منم اومدم. از وقتی پرستار گرفتم خیلی وقتم آزاد شده. صبحها مواد اولیه غذای خودش و آرین رو میذارم و براش میگم چکار کنه. عصر که برمیگردیم آرین خیلی سرحاله و حسابی از دیدن ما ذوق میکنه. صبحها تا 9.5 خوابه و ظهر هم اغلب دو سه ساعتی میخوابه. آشپزخونه حسابی تمیزه و هیچ ظرف کثیفی هم نیست! خلاصه حالی به هولی...
بالاخره من یکبار اومدم و شکایت نکردم... خوب بید؟