2777
2789
سلام به همگی دوستای خوبم.

خیزید و خز آرید که هنگام خزان است.......
باد خنک از جانب خوارزم وزان است.........

الی جونم خدا بد نده....... خیلی ناراحت شدم که همگی سرما خوردین. حتما برات خیلی سخته هنوز یکی خوب نشده اون یکی هم می گیره. یکم خودتون رو تقویت کنین و سعی کن هر از گاهی لباس بچه ها رو خوب بپوشونی و در و پنجره ها رو باز کنی. خیلی مراقب باش عزیزم. بوسسسسسسسسسسسسس.

هما جونم ما هم خوب هستیم. البته اگه این آلرژی های فصلی و ویروس های رنگارنگ و زیبا بذارن خوب بمونیم!!!!!

بچه ها من خیییییییییییییییییییییییییییلی خوشحالم. خواهرم و شوهرش 20 یا 25 آبان (توی تعطیلات بین ترمی شون)میان ایران و تا شب یلدا هم می مونن. هورااااااااااااااااااااااااا............ من که دلم یه ذره شده براش. دقیقا یکساله که ندیدمش. مامانم که داره پر در میاره از خوشحالی.......... خلاصه که داریم خودمون رو واسه اومدنش آماده می کنیم.....

سمیراجون یکم تحمل کن. بخدا اینقدر زود عادت می کنه که خودت هم تعجب می کنی.............

بچه ها من فکر کنم این جوجه های ما توی این روزا دارن یه دوره سنی جدیدی رو تجربه می کنن چون حس می کنم کوروش هم نسبت به چند ماه پیش یکم بیشتر به من می چسبه و وابسته شده. وقتی توی خونه هستیم اصلا از من دل نمی کنه. حتی هنوز هم که هنوزه من می رم ببخشید دستشویی، پشت در می ایسته و گریه می کنه!!!!!!!!!

مونا چه خوب کردی یه سر بهمون زدی. بچه ها رو ببوس.

بقیه ها کجاهایین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

سلامممممممممممممممممم

بچه ها من میخوام غر بزنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم .

اه اه اه سردمه :( حالم از این هوا بهم میخوره .

زندگیم یکنواخت شده صبح ساعت 5.30 بیدار میشم ، حاضر میشم ، وسائل نیلا رو چک می کنم ، با کلی ناز و ادا خانم رو بیدار می کنم و حاضر میشیم ساعت 6.45 از خونه درمیام . بعد عین کمباین تا ساعت 4 کار می کنم دوباره میرم دنبال نیلا تا خونه فک میزنم ساعت 5.30 میرسم خونه دوباره فک میزنم و در عین فک زدن غذا هم درست می کنم ، آب میوه میگیرم ، ناز میکشم ، کارتون میزارم ، دستشوئی می برم ، بغل می کنم در نهایت آب حوض هم می کشم . با هزار ناز و ادا غذاشو میدم ( این وسط هم همسری خسته و کوفته و همچین ببر گرسنه به منزلکده تشریف اوردن ) خلاصــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه ساعت میشه 11 و من همچنان دارم دور خودم می چرخم در نهایت هم عین کرم خاکی به رختتخواب میرسم ولی چه خوابی هی هی هی

آقا من خسته شدم مسافرت نمی خوام ، مرخصی هم نمی خوام ، کار هم نمی خوام ، خونه هم نمی خوام

اصلاً دلم می خواد همش امروز غر بزنم اه اه
سلاممممممممممممممممممممممممم

فرانک جونم قربونت برم . غر بزن . هر چقدر دلت میخواد . میخوای زنگ بزن به من غر بزن . من آماده ام .

ولی من فهمیدم دلت چی میخواد مادر!!!!!!!!!! دلت مارو میخواد . تو الان قرار لازمی . اونهم چه قراری با ما مانای تیر ماهی . یه جای خوب و گرم و نرم با یه لیوان چایی بشینیم گپ بزنیم . آی حالی میده ( خود شیفتگی و اعتماد به نفس رو که داری!!!!!!!!) من مطمئنم ما رو ببینی حالت جا میاد . مسافرت اصلا میخوای چه کنی؟

راستی مامی مهربد عزیز منم جات بودم فکر کنم . نه مطمئنم که میرفتم براش اون ماشینه رو میخریدم . منم تو خونه خیلی وقتا از این سخت گیری ها دارم ولی در خیلی موارد هم آنچنان شل میشم که نگو برای همین این دختره ما شیرین زبونی هاش خیلی وقتا حریف من هست!!!!!!!!!!

در مورد حرف مریم هم من شدیدا موافقم . بچه ها الان تو یه سن وابستگی به مادر هستن . چون الینا از حق نگذریم خیلی پدرش کاراش رو مکنه از خونه بگیر یا بردن و آوردن به مهد و ................... (نقطه هاش زیاده چون انصافا کمک میکنه در مورد الینا) ولی جدیدا بچه ننه ای شده بیا و ببین مثلا جدیدا گیر داده باید باید مامان بیاد مهد دنبالم . حالا شما مجسم کنید باباش از مهد که میگرش میبره مغازه قاقالی لی میخره ، پارک میبره و من همیشه به این کاراش غر میزدم که تو داری این بچه رو لوس میکنی و وقتی من میرم اصلا از این خبرا نیست و الینا این رو به خوبی میدونه ملا جلوی پارک میگه مامان پارک من میگم دیگه هوا سرد شده باید بریم میاد که گریه کنه و از این بساطا من یه چشم غره میرم و خودش میدونه که بعاههههههههه باید تمومش کنه (این هم اون استبدادهمنه که میگم ) ولی با همه اینها جدیدا گریه که باید مامانم بیادددددددددددد دنبالممممممممممممممم با روانشناس صحبت کردم میگه اقتضایی سنش هست و باید مدتی بری دنبالش . البته اینو بگم که نه اینکه من به خاطر مبسوطی ماتحت نرم دنبالش ها نه!!!!!!!
به دلیل تغییر ساعت کاری مه اگه بخوام من برم باید روزانه نیم ساعت مرخصی بگیرم و الان یه هفته هست کار ما شده همین !!!!!!!!!!
آخ آخ هما گفتی وااااااااااااااااااااااااااااای خیلی حال میده اونم بی بچه بدون سر و صدا و قشنگ یه جای گرم و نرم و ساکت یه کیک شکلاتی بی بی و یه نسکافه داغ و صد البته از همه اینا مهمتر دوستای خوب و مهربون .

در مورد نیلا هم الان چند وقته که اینطوریه اصلاً و ابداً نه تنها باباش که هیچ کس رو قبول نداره . باباش که جای خود داره بیچاره بعضی وقتا واقعاً از کارای نیلا ناراحت میشه مثلاً من دیشب کلی کار داشتم باباش می خواست بهش شام بده یه قشقرقی به پا کرد که فقط مامان بهم غذا بده نمی خورم .


بچه ها اگه به فکر خودتون نیستین حداقل به فکر من باشین که دارم افسره میشم بیان قرار بزاریم دیگه
سلامممممممم به همه

مامان مهربد من عاشقتم با این دل مهربونت

هما جون بابا جذبه .خوشم میاد ما با این جشم غره رفتنمون همه جیز را ختم به خیر میکنیم.

فرانک غر بزن من اینجا بست نشستم تا غر زدنهای تو را بخونم.این قدر غر بزن تا سبک بشی
سلام!من هم عاشقتم!مارسیم جون!

وشرمنده که مجبور شدم نوشته هما جون و فرانک جون رو کپی کنم!چون باهاش خیلی موافقمممممممممممممم!!!


"""یه جای خوب و گرم و نرم با یه لیوان چایی بشینیم گپ بزنیم . آی حالی میده ( خود شیفتگی و اعتماد به نفس رو که داری!!!!!!!!) """


""آخ آخ هما گفتی وااااااااااااااااااااااااااااای خیلی حال میده اونم بی بچه بدون سر و صدا و قشنگ یه جای گرم و نرم و ساکت یه کیک شکلاتی بی بی و یه نسکافه داغ و صد البته از همه اینا مهمتر دوستای خوب و مهربون .""
وایییییی من هم کیک شکلاتی بی بی و یه جار گرم و نرم بدون سر و صدای بچه رو هستم .... اگه جاشو پیدا کردین (یه کافی شاپ دنج و باحال) کیک شکلاتیش با من ....


از خودم بگم که یه هفته ای در به در دکتر هستم ..حدود 3 هفته می شه که تمام تنم یه لکه های کوچولوی قرمز زده .. 5 تا دکتر رفتم ، پوست و داخلی ...قدرت خدا 2 تا شون نظر مشابه نداشتن با 200 هزار تومن هم پول آزمایش ...

توروخدا یه دکتر خوب پوست سراغ ندارین که منو نجااااااااااااااات بدین از این وضع ....


شایان هم که همه اش آویزونه منه ... به خدا هر جا میرم دکتر همه اش با استرس و دلشوره هست .. از بس که همه حتی باباش رو اذیت میکنه و هی می گه مامان ... فقط تو 1 ساعت 2 بار زنگ میزنه که مامان یه وقت خدایی نکرده "خامه صورتی" (خامه توت فرنگی پاک) و پاستیل و ساندویچ شکلات یادش نره

اینم روزگار ما


سلام دوستای گلم

خوبین ؟ خوش میگذره با فینگیلیهای شیطون ؟

مریم جان چشم و دلت روشن عزیزم خواهرو همسرشون میان پیشتون . یه شوق و ذوقی تو خونه پیدا میشه وقتی ادم مسافر داره ... حال و هوای مامان هم دیدنیه این روزا :) فکر کنم کیمیا هم حسابی منتظر سوغاتی های خالش باشه :)

مامان مهرید جان خاله شدنت مبارک باشه :)

فیروزه عزیزم درکت میکنم خیلی سخته ادم یه دکتر باخیال راحت نتونه بره ... امان از بچه های وابسته . من خودم هم این مشکل و دارم هستی با همسرم بدون من نمیمونه مدام بهانم رو میگیره ...
من یادمه یه دکتر پوست عالی تو ونک بود به اسم زهرا عباسی اگر میخوای شمارش رو برات از مامان اینا بگیرم اینجوری که خیلی بده یه تشخیص درست و حسابی تاحالا ندادن ...

مامان ترانه جان منم از اشنایی با شما خوشحالم :) من هنوز دخترم رو تخت خودمون میخوابه . راستی چرا میخوای ترانه جون رو تست تنبلی
چشم ببری ؟

فدرا جان بهتر شدی ؟

فرانکی خدائیش حق داری غر بزنی یعنی این وسطا تو اصلا واسه خودت وقت نداری جدی جدی . نمیتونی یه ماه مرخصی بگیری یه ذره به خودت برسی دختر ؟ پیشنهاد بچه ها هم عالی بود ...

مارسیم جان چه جیگریه این سام ادم خوشش میاد از این قوه تخیل بچه ها . فکر کنم انقدر براش ماشین و تفنگ گرفتین اشباع شده بچمون . هستی هم با من دکتر بازی میکنه برام قرص میده قلبم رو نگاه میکنه و ...
کلا سن شیرینی هستن .

هما جان هرچی فکر میکنم نمیتونم تو رو مامان سختگیری تصور کنم . همیشه فکر میکردم الینا خیلی باید ازادی عمل تو خونه داشته باشه .

سمیرا گلی نگران نباش بچه ها هم مثل ما یه روزایی بی حوصله میشن دوباره خودش عاشق مهدش میشه . راستی فرانک دلش خیلی خونه از دوماد سر به هواش ها:)

مونا جان معلومه حسابی بچه ها وقتت رو گرفتن دیر به دیر سر میزنی وگرنه همیشه عضو فعال سایت بودی خدا قوت عزیزم :)

فرانکی مامان امیرسام ... صنم گلی ...فهیمه ... مامان نی نی ... نوشین ... ساقی ... هانی ... اینه ... مامان ارشا اگر اینجار و میخونین دلم براتون تنگه بوسسسسسسسسس

بعدا اضافه شد
##############################################################

بچه ها یه خبر هم دارم. من به مامان های خرداد سال 90 پیوستم البته هنوز دکتر نرفتم و حاملگیم تایید نشده ولی با بی بی چک فهمیدم که دوباره دوران عاشقی کردنم شروع شده ...

سلام ...

دلم خیلی خیلی براتون تنگ شده بود ولی اصلاً وقت نمی کردم سر بزنم یا می اومدم هول هولکی چند تا پست می خوندم و می رفتم...

آخه فقط از توی آتلیه می تونم آن بشم و صبحها هم نمیام بعد از ظهرها چند ساعتی هستم باید به کارا برسم... چقدر زود داره یکسال می شه و می خوایم جابجا بشیم فکر گشتن توی این املاکی ها مثل کابوسه و اصلاً اینکه کحا و کدوم قسمت بریم؟؟؟!!!

هماجون عزیزم اون قضیه ی GPRS رو که برام گفتی چه جوری و از کجا باید شروع کنم ؟؟؟ باید یه خط ایرانسل بخرم؟؟؟ و همینطور یه گوشی جدید؟؟؟

از دیدن اسم مهناز خیلی ذوق زده شدم... بقیه ی غایبین کجایید؟؟؟ صنم - پرستو - هانیه - آینه - و ...

از سمیرای عزیزم- مارسیم - مهناز و بقیه ی دوستای گلم که سراغمونو گرفته بودند یه دنیا ممنون...
آتلیه تخصصی کودک دریچه اصفهان www.darichestudio.com و عکسهای جدید در @photodariche
هورااااااااااااااااااااااا زنده باد هر چی مامان خرداد90 . زنده باد هستی کوچولو و مامانش و ماهی کوچولو تو دلش . مبارکههههههههههههه .

راستی اول
سلاممممممممممممممممم

صبح زیبای بارانی شما بخیر

مهناز جونم اگه قیافه منو میدیدی سر صبحی پستت رو خوندم چه ذوقی کردم بیا و ببین یعنی بهتره بگم قیافه همکارام رو میدیدی وقتی من تو مانیتور خیره بودم و چه صدایی از خودم درآوردم !!!!!!!!!!!!!!!:))))))))))))))

خیلی خوشحال شدم . امیدوارم به سلامتی دوران عاشقگی کردن جدیدت رو سپری کنی مامان مهربونننننننننن و عاشقققققققققق.

من دوباره میام الان همکارم هنوز دارن چپ چپ نگام میکنن

سلام به همگی.

مهناز نازنینمممممممممممم نی نی مبارککککککککککککککککککککککککککککککککککککک . الهی که با تن سلامت این دوران رو دوباره سپری کنی و یه نی نی سالم و خوشمل مثل هستی به دنیا بیاری. بازم از صمیم قلب مادرشدن دوبارت رو تبریک می گم عزیزم. بازم بیا بهمون خبر بده و عکسای سونوت رو هم بذار یکم ذوق کنیم!!!!!!!!!!!!

خیلی خیلی خوشحالمون کردی دختر. آخ جون یه نفر دیگه هم به جمع ما دو تابچه ای ها اضافه شد.......... هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا



سمیه جون خدا قوت. چقدر زود یکسال گذشت!!!!!!! انشاالله که یه جای خوب و مناسب پیدا کنی و روز به روز کارت رونق بیشتری پیدا کنه.

منم دلم حسابی هوس قرار کرده. البته از شماها چه پنهون با نوع بدون بچه اش موافق ترم. ولی بازم تابع جمع هستم ....... توروخدا زودتر به نتیجه برسیم دیگه!!!!!!!!!!

فیروزه جان دکتر پوست من خیلی عالیه ولی الان زنگ بزنی حدود بهمن ماه بهت وقت میده. باز اگه خواستی بگو تا شماره اش رو برات بذارم.

بقیه ها بوسسسسسسسسسسس.
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز