2777
2789
من اومدم همه رفتن اون موقع که من نبودم هر روز 10 صفحه 10 صفحه میرفتید جلو نامرداااااااااااااااااااااااااااااااااا


هما عشقم در چه حالی خوب شدی


سمیه جون خیلی باحال بود چون دقیقا" بعد ازاینکه من خبر بارداری الی رو شنیدم یه چیزای تو مایه های حرفای تو که به مهناز زدی زده بودم که بعدش خودم بطور ناباورانه باردار شدم حالا دقیقا" تو هم همین بلا سرت اومد خیلی جالب بود


الی من بدجور با این بی حوصلگی که دارم تو کفه نفر سومم که بارداریشو ازمون پنهون کرده بود بیا لوش بده


راستی سامیار به تنهای میشینه و خیلی شیرین شده سارینا هم که بدجور براش خواهری میکنه و سنگ تموم گذاشته و برای هم میمیرن و یه وقتای سارینا برای سامیار شکلک در میاره و ساعتها باهم میخندن و بازی میکنن و من بابا شون هم از خنده های اونا میخندیم و واقعا" لذت میبریم
زن قـــــداست دارد ....
بــــراى با او بـــــودن باید مــــرد بود !
نه نـــــر ... !!!

من کالسکه و صندلی ماشین بچه‌مو از بی‌بی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضی‌ام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بی‌بی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:

https://babylifeshiraz.com/

سلام به همگی دوستای گلم.

من دیروز خونه بودم و مریضضضضضضضضضضضضضض. ولی الان خیلی بهترم و اومدم سرکار.

مونایی جونم سرکار اومدنت مبارکککککککککک. بچه ها رو چکار می کنی؟؟؟؟؟؟؟؟ هر دو پیش مامان اینا هستن؟؟؟؟؟؟؟ ساعت کاریت تا چه ساعتیه؟؟؟؟؟؟ چقدر سوال کردم!!!!!!! من جیگر این حاج آقا رو بخورم که اینقدر مردونه نشسته!!!!!!!! اون خانوم خانوما هم که دیگه خانومی شده ماشاالله واسه خودش. توروخدا براشون اسفند بریز.......

الی جون من از اون خرمالو خوشمزه ها می خوامممممممممممممممممممم. فداششششششش شم با اون چهره معصوم و جیگرش......... یه ماچچچچچچچ گنده واسه یاس ناز نازی. آی یو دیت هم مبارکککک!!!!!!!!!!!!! نگرانش نباش من که خیلی باهاش راحتم.

خوش بحال اونایی که فردا تعطیلن گریهههههههههههههههههههههههههههههه.......... اداره ما که خودشو .... کرده و می گه ما تعطیل نیستیم......... نمی دونم یه جورایی می خوان با همه فرق داشته باشن حتی اگه به ضررشون باشه!!!!!!!!!!! خاک تو سرشون......... ببخشیدا ولی خیییییییییلی عصبانیم.... البته شاید من نیام اداره ولی بازم از مرخصی هام کم می شه...........

هما جونم حال و بالت چطوره؟؟؟؟؟؟؟ بهتر شدی مادر؟؟؟؟؟؟؟؟ بیا یه خبری بده از خودت......... می ترسم زنگ بزنم مزاحم استراحتت بشم............

باور می کنین از دست این همه مشغله ای که من دارم فقط یه بار خواهرم رو دیدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اونم الان اینجا نیست. رفته شمال با شوهرش .........

فرانک پیدات نیست مادر کجاهایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خوبی، خوشی؟؟؟؟؟

سمیه جون روزای خوشی رو برات آرزو می کنم. مراقب خودت باش.............

مهناز جون تو کجایی؟؟؟؟؟؟؟ هستی خوشگلمون خوبه؟؟؟؟؟

بقیه ها هم که می دونین عاشقتونم..... فعلا بوسسسسسسسسسسسسسسس.
سلام
حالم خیلی خرابه
جند وقت بیش به بهونه اینکه میخوایم از این خونه بریم مبلها را که منبت کاری داشت و خیلی خطرناک بود برای سامی را فروختیم و بعد هم کفتم تا بریم خونه جدید نمیخریم تا هم جا برای فوتبال بازی سامی باشه هم بار اضافی نداشته باشیم.

فکر میکردم اینجوری خونه امنتر یمشه برای بدو بدو کردنهای سامی ولی نمیدونستم روی زمین صاف و لخت هم خطر در کمینه.

دیشب سامی داشت طبق معمول بدو بدو میکرد برای خودش و توب بازی میکرد. یه لحظه باش کرفت به لبه فرش و باصورت و با شتاب زیاد رفت که بره طرف زمین. خودم دقیقا کنارش ایستاده بودم و تا این اتفاق افتاد سریع بازوش را کرفتم تا شتاب افتادنش حداقل کمتر بشه ولی دیر جنبیدم تا امدم متوقفش کنم سرش خورد روی سرامیکها ... یه لحظه از جلوی جشمم دور نمیشه این اتفاق. دیشب تا حالا خیلی خرابم.

خدا راشکر همون کرفتن من هرجند دیر باعث شد شدت ضربه خیلی کمتر بشه ولی به هر حال سمن جب سرش خورد زمین و وقتی بغلش کردم و ماساز دادم سرشا دیدم دستم خونی شد. خیلی دلم میخواست زار بزنم. دلم میخواست جیغ بزنم و سرما بکوبم به دیوار . حداقلش اشک بریزم .. ولی ..... سعی کردم خودما بزنم به اون راه. با لبخندم هر جند تصنعی هر جند دلقک وار بهش کفتم هیجی نیست و یواشکیش کف دستم را نشون شوشو دادم . تازه شوشو فهمید سرش داره خون میاد . بهش کفتم به روش نیاره و سریع تلفن کنه به دکترش. دکترش کفت اکر خونریزی شدید نیست در حد جند قطره هست مهم نیست و یه خراشه سطحیه ولی اکر غیر قابل کنترله سریع ببریمش بیمارستان. ولی تا اون موقع خون بند امده بود و با کاز استریل تمیزش کردم دیدم خیلی زخم کوجیک و ارزش بخیه نداره. ولی به کفته دکتر تا یکی دو ساعت بیدار نکهش داشتیم تا ببینیم حالش بهم میخوره یا نه و هوشیاریش را جک کردیم. فقط یکم ورم کرد که دکتر کفت طبیعیه جون ضربه خورده . و ممکنه تا جند روز هم درد داشته باشهخ.



دیشب تو خواب هر وقت سرش را میزاشت روی متکا ناله میکرد. تا الانم تا دست میزنه به سرش میکه اوخ اوخ i have pain
این جمله را اینقدر قشنک تلفظ میکنه که دلم براش ضعف میره ولی از ناراحتی بیشتر دلم میخواد بمیرم

سمه جونم من پستت رو خوندم کلی از خودم ناامید شدم خانمی من یه ساعت با بدبختی نوشتم چی شده بعد تو میگی اخرش نفهمیدی! به هر حال من ناامیدشدم از اون پستم که برای اینترنت برات نوشتم اصلا خوندی؟ به هرحال اگه این پست مامان الینا رو میخونی من دوباره بهت تبریک میگم قدم تو دلیت رو.
مونا جونم گلات رو دیدم ماشاله خیلی ماه شدن.اسفند بریز .همینطور یاس جیگر که خانمی شده برای خودش.
مریم جونم تشکرویژه دارم از این همه مهربونیت ناراحت شدم امروز تعطیل نیستید
مارسیم گلی با خوندن پستت منم گریه ام گرفت خدا رحم کرده به شما وپسملی .حتما صدقه رد کن. مواظب خودتون باش.
مهناز جونم تو کجایی؟بیا که دلتنگ پستای خوشگلت هستم.
فرانک و سمیرا و فهیمه و حمیده و... کجایید ؟عاشق همتون هستم.
سلام به همه مامان های مهربون .
مرسی ازاینکه بهم تبریک گفتین امیدوارم ازپسش بربیام .

همای عزیزم خیلی خوشحالم خوبی مواظب خودت باش عزیزم .
مارسیم عزیزم به قول الی همه بچه ها یه فرشته نگهبان دارن واقعا خدانگهداربچه هاست .

مونای عزیزم سرکاررفتنت مبارک باشه دوتا دسته گلات خیلی نازشدن ببوسشون .
قربون این یاس خوشگلم برم بااون ژاکت خوشکلش الی جون قصدفوضولی ندارم ولی خونه رومی خواین بفروشین چرااجاره می کنین بخرین بهترنیست .

سمیرا جونم درموردایت قرص ها بیشتربررسی کن عزیزم

مواظب خودتون ونی نی هاتون باشین
سلام به همه دوستای گلم :)

عید همگی هم مبارک .

اخیش چقدر دیدن عکس این فرشته ها حال ادم و خوب میکنه . بوس گنده از طرف خاله مهناز .

اول از همه هما جانم خدا رو شکر عمل خوبی رو پشت سر گذاشتی و ممنون که از حال خودت خبر دادی . انشاالله که هرچه زودتر روبه راه بشی عزیزم . گچ رو بینی باید یکم سخت باشه . خیلی مواظبش باش دوباره الینا عسلی شیطونی نکنه و دوست مهربون ما تو دردسر نیفته . بوسسسسسسس .

دیگه اینکه یه تبریک ویزه و خاص به مهتاب نازنین برای موفقیت بزرگش در قبولی فوق و همچنین انسیه گل در امر خطیر مادری که واقعا شاهکار کردی انسیه جان این همه کار رو تو مدت کم انجام دادی .
من خودم فقط تو پروزه جیشولوزی موفق شدم و یک کار دیگه که میدونم همتون از همون ماه های اول تونستین هستی رو تو صندلی خودش میشونم ...

فیروزه گلم خود خودشه :) پس ایران هم این مولتی ویتامین هست انگار ؟ راستی مدت هاست میخوام بهت زنگ بزنم تا صبح بیدار شم و به هستی صبحانه بدم میشه 12>30 ایران و سرظهر دیگه درست نیست زنگ بزنم . وگرنه خیلی دلم میخواد باهم یه گپ حسابی بزنیم .

سمیرا گلی بهتر شدی بعد این همه مریضی ؟

مونا جونم الهی بگردم خوندم وبلاگت رو . انقدر خودت و اذیت نکن هم خودت عادت میکنی هم بچه ها . خدا رو شکر سارینا انقدر مهربون و مسئولیت پذیره عشق کردم خوندم انقدر مواظب داداش کوچولوشه . کار کردن تو باعث میشه مامان خوشحال تری باشه و روحیه بهتری برای برخورد با بچه های گلت داشته باشی .

مارسیم گلم خدا خیلی رحم کرد . کلا میبینی هیچ وقت نمیشه خیال ادم راحت باشه . من که هرروز میگذره بیشتر قدر مامانم و میدونم . مخصوصا یاد کاراش میفتم .بچگی که کلی اذیتش کردم . یادمه دبیرستان هم بودم شبای امتحان پا به پای من تا نصف شب بیدار میموند . واقعا باید قدر مامانامون و خیلی بدونیم .

حمیده جان خدا رو شکر امتحانت رو خوب دادی . اخه نوشته بودی خراب کردی خیلی حیفم اومد فکر کن با زحمت زیاد و کار و مسئولبت بچه یه بار دیگه امتحان دادن فاجعه بود ...

مریم جان انشاالله که خودت و گل پسری بهتر شدین عزیزم . بازم خوبه خواهری شماله حداقل به شما بد گذشته به ایشون خوش بگذره .

من این مدت مدام دکتر بودم . وضعیت قندم خوب نبود و نوسان داشت دکتر هم میگفت قند بالا باز بهتره تا این حالت واسه بچه . چون یا قندم بالا میرفت یا وقتی پایین میومد بدنم کتون تولید میکرد که خیلی بده خلاصه از نظر روحی یکم اذیت شدم . خودتون میدونین ادم چقدر نگران جنین میشه . الان دیگه خدا رو شکر به ثبات رسیدم . فقط قند ناشتام بالاست که دیگه با انسولین شب حل شده . خلاصه همه چی ارومه من چقدر خوشبختم ...
نی نی گولوم رو هم تو سونو دیدم . قلبش رو هم دیدم زود بود برای شنیدن صداش .دیگه باورش کردم . اینبار تنهایی رفتم . برعکس هستی که از قبل از سونو ما فیلم گرفتیم و باهاش حرف زدیم تا خود سونو اینبار نه فیلمی درکار بود نه بابایی با ما اومد . تازه برای سونوی دوم هم قراره نیاد و هستی رو نگه داره . هنوز هیچ خریدی هم نکردم ولی سر هستی قبل از اینکه بدونیم چیه براش کلی خرید کردیم . الان مامان های خرداد 90 که اولین بارداریشون رو دارن میبینم یاد خودم میفتم ...

خوب دیگه برم امیدوام روزای تعطیل به همگی خوش بگذره
بوسسسسسسسسسسس
سلام به همه

مامان آدرینای عزیز تبریک منو هم پذیرا باش امیدوارم به خوبی این دوره روهم طی کنی.

مهناز عزیزم میگن تجربه بچه دوم خیلی قشنگ تره. چون سر اولی همش آدم استرس داره و نمیدونه بایدچکار کنه وچی میشه ولی سر دومی با آرامش خاطر و سر ذوق انتظار میکشی.
مبارکت باشه. برای ما هم دعا کن

مارسیم جان با وجودی که آیسا نموداری ازم رسم کرده که نگو و نپرس ولی چون من خودم یه بچه بودم میدونم که چقدر سخته و دلگیر.

مونا جون ما رو که کشتی با این عکس ها.ببوسشون

بقیه هم که عاشقتونم
بووووووووووووووووس
بی تو برای من ، فردا پراز غمه / بی تو هوا پسه ، دنیا جهنمه
سلام سلام

چطورین ؟ ما که خوبه خوبیم تو این دو سه روزه اساسی استراحت کردم و کلی به کارای عقب موندم که رفته بود تو مخم رسیدم . خیلی خوب بود از الان دارم برنامه ریزی می کنم واسه هفته بعد که سه روز تعطیله آخ جوووووووووون .

مهتاب جونــــــــــــــم قربونت برم که دلم برات یه ذره شده بود خوبی ؟ دوستم مبارکه خیلی خوشحال شدم انشاء الله اینجا همش خبرای خوب و موفقیت بشنویم . عزیزم برو که یه دفعه بپری واسه دکترا :) آدرینا کوچولو چطوره ؟ حسابی ببوسش از طرف من .

همااااااااااااااااااااا در چه حالی خواهر ؟ الینا با قیافت کنار اومده یا نه هنوز ؟ درد داری بازم ؟ بتونم امروز بهت میزنگم .

وای مهناززززززز فکر اینکه یه کوچولوی دیگه داری چقدر خوشاینده آخــــــــــــی صدای قلبشون که انگار مسابقه اسب دوانیه میبینی چقدر جالبه خدا حفظش کنه و به سلامتی به دنیا بیاد الهــــی کلی احساساتی شدم . اینقدر خودتو از الان با اینجور فکرا مشغول نکن که همسری میاد نمیاد بعدش چی میشه ، چی نمیشه سعی کن آرامش داشته باشی . باشه دوستم ؟ آخی فسقلیها رو اساسی از طرف من ببوسشون .

سمیه کجایی بدو بیا بگو تو چیکار کردی ؟ رفتی سونو ؟ چه خبر بود زود بیا بگو دیگه .

مونا جونم عشق من بهتری ؟ سامیار خوبه ؟ اذیت نشده که ؟ بیا بگو جینگیلیها چطورن ؟

فدرا عزیز دلم خیلی زیاد به یادم . بیا از همسری بگو مرتب به وبلاگتون سر میزنم ببینم که خبری شده یا نه ؟ نگرانتم عزیزم یه خبری از خودت بده .

مارسیم ، مامان بچه ها ، فیروزه ، الناز ، درنا ، سمیرا ، مامان ترانه ، میترا و بقیه که بخاطر کهولت سن اسمشون یادم نمیاد به یاد همتون هستم بیاین دیگه .

راستی بچه ها ما آپیم خوشحال میشیم بهمون سر بزنین :*
سلام !
به همه دوست جونیهام با اینکه خیلی رو به راه نیستم و دپرسم!
امروز پنجمین سالروز درگذشت بابایی مهربونمه و چند روزه دپرسم!
مارسیم جون برای گل پسرت صدقه بذار که خدا رو شکر حالش خوبه!
وهما جون خدا رو شکر رو به راهیییی!
و بقیه دوستتتون دارم!
دوست جونها ممنون . برای سای صدقه دادیم . الانم حالش خوبه ولی امان از دست شیطونیهای این بجه ها که تمومی نداره

هما به وبلاکت یه سر بزن

دری جون من همیشه میکفتم تک فرزند بد نیست اقای شوهر رک کردنش میزد بیرون که یعنی جی؟ بجه تنها میشه سخته. بریشب حرف بجه دوم شد خود اقای شوهر فرمودن بیخود دلت را خوش نکن بجه دوم میخواییم جیکار همین یکی را درست تربیت کنیم و به نیازهاش توجه کنیم کافیه. اینم از ما فکر کنم سامی زهر جشمی ازش کرفته که قید دومی را زد هههههههههههه

مهناز جون من و خواهرم خیلی شیطون بودیم ولی مامانم میکه نسبت به سامی خیلی ارومتر بودیم. البته سامی هم اروم و خوبه ولی کاهی شیطونیهای خفنی میکنه .


ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2847
2834
2835
2108