2777
2789
آی آی نبینم کسی داغون باشه لو باتری باشه مجبور باشه .......سمیرا من هلت میدم تو بزن دنده 2 شاید راه افتادی
اون ساتیار دخترباز چطوره ؟؟؟ شاهکار جدید نگفته؟؟

بمیرم الینا برا چی تب کرده؟؟؟؟ غصه نخور میگذره اونم خوب میشه تا چشمم به هم بزنی رفتی برش داشتی و بهش رسیدی و عذاب وجدانت کم شده . اصلا تب مال بچس دیگه مگه ماها تب نکردیم خیلی وقتا مامانامونم وقت نداشتن برسن بهمون.

من همین جا با همین حال زار و نزارم با همین شکمم که ایندفعه از هفته 8 اومده بالا اعلام میکنم که از الان تا هر وقت که بخواین خودم انرژی به صورت رایگان در اختیارتون میزارم
Lilypie Pregnancy tickers

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

سلام به همه

هما الینا خوب شد الهی بچم

سمیرا در چه حالی ؟ خودتو زدی تو شارژ یا نه همچنان لو باتری هستی

یاسی قلنبه در چه حالی

همه و همه دوستتون دارم من هستم در حالت سو سو
زن قـــــداست دارد ....
بــــراى با او بـــــودن باید مــــرد بود !
نه نـــــر ... !!!
به نام خداوند بخشنده مهربان

امروز رو شروع مکنیم بلکه امروز اینجا رونق داشته باشه . والا

الینا بهتره . امروز رفته مهد کودک . یعنی چاره دیگه هم نداشتم . ولی خدارو شکر بهتره .

من خودم خیلی خوب نیستم . البته تو دوران قبل پ ر ی میباشم !!!!!!!!!!!!

یکی گفته بود از فدرا چه خبر؟؟؟؟؟؟ من کم و بیش خبر دارم . تا 18 بهمن مرخصی هست و پیش همسری . ایشاله زودتر خوب خوب بشن .

اوممممممم میخواستم یه چیزی دیگه هم بگم کلا یادم رفت .

حالا دوباره میام ایشاله

ای وای من یه نیم ساعت بود میخواستم پست بذارم تا الان شد که دیدم مونا هم اومده .

خوبی خانمی؟؟؟؟؟؟؟ دلتنگتیم بد فرم . جوجه ها خوبن؟؟؟؟؟؟؟؟ از کلاس یوگات چه خبر؟؟؟؟؟؟؟ دیگه بهمون آموزش نمیدی مادر

راستی سمیـــــــــــیرا کجائی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بیا برو وبلاگ الینا رو بخون .کیف کن دخترم چه جوری هوامو داره . هاهاهاهاها . البته که میدونم ساتیار کلا با تو خیلی حـــــــــــــــــــال میکنه . ولی خوب دیگه ما هم اینیم دیگه

ببینیم میتونیم سمیرا رو وسوسه کنیم برای دومی . من که دارم همه تلاشم رو میکنم



سلام صبح بخیر
من هستم ولی حال ندارم همچنان سرماخوردگی ادامه داره . گلو و گوشم ملتهب شده ناجور . . اینقدر این مریضی بده که همه بدنم درد میکنه . دارو و انتی بیوتیک هم فایده نداره اصلا .

هماااااااااااا من نگرفتم داری همه تلاشت را میکنی برای دومی یا تلاش برای اغفال سمیراست؟؟؟؟؟؟؟ نزن خوب ههههههههههههههههههههه شوخی کردم .
بمیرم برای الینا که این جوجه ها سرماخوردگیشون مکافاتیه هم برای خودشون هم برای ماها


موناااااااااااااااااااا بیا برامون کلاس بزار . فقط امدی رهااااااااااااااا بازی یادمون دادی و رفتی
یاسی جون یعنی چی زوان را میفرستادی خونه مامانت هر هفته با چه بهانه ای؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ میگفتی میخوام لات بازی کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بچه پرو ما بدون من یا باباش جایی نمیمونه خواهر بمونه هم 5 دقیقه بعد میگه ببرینم پیش بابام

یعنی وقتی مصر بودیم بابای حسام و زن باباش خودون را کشتن یه شب سامی پیششون بمونه . تا اخر مخ بچه را زدن .و گفت امشب اینجا میمونم . ما که رفتیم خونه 10 دقیقه نشد دیدم عموش اوردش بالا گفت یکم نشست گفت دیگه ببرینم خونه خودمون بالا باید مامانما بغل کنم بخوابم .

هما جون خدا رو شکر که الینا گلی بهتره

مونا باورت نمیشه که واقعا قلنبه شدم یعنی الان که 8 هفتم شکمم واقعا بالا اومده .خنده داره !!!

مارسیم جون ما که نمیگفتیم چه لات بازی می خوایم بکنیم هر 5شنبه میرفتیم سینما و مهمونی و اینا بعدش هم بالاخره به منزل میرسیدیم و خستگی در میکردیم و ....
البته که ژوان همش کولش آمادس که تا ما اجازه بدیم بره یه جایی بمونه هر روزم که از مهد برش میدارم میگه خب امروز کجا میریم و اگه بگم خونه کلی بهش بر میخوره

سمیرا 24 ساعته دارم هل میدم هنوز نزدی دنده 2
Lilypie Pregnancy tickers
ای مارسیم رمدم از خنده . از دست تو دختر . :))))))))) راستش دارم تلاش میکنم کلا برای دومی همه . حالا خودم سمیرا ... فرانک .... تو .... هر کس دیگه ای که شد . خلاصه این کاریه که از دست ما بر میاد تا ببینیم خدا چی میخواد !!!!!!!! خنده غشییییییییییییییی

یاسی جونم یعنی فک کن از هفته 8 شکمت بزنه بیرون . چه باحال . من از تصورش هم لذت میبرم . خیلی دوران خوبیه . حالشو ببر. راستی الینا هم دقیقا دقیقا مثل ژوان . از مهد که میگیرمش میپرسه خوب امروز کجا میریم؟؟؟؟؟؟؟؟ یعنی ما کلی سوژه شدیم تو مهد . و اگه بگم خونه اوهههههههه بیا و ببین . اگه بریم خونه باید با مقدمه چینی بهش بگم که یکدفعه شوکه نشه بچم !!!!!!!!!!!!! ولی در مورد شب خوابیدن نه . ترجیح میده خونه خودمون و پیش خودمون باشه . خوب حالا همتون فهمیدید چرا برای دومی کاری بیشتر از تشویق دوستان از من برنمیاد :))))))))))))))))))))
یاسی خوشبحالت چه دختر اجتماعی داری. البته من خودم هم با شب جایی موندن موافق نیستم . اون شب هم که راضی شد بمونه منخیلی ناراحت بودم ولی به روی خودم نیاوردم که شاد بشن و تازه یاد بگیرن ولی وقتی برادر شوهرم اوردش حال امدم . بعد از اونم که کلا راحت شدم از دستشون.

هما تو همه تلاشت را بکن بالاخره یکمون رو سفیدت میکنه نتیجه تلاشت را میبینی . سمیرا که سخت رفته تو کار ترک ف ب و نت مشکوک میزنه . فکر کنم شادت کنه این ماه

هما خودم تشویقت میکنم بهت انرژی هم میدم الینا رو هم بیار پیش من آخر شب برات میارمش......
ولی نگو که حال این دوران رو ببر که این دفعه حالم زاره و تهوع داغونم کرده و تا حالا نمردم خیلیه .....تازه با شکم جلو اومده کر میخود اسباب بازی های ژوان جون رو از رو زمین جمع کنه اینو به من بگو زود تند سریع
Lilypie Pregnancy tickers
مارسیم ژوان هم تا حالا فقط شب خونه مامانم مونده ولی کلا آمادس که بره اینور اونور همیشه هم دو تا کوله داره یکی اسباب بازیاش و یکی لباساش حتی برا دو ساعت که میریم جایی . قرتیه دیگه چه کنم
Lilypie Pregnancy tickers
بابا یاسی جونم بیخیال لسباب بازی های ژوان شو . بذار زمین باشه چی میشه ؟؟؟؟؟؟؟ ببین خونه من الان که کلش رو جمع کنم دو دقیقه بعد مثل همون جمع نکردنه . خوب . حالا یه سری بچه مودب و پاک و پاکیزه و از اول همه چی فهم هستن که اینطوری نیستن . خوش به حال ماماناشون :)))) اینم خوب . از بچه من لابد بیشتر از این انتظاری نیست . پس بیخیال دنیا . خدائیش خدائیش تو چند بار دیگه میخوای حامله بشی . نهایت یه بار دیگه (به غیر از اینی که هستی میگما :)))))))))) پس واقعا حتی از بالا آوردنش هم حال کن . والا .

راستی ژوان میدونه منتظر نی نی هستی یا هنوز نگفتی بهش . من خیلی خا رو دیدم تا جنسیت معلوم نیست به بچه اول نمیگن . تا مثلا بعدش بگن که یه داداش یا یه خواهر داری.

از پیشنهاد نگهداری الینا هم ممنون . بسی لذن بردیم . میگن وصف العیش نصف العیش

ای فدای این بچه قرتی
سامی هم اماده برای بیرون رفتن البته فقط تو خیابونا ول گشتنا دوست داره یا خرید کردنا . از خونه بودن یا خونه کسی رفتن خوشش نمیاد . وقت بیرون رفتن هم خودش میره لباسهاش را میاره میگه اینا را بپوشونم هسنام بشم ( هندسام) . وای به روز ی هم که منیا حسام یه لباسی را بگیم جای اون یکی بپوشه . اخماشو میکشه تو هم میگه اخه این با این مچ نمیشه .
اسباب بازی محبوبشم که بیشتر دستشه بیرون خونه یا پربه چکمه پوشه یا نی نی توپولو .
هما خونه ما هم همینجوره من اسباب بازیاش را جمع میکنم یه ربع نشده باز همون اش و همون کاسه . من هم بیخیال شدم دیگه . یکی دوبار هم حسام غر زده بهش گفتم خودت پاشو جمع کن . اونم غیرتی شد بلند شد همه اسباب بازیا را نرتب سر جاشون گذاشت امد گفت کاری داشت . بعد دید پشت سرش سام یرفت همه را ریخت رو زمین و بخهم زد دیگه چیزی نگفت .
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز