دوست دارم بیام دل سیر و مفصل بنویسم ولی امشب مهمون دارم نمیرسم . هستی هم از صبح حال اساسی بهم داده و اعصابم رو هواست ... فقط یه خواهشی داشتم از اونجایی که مامانم تجربه خوبی داره از معرفی دکتر من از طریق دوستای نی نی سایت . دکتر خداداد رو بهش معرفی کردم و با توجه به خوش اخلاقی دکتر خداد خیلیییییییی ازش راضیه . خلاصه امروز هم زنگ زده میگه میشه به دوستای نی نی سایتیت بگی یه رادیولوزی خوب بهم معرفی کنن . اگه کسی میدونه ممنون میشم بهم بگه من فردا میام سر میزنم . بوس برای همه
من کالسکه و صندلی ماشین بچهمو از بیبی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضیام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بیبی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:
مهناز جون ..من رادیولوژی دکتر فائض فیضی رو معرفی می کنم ..دکتر مسنی هست که خیلی هم حاذقه .... تازه کلی هم دکترهای متخصص خوب میشناسه خودش ..اگه لازم باشه می تونی از خودش هم کمک بگیری .... مثلا شوهر من مشکلی داشت و برای سونوگرافی رفتیم پیشش ... ازش پرسیدم آقای دکتر چند جا رفتیم و گفتن باید عمل بشه ..شما دکتری میشناسین که نظر اون رو هم بخواهیم ... یکی رو معرفی کرد و گفت حتی اگه عمل هم بخواد این اصلا پولکی نیست و این حرف ها ..خلاصه که رفتیم پیشش و گفت آقا هیچیت نیست ..عمل هم لازم نداری .... فقط یه دوره دارو داد ...
آدرسش کوچه پایین تهران کلینیک هست تو شاه عباس .... از 118 هم می تونی مشاره اش رو بگیری ....
فیروزه جون حمیده درست توصیه میکنم عزیزم منم خودم همیشه کته ماست و سیب زمینی اب بز به سامی میدم وقتی اسهال داره . خیلی موثره . مخصوصا ماست با نعنا با کته .
حمیده امتحانت را جه کردی دختر؟
مامانای محترمه مکرمه. خیلی غایب داریم این اخیر . کجایین؟
من همیشه شاکی بودم جرا سامی کتاب دوست نداره بخونه مثل بقیه بجه ها. جرا با کتاب جور نیست. راستش دیشب رفیتم کتابفروشی براش بازی فکری بخرم. دیدم یه سری کتاب زبان اصلی هست و مقوایی و قشنک .بهش نشون دادم کفتم بخرم برات دیدم مواردی را که نشون داده تو کتاب سامی بلده و خیلی اسونه جون سامی میوه ها و رنکها را انکلیسی بلد بود هی این با اون با کردم بخرم نخرم . جیکار کنم که خودش یه سری کتاب دیکه مال کروه سنی 5 سال بود که عاشقش شد جون عکس کربه و موش و جک و جونور و حیوانات مختلف داشت . هر سه تا کتاب را زد زیر بغلش و کفت اینا را موخونم( میخونم شما بخونین. سواد بجه ما همینقدره مادر) ما هم همونا را خریدیم و امدیم خونه . راستش دیشب تا حالا فک درد کرفتم . هر کدوم را 600بار خوندم ولی باز یه ربع بد میره کتابش را میاره میکه : بوت موخونی؟ ( کتاب میخونی؟ ) بوت همون بوک هست ولی جون تو زبان سامیایی ک تلفظ نمیشه به جاش ت تلفظ میشه تبدیل شده به بوت شما جدی برخورد نکن حالا.
فرانک جون .... الهی بمیرم ..اینقدر از این مریضی های دنباله دار بدم می آد ..کلی هم مادر و هم بچه رو از نا می انداره ... امیدوارم هر دوتون زود خوب خوب بشین
مارسیم ..من هم یه غلطی کردم یه سری کتاب برای شایان خریدم که با شعر همراهه ...حالا وقت و بی وقت باید برم روی تخت دراز بکشم و باش بخونم (حتما هم باید در همین حالت باشه) جور دیگه مورد قبول نیست
میترا جون خوبی خانمی .... خوشم م یآد از این شعرهایی که می نویسی ...حالا و هوای اینجا رو عوض میکنه
دوستان که غیبت کبری دارن سریعا به دفتر خانم مدیر ......
نیمه مردانه ام می گوید ملالی نیست / نیمه زنانه ام های های گریه می کند ....از فیس بوک از یکی از دوستای نازنین خبرنگارم دزدیدم!!
من الان دقیقا همینم....از یه طرف می خوام بزنم تو سر شوهر دلبندم از یه طرف دلم براش می سوزه ! ساعت سه ونیم با هم حرف زدیم با برادر ش رفته بود ن نهار و عشق و حال و سه ونیم هنوز برنگشته بود سر کار بهم گفت 4 می ره ورزش تا 7 خونه است! ساعت 5 ونیم زنگ زد هنوز بیرون بود ...ساعت شش و ربع زنگ زد شرکت بود گفت دارم میام بیرون الان... ساعت 7 زنگ زدم بازم شرکت بود همچنان... بعد میگه برم ورزش؟ بهش میگم عقلت چی میگه!! کاش می رفت ورزش لااقل یه کار مثبت کرده بود اومد خونه یاس رو سپردم بهش اومدم آشپزخونه به شام حاضر کردن و هوسانه سام رو آماده کردن که دلش سیب زمینی سرخ کرده همایونی می خواست که یهو چشمم افتاد به مبل که یاس داشت با سر سقوط ازاد می کرد و تنها کاری که کردم داد زدم....طفلک دخترم....شوهرجان در نهایت شام خورد همونجا رو مبل خوابید ! بچه ها رو عوض کردم یکی یکی خوابوندم یه سری لباس از ماشین دراوردم پهن کردم، یه سری دیگه رو زمین ولو هستن، جداشون کردم باید برم بریزم تو ماشین .روکش صندلی ماشین سام رو دراورده بودم + صندلی دوستم که برای یاس قرض گرفتم اونا رو شسته وتمیز با یه بند و بساطی تو تاریک روشن خونه نشستم کشیدم بعد کاور خریده بودم که مال سام بهش خورد اونم کشیدم ولی صندلی قرضی مدلش فرق داره برای همینم بهش نخورد و فردا باید ببرم عوضش کنم منتظر نشستم ماشین ظرفشویی کارش تموم شه که شد و شوهر جان همچنان رو مبل خواب تشریف داره و الان خواب هفت پادشاه رو می بینه....اینقدر عصبانی هستم که نه بیدارش می کنم بیاد تو تخت، نه روش چیزی انداختم نه میخوام بندازم اصلا !!
مهناز دکتر فریور فرزانه خیلی خیلی خوبه و تا جایی که من می دونم اکثر دکترا خیلی قبولش دارن خداداد هم همینطور یه بار به من می گفت از همه بهتره و تشخیصش حرف نداره ! مطبش تو توانیره نزدیک همت و حتما باید وقت بگیری و اینم لینکش: http://www.ketabeavval.ir/Profile/?id=117072
هههه !کیف میکنم از خوندن شعرهای خانم سیمین بهبهانی مامان بچه ها ممنون!ودرنا جون از قایق شما هم ممنون!البته دور نشو از مردم این شهر!وضمنا به الی عزیزم یه تشکر بدهکارم با اون تکه شعر بسیار زیبا از سپهری!!
دوست جونیهام!فسقلهاتون رو برای سنجش بینایی بردین!من میخوام بپرسم کجا ها بردین چون طرحش تا پایان آبان است ومنهنور مهربدم رو نبردم!دوستتون دارم و من هم از نبودن بقیه شاکیممممممممم!پس کجایین؟
فرانک عزیزم یه میلیون بار میخواستم بهت زنگ بزنم گفتم حال نداری و بی حوصله ای ، مزاحمت نشدم. امیدوارم زودتر خوب شی. منم از این فصل و مخصوصا بعدیش که زمستون باشه خیلی بدم میاد
مامان مهربد عزیز سنجش بینائی تا اونجا که من میدونم از 4 سال تا 7 ساله . فکر نکنم نی نی های ما شاملشون بشن. باز هم میپرسم خبری گرفتم بهتون میگم
از هجوم نغمه ای بشکافت گور مغز من امشب مرده ای را جان به رگ ها ریخت پا شد از جا در میان سایه و روشن بانگ زد برمن مرا پنداشتی مرده و به خاک روزهای رفته بسپرده ؟! لیک پندار تو بیهوده است پیکر من مرگ را از خویش میراند سرگذشت من به زهر لحظه های تلخ آلوده است من به هر فرصت که یابم بر تو می تازم ... نقش های رفته را باز آورد با خود غبار آلوده
جان گرفته - مرگ رنگ - هشت کتاب - سهراب
بی تو برای من ، فردا پراز غمه / بی تو هوا پسه ، دنیا جهنمه