2777
2789
سلام دوستای گلم

دوست دارم بیام دل سیر و مفصل بنویسم ولی امشب مهمون دارم نمیرسم .
هستی هم از صبح حال اساسی بهم داده و اعصابم رو هواست ... فقط یه خواهشی داشتم از اونجایی که مامانم تجربه خوبی داره از معرفی دکتر من از طریق دوستای نی نی سایت . دکتر خداداد رو بهش معرفی کردم و با توجه به خوش اخلاقی دکتر خداد خیلیییییییی ازش راضیه . خلاصه امروز هم زنگ زده میگه میشه به دوستای نی نی سایتیت بگی یه رادیولوزی خوب بهم معرفی کنن .
اگه کسی میدونه ممنون میشم بهم بگه من فردا میام سر میزنم .
بوس برای همه

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

مرسی حمیده جون ..حتما امتحان می کنم ....


مهناز جون ..من رادیولوژی دکتر فائض فیضی رو معرفی می کنم ..دکتر مسنی هست که خیلی هم حاذقه .... تازه کلی هم دکترهای متخصص خوب میشناسه خودش ..اگه لازم باشه می تونی از خودش هم کمک بگیری .... مثلا شوهر من مشکلی داشت و برای سونوگرافی رفتیم پیشش ... ازش پرسیدم آقای دکتر چند جا رفتیم و گفتن باید عمل بشه ..شما دکتری میشناسین که نظر اون رو هم بخواهیم ... یکی رو معرفی کرد و گفت حتی اگه عمل هم بخواد این اصلا پولکی نیست و این حرف ها ..خلاصه که رفتیم پیشش و گفت آقا هیچیت نیست ..عمل هم لازم نداری .... فقط یه دوره دارو داد ...

آدرسش کوچه پایین تهران کلینیک هست تو شاه عباس .... از 118 هم می تونی مشاره اش رو بگیری ....

فیروزه جون حمیده درست توصیه میکنم عزیزم منم خودم همیشه کته ماست و سیب زمینی اب بز به سامی میدم وقتی اسهال داره . خیلی موثره . مخصوصا ماست با نعنا با کته .

حمیده امتحانت را جه کردی دختر؟

مامانای محترمه مکرمه. خیلی غایب داریم این اخیر . کجایین؟



من همیشه شاکی بودم جرا سامی کتاب دوست نداره بخونه مثل بقیه بجه ها. جرا با کتاب جور نیست.
راستش دیشب رفیتم کتابفروشی براش بازی فکری بخرم. دیدم یه سری کتاب زبان اصلی هست و مقوایی و قشنک .بهش نشون دادم کفتم بخرم برات دیدم مواردی را که نشون داده تو کتاب سامی بلده و خیلی اسونه جون سامی میوه ها و رنکها را انکلیسی بلد بود هی این با اون با کردم بخرم نخرم . جیکار کنم که خودش یه سری کتاب دیکه مال کروه سنی 5 سال بود که عاشقش شد جون عکس کربه و موش و جک و جونور و حیوانات مختلف داشت . هر سه تا کتاب را زد زیر بغلش و کفت اینا را موخونم( میخونم شما بخونین. سواد بجه ما همینقدره مادر) ما هم همونا را خریدیم و امدیم خونه . راستش دیشب تا حالا فک درد کرفتم . هر کدوم را 600بار خوندم ولی باز یه ربع بد میره کتابش را میاره میکه : بوت موخونی؟ ( کتاب میخونی؟ ) بوت همون بوک هست ولی جون تو زبان سامیایی ک تلفظ نمیشه به جاش ت تلفظ میشه تبدیل شده به بوت شما جدی برخورد نکن حالا.

الان خودم کتابزده شدم .
فرانک جون .... الهی بمیرم ..اینقدر از این مریضی های دنباله دار بدم می آد ..کلی هم مادر و هم بچه رو از نا می انداره ... امیدوارم هر دوتون زود خوب خوب بشین



مارسیم ..من هم یه غلطی کردم یه سری کتاب برای شایان خریدم که با شعر همراهه ...حالا وقت و بی وقت باید برم روی تخت دراز بکشم و باش بخونم (حتما هم باید در همین حالت باشه) جور دیگه مورد قبول نیست


میترا جون خوبی خانمی .... خوشم م یآد از این شعرهایی که می نویسی ...حالا و هوای اینجا رو عوض میکنه



دوستان که غیبت کبری دارن سریعا به دفتر خانم مدیر ......

سمیرااااااااااااااااااااااااااا کوجایییییییییی ماااااااادر

آزااااااااااااده

هاااااااااااااااااسی

موناااااااااااااا (غیبت تو موجه ها)

همااااااااااااااا

بیتااااااااااااااااا

ای خدا دلتون می آد من بی انرژی با یه بچه مریض اینقدر هوار بکشم و فسفر بسوزونم که اسمتون یادم بیاد

غایبین خودتون مثل مادرهای خوب و نمونه بیاین دیگه ...
نیمه مردانه ام می گوید ملالی نیست / نیمه زنانه ام های های گریه می کند ....از فیس بوک از یکی از دوستای نازنین خبرنگارم دزدیدم!!

من الان دقیقا همینم....از یه طرف می خوام بزنم تو سر شوهر دلبندم از یه طرف دلم براش می سوزه !
ساعت سه ونیم با هم حرف زدیم با برادر ش رفته بود ن نهار و عشق و حال و سه ونیم هنوز برنگشته بود سر کار بهم گفت 4 می ره ورزش تا 7 خونه است!
ساعت 5 ونیم زنگ زد هنوز بیرون بود ...ساعت شش و ربع زنگ زد شرکت بود گفت دارم میام بیرون الان... ساعت 7 زنگ زدم بازم شرکت بود همچنان... بعد میگه برم ورزش؟ بهش میگم عقلت چی میگه!! کاش می رفت ورزش لااقل یه کار مثبت کرده بود اومد خونه یاس رو سپردم بهش اومدم آشپزخونه به شام حاضر کردن و هوسانه سام رو آماده کردن که دلش سیب زمینی سرخ کرده همایونی می خواست که یهو چشمم افتاد به مبل که یاس داشت با سر سقوط ازاد می کرد و تنها کاری که کردم داد زدم....طفلک دخترم....شوهرجان در نهایت شام خورد همونجا رو مبل خوابید !
بچه ها رو عوض کردم یکی یکی خوابوندم یه سری لباس از ماشین دراوردم پهن کردم، یه سری دیگه رو زمین ولو هستن، جداشون کردم باید برم بریزم تو ماشین .روکش صندلی ماشین سام رو دراورده بودم + صندلی دوستم که برای یاس قرض گرفتم اونا رو شسته وتمیز با یه بند و بساطی تو تاریک روشن خونه نشستم کشیدم بعد کاور خریده بودم که مال سام بهش خورد اونم کشیدم ولی صندلی قرضی مدلش فرق داره برای همینم بهش نخورد و فردا باید ببرم عوضش کنم منتظر نشستم ماشین ظرفشویی کارش تموم شه که شد و شوهر جان همچنان رو مبل خواب تشریف داره و الان خواب هفت پادشاه رو می بینه....اینقدر عصبانی هستم که نه بیدارش می کنم بیاد تو تخت، نه روش چیزی انداختم نه میخوام بندازم اصلا !!

مهناز دکتر فریور فرزانه خیلی خیلی خوبه و تا جایی که من می دونم اکثر دکترا خیلی قبولش دارن خداداد هم همینطور یه بار به من می گفت از همه بهتره و تشخیصش حرف نداره ! مطبش تو توانیره نزدیک همت و حتما باید وقت بگیری و اینم لینکش:
http://www.ketabeavval.ir/Profile/?id=117072
سلام به همگی.

الی جونم نبینم دیگه ناراحت باشی ها!!!!!!! اینم به افتخار تو:

زنی را می شناسم من
که شوق بال و پر دارد
ولی از بس که پُر شور است
دو صد بیم از سفر دارد


زنی را می شناسم من
که در یک گوشه ی خانه
میان شستن و پختن
درون آشپزخانه
سرود عشق می خواند
نگاهش ساده و تنهاست
صدایش خسته و محزون
امیدش در ته فرداست


زنی را می شناسم من
که می گوید پشیمان است
چرا دل را به او بسته
کجا او لایق آنست؟


زنی هم زیر لب گوید
گریزانم از این خانه
ولی از خود چنین پرسد
چه کس موهای طفلم را
پس از من می زند شانه؟


زنی آبستن درد است
زنی نوزاد غم دارد
زنی می گرید و گوید
به سینه شیر کم دارد


زنی با تار تنهایی
لباس تور می بافد


زنی در کنج تاریکی
نماز نور می خواند

زنی خو کرده با زنجیر
زنی مانوس با زندان
تمام سهم او اینست:
نگاه سرد زندانبان!


زنی را می شناسم من
که می میرد ز یک تحقیر
ولی آواز می خواند
که این است بازی تقدیر


زنی با فقر می سازد
زنی با اشک می خوابد
زنی با حسرت و حیرت
گناهش را نمی داند


زنی واریس پایش را
زنی درد نهانش را
ز مردم می کند مخفی
که یک باره نگویندش
چه بد بختی چه بد بختی!


زنی را می شناسم من
که شعرش بوی غم دارد
ولی می خندد و گوید
که دنیا پیچ و خم دارد


زنی را می شناسم من
که هر شب کودکانش را
به شعر و قصه می خواند
اگر چه درد جانکاهی
درون سینه اش دارد


زنی می ترسد از رفتن
که او شمعی ست در خانه
اگر بیرون رود از در
چه تاریک است این خانه!


زنی شرمنده از کودک
کنار سفره ی خالی
که ای طفلم بخواب امشب
بخواب آری
و من تکرار خواهم کرد
سرود لایی لالایی


زنی را می شناسم من
که رنگ دامنش زرد است
شب و روزش شده گریه
که او نازای پردرد است!


زنی را می شناسم من
که نای رفتنش رفته
قدم هایش همه خسته
دلش در زیر پاهایش
زند فریاد که: بسه


زنی را می شناسم من
که با شیطان نفس خود
هزاران بار جنگیده
و چون فاتح شده آخر
به بدنامی بد کاران
تمسخر وار خندیده!


زنی آواز می خواند
زنی خاموش می ماند
زنی حتی شبانگاهان
میان کوچه می ماند


زنی در کار چون مرد است
به دستش تاول درد است
ز بس که رنج و غم دارد
فراموشش شده دیگر
جنینی در شکم دارد


زنی در بستر مرگ است
زنی نزدیکی مرگ است
سراغش را که می گیرد؟
نمی دانم، نمی دانم
شبی در بستری کوچک
زنی آهسته می میرد


زنی هم انتقامش را
ز مردی هرزه می گیرد
زنی را می شناسم من ................................

شعر از سیمین بهبهانی
سلام
من هستم ولی نوشتنم نمیاد.
دلم میخواد غر غر کنم ولی غریدنم نمیاد
دلم میخواد نق بزنم ولی حوصله اش را ندارم.
خیلی جیزا دلم میخواد ولی بیخیالش.

کپی رایت: ملت !


سهراب میگه

آب را گل نکنیم
شاید این آب روان
میرود پای سپیداری
تا فروشوید اندوه دلی


ولی به نظر من باید یه کامیون فلوکستین 20 بریزن تو منبع آب تهران تا اعصاب ها میزون شه !!!
( برگرفته از الی خوشگله بی اعصاب )

بی تو برای من ، فردا پراز غمه / بی تو هوا پسه ، دنیا جهنمه
هههه !کیف میکنم از خوندن شعرهای خانم سیمین بهبهانی مامان بچه ها ممنون!ودرنا جون از قایق شما هم ممنون!البته دور نشو از مردم این شهر!وضمنا به الی عزیزم یه تشکر بدهکارم با اون تکه شعر بسیار زیبا از سپهری!!
دوست جونیهام!فسقلهاتون رو برای سنجش بینایی بردین!من میخوام بپرسم کجا ها بردین چون طرحش تا پایان آبان است ومنهنور مهربدم رو نبردم!دوستتون دارم و من هم از نبودن بقیه شاکیممممممممم!پس کجایین؟
سلام

منم هستم افقی شدم و منتظر ملک الموت هستم . هر چی خوبی و بدی ازم دیدین حلالم کنین .

دارم میمیرممممممممممممممممم .

بابا به کی بگم من از این فصلا بدمممممممممم میادددددددددددددددد
فرانک عزیزم
یه میلیون بار میخواستم بهت زنگ بزنم گفتم حال نداری و بی حوصله ای ، مزاحمت نشدم.
امیدوارم زودتر خوب شی. منم از این فصل و مخصوصا بعدیش که زمستون باشه خیلی بدم میاد

مامان مهربد عزیز
سنجش بینائی تا اونجا که من میدونم از 4 سال تا 7 ساله . فکر نکنم نی نی های ما شاملشون بشن.
باز هم میپرسم خبری گرفتم بهتون میگم

از هجوم نغمه ای بشکافت
گور مغز من امشب
مرده ای را جان به رگ ها
ریخت
پا شد از جا در میان
سایه و روشن
بانگ زد برمن
مرا پنداشتی مرده
و به خاک روزهای رفته
بسپرده ؟!
لیک پندار تو بیهوده است
پیکر من مرگ را از خویش
میراند
سرگذشت من به زهر
لحظه های تلخ آلوده
است
من به هر فرصت که یابم
بر تو می تازم
...
نقش های رفته را باز
آورد با خود غبار آلوده

جان گرفته - مرگ رنگ - هشت کتاب - سهراب
بی تو برای من ، فردا پراز غمه / بی تو هوا پسه ، دنیا جهنمه
خوب اینم در جواب خودم و متنی برای مامان مهربد عزیزم - در مورد سنجش بینائی کودکان

http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?pr=a&NewsID=1185014

http://forum.shayanteb.ir/index.php?topic=800.0;imode

ظاهرا در اکثر مهد کودک ها این طرح داره اجرا میشه
بی تو برای من ، فردا پراز غمه / بی تو هوا پسه ، دنیا جهنمه
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108