزدیدمش و اسم پدر مادر واقعی دختره بهس میگه
پسره میره خونوداه دختره پیدا میکنه و ........