2777
2789
سلام به همگیییییییییییییی

خوبید خوشید سلامتید

دوستتون دارم هوارتا دلم برای همتون تنگ شده هما خیلی خوشحالم که امروز دیدمت میبوسمت

قرار گذاشتید منم خبر کنید
زن قـــــداست دارد ....
بــــراى با او بـــــودن باید مــــرد بود !
نه نـــــر ... !!!
سلام چو بوی خوش .......

بچه ها امروز هفته دوم مهد رفتن ساتیار صبح بچم خیلی خوابش می یومد ....اخ اخ امان از دل مادرااااااااااااااااااااا که صحنه صبح بیدار نشدنش داره دیوونم می کنه !


دری خوشگله چی شده ؟؟؟؟ من نفهمیدم چرا ناراحت شدی؟؟؟؟ بی خیال بابا به خدا دنیا ارزش غصه خوردن رو نداره تا می تونی شاد باش و بی خیال همه چیز و همه کس

الناز تو کجایی چرا نمی یایی ؟/

وای چه عجبببببببببببببببببببببب مونا خانوم افتخار دادن پس این مرخصی زایمان شما کی تموم می شه تا عضو فعال بشی


بچه ها کسی از مهتاب خبر نداره ؟؟؟خیلییییییییییییییییییییییییی دلم براش تنگ شده اگه کسی شمارشو داره شماره منو بهش بده...

مهناز گلم مرسی از بابت نوشته های خوب و کاملت خدا وکیلی من اگه بودم نمی دونستم چی باید بنویسم ..خدا شکر که این دخمل ظریف مریف ما هم به غذا خوردن افتاد ...




قرار چی شد بابا؟؟


نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

سلام صبح شنبه ابری همه بخیر اینجا ما یک هفته هست افتاب ندیدیم .


از روزی که درنا این یاداشت راتوشته هر بار خواستم بنویسم نتونستم . یا نمیخواستم
نمیدونم .
ولی خیلی ناراحتشدم . اکر قهر کردن درنا به خاطر موردی هست که من حدس میزنم .واقعا متاسفم
متاسفم که اینقدر دوستیهامون سطحی و کمرنکه.

فیروزه کامل و واضح کفت ممنون .

درنا جان تابیک تیرماهی ها به خودی خود به اینجا نرسیده نتیجه دست به دست دادن همه دوستان هست که با وجود کیلومترها فاصله بینمون ما را به هم نزدیک کرده . بودن یکی به معنای نبودن اون یکی نیست .

لطفا کمی فکر کن و دوباره بیا و بکو که نمیتونی از اینجا و دوستانت جدا بشی
سلام!
اولا من دوباره خاله شدم و از تون ممنون که بهم تبریک گفتن!
دوما هما جون خدا رو شکر نگرانیهات تموم شد!
سوما من هم از این شربت گیاهی برای مهربد استفاده کردم خوب بود!
چهارما دوست مهربونم درنا جون من اصلا از مسایلی که نارا حتتون کرده چه شما چه بقیه اصلا خبر ندارم وفقط میدونم که دو روز دنیا ازرش ناراحتی و کدورت رو نداره و عقیده شخصیم اینه که خیلی وقتها سوءتفاهم ها باعث میشه که دلگیری وجود بیاد!اما به هر دلیلی ناراحت هستین امیدوارم زودتر رو به راه بشین!ولی دل کندن وخداحافظی چاره کار نیست!البته از دست من ناراحت نشین اگه اظهار نظر کردم!
پنجما فیروزه جون نوشته های شما هم بسیار دوست داشتنی است!و سرشار از موج +
شیشما خانوم حنا جون امیدوارم سام کوچولوی نازنین زودتر خوب بشه!
وای سه شبه نخوابیدم دارم کم میارم بد فرم


تا حالا تو زندگیم اینقدر پشت هم پشت هم مریض نشده بودم افتادیم رو دور تسلسل ...الی سام یاس الی سام یاس الی سام یاس............. البته الان خودم خوبم سام تبش اومد پایین گوش درده اما از دیشب سرفه های دلخراش یاس شروع شده!
مرسی مارسیم و مامان مهربد
بهتر شیم میام مفصل می نویسم
سلاممممممممممممممم صبح بخیر

الهی قربون سام کوچولو برم باز چرا مریض شده :( برای همینه که از این پائیز و زمستون مسخره بدم میاد دیگه .

ببنین هوا چطوریه ؟ غم عالم تو دلت جمع میشه :(

مارسیم و همای خوبم ، نیلا دیروز بعد 1 هفته رفت مهد کودک ، صبحش که خیلی سرحال رفت ولی مربیش می گفت اونجا حوصله نداشته و همش می خواسته بخوابه که اونم فکر کنم اثر داروهایی بوده که برای مریضیش می خورده + دوران نقاهت . ولی وقتی برگشتیم خونه خیلی خوب بود و بهونه نگرفت و راحت نشست به بازی ولی این مریضی خیلی بیحالش کرده و صورتش خیلی کوچولو شده و کلاً بدنش تحلیل رفته .

مونا خیلی خوشحال شدم دیدمت دختر کجاهایی ؟ کی مرخصی زایمانت تموم میشه ؟ اصولاً باید این ماه تموم بشه نه ؟ می خوای بیشتر بگیری ؟

میترای عزیز خاله شدنت مبارک عزیزم انشاء الله قدمش خیر و همیشه سلامت باشه .

درنای طوفانی بدو بیا که دلم برات یه ذره شده ، حالا خودت جهنم بیا از آیسا کوچولو بگو یه عکسی واسمون بزار لوس نشو دیگه بیا :*

راستی محبوبه جونم از اون شربتی که شما و مامان بچه ها گفته بود ( پروسپان ) خریدم به نیلا دادم خیـــــــــــــــلی بهتر شد ممنون از راهنمائیتون . البته همچنان تک سرفه های خیلی بدی داره که می ترسم رو سینه اش بمونه ولی خدارو شکر خیلی بهتره .
سلام بچه ها

خرابم بد ..امروز ساتیار چسبیده بود به من می گفت مهد نمی رم که نمی رم ...اه انقدر ناراحت شدم که نگو ....

از دیشبم یه کم به سرفه افتاده ...ببینم چطور می شه ..... فرانک منم واقعا متنفرم از پاییز و زمستون ... البته از وقتی ساتیار به دنیا اومده ها ...قبلش عاشق این 2 تا فصل بودم ....دعا کنید بد تر نشه .....

فرانک خدا رو شکر نیلای گلم بهتره .... نترس کاملا بر طرف می شه یادت نیست پارسال ساتیار چطوری شده بود .

النازززززززززززز وای با 2 تا بچه خدای من طفلی یاس ...سام ...انشاالله زودی خوب بشن راستی واکسن انفولانزا رو زدید شما ها؟؟؟

بازم می یام امروز انرژی لسم ...........
هههههه!سلام!الان اومدم بگم!نظرتون در مورد یه فسقلی که پدرو مادرش رو روی انگشتهاش میچرخونه و الان مامانش تصمیم داره از محل کارش بلند بشه بره براش ماشین موسابقه زرد از اگا مقازه بیخره چیییه!!!!

(چون روز جمعه به شراکت آقای پدر رفتیم برای مهربد ماشین خریدیم حالا از دیروز پاش رو کرده توی یه کفش که من اون ماشین زردش رو میخوام واین ابی رو ببرین پس بدین!هههه تازه خودشم باید حتما باشه!دیروز و دیشب کاملا ما رو کلافه کرده و الان بنده تصمیم گرفتم برم!)

الی جونم مریضی دور باشه از خودت و سام و یاس
و سمیرا جونم انرژی لس رو بیخیال و لطفا فول انرژی باش!!!!


امیدوارم که مهربد الان که میاد بنده رو در مگازه آقا ورشکست نکنه!
دوسستتتون دارم!
سلام سلام

بلا از همه به دور باشه ایشاله

وای سمیرا جونم گفتی پائیز و زمستون !!!! من هم از وقتی الینا به دنیا اومده از این دوتا فصل متنفرمممممممممممم قربون تابستون برم که یه تاپ تنه بچه میکنی و خلاص صبح اول وقت مجبور نیستی هی تنش کنی و اون هم غر بزننه . البته بگذریم من هم عاشققققققق سرما بودم قبلانا . جوونی کجائی که یادت به خیر

سمیرا جون طبیعیه روزای اول مقاومت کنه سخت نگیر زود خوب میشه و عادت میکنه . اون هم مهد به این خوبی و خوشگلی و فول انگلیش . راستی یه تشکرررررررررر ویژه هم بهت بدهکارم ک همن رو وادار به آپ میکنی . من یه مامان تنبلم و پستای تو بهم نهیب میزنه که ای داد ببین چند وقته تنبلی کردی و آپ نکردی به هر حال ممنون

میترا جونم کلی به پستت خندیدم چون الینا هم دقیقا هر چی میخوا د میگه میخری از مگاژه آگا (مغازه آقا) و هر چی بهش میگن از کجا خریدی قیافه اش رو جنگولک میکنه و با ناز و ادا میگه مگاژه آگا و خلاصه جریاناتی داریم با این وروجکا ولی با خوندن پستت دقیقا صدای الینا اومد تو گوشم

فرانک جونم خوشحالم دوباره مهد رو شروع کردی امیدوارم اینبار زود عادت کنه و خوشحالترم که تو خونه خوب بوده . ایشاله دیگه خوب خوب شده باشه . راستی ماشاله ماشاله چشمم به کف پاش . چشم نکنه این نیلا خوشگله رو

مونا جونم منم بسی مشعوف شدم با دیدنت . بسیار بسیار . زودتر اول آذر بشه تو هم بی عضو فعال تاپیک

مارسیم جون تو و سامی خوبید . بیا برامون بنویس که تو از همه فعالتری

مریم جون تو کجائی؟ امروز که سر کاری . کیمیا و کوروش خوبن؟

خوب من برم کلی کار ریخته سرم .
سلام

الی الهی بمیرم خیلی سخته همه با هم مریض بشنتو خونه مخصوصا دوتا سن کم که رسیدن بهشون انرزی مضاعف میخواد. ممکنه این ویروسه تو خونه شما جا خوش کرده. تو این فصل که درو بنجره ها بسته هست ویروسها خوش خوشانشونه. من که هر وقت یکیمون سرمابخوره بقیه را هم مبتلا میکنه و خونه میشه بیمارستان. ولی بعدش که حالمون بهتر شد . تمام ملافه ها و رو متکایی ها و رو اندازها و رو تختی ها را ضد عفونی میکنم و بعد هم همه درو بنجره ها را باز میکنم و میریم بیرون از خونه .تا هوای خونه یکم عوض بشه. زمستون و بجه داری اصلا با هم جور نیست . فقط باید بست بشینی تو خونه .

سمیرا جون روزهای اوله . ارامش خودت را حفظ کن تا ساتیار هم کم کم راه بیاد. یه عالمه انرزی مثبت و عشقولانه برات فرستادم.

میترا جون من جای شما بودم اصلا براش نمیخلاریدم تا یاد بکیره جیزی که خرید نمیشه بره بس بده و باید همون موقع انتخاب میکرده و باید صبر کنه تا دفعه بعد که موقع خرید اسباب بازی میشه .البته این نظر یه مامان نظامی در حد کولاکه. ههههههه کاهی وقتها حسام بهم میکه تو رو دست هیتلر را هم اوردی. برا همین من را مامان المانی خطاب میکنه شوشو

فرانک دیدی دخترکت عادت کرد به مهد این همه ناراحت بودی عزیز. ناراحت ضعیف شدنش هم نباش داروهاش که تمام بشه باز جاق و جله اش میکنی.

هما جون ما هم خوبیم . مشغول حسابی . من هم فعال نیستم ولی بین کارهام میام هی ریفرش میکنم صفحه را یا بیشتر میام نی نی سایت ببینم رو دست کی بالا و بایین میبره.

بسر خونه ما شروع کرده جهیزیه خریدن قابل توجه الی خانم هههههههه

از جمعه تا حالا یه سرویس جایخوری خریده 24 ساعته داره جایی درست میکنه برای ما ما هم باید بشت سر هم الکی ادای جایی خوردن در بیاریم. هههههههه

جمعه رفتیم مول . من و باباش دنبال ماشین و قطار و توب بودیم تا براش بخریم ولی اقا خودش بدو بدو رفتو یه جعبه وسایل جایی را برداشت و امد . یه قوری کوجولو و دو دست فنجون و بشقاب و دو دست قاشق و جنکال و جاقو و شکر باش و قندون . هههههههههههههه صبحها تو بشقابش بیسکویت میزاره و میشینی با عروسکهاش جایی بیسکویی میخوره .

نمیدونم جرا سامی این همه به وسایل خونه و اشبزخونه علاقه داره.


راستی ما up کردیم . البته برای سمیرا و میترا و الی و فیروزه کفتم که مرتب به ما سر میزنن بقیه که اصلا ..
ممنون مارسیم جون وهما جون که به ما لطف دارین و قبول دارم بعضی وقتها لازمه که هیتلر باشیم !اما اما اما خاله باید میبودین و میدیدین که از دیروز صبح دست به دامن باباش بود که نرو شیرکت و منو ببیر مگازه آقا و دیشب هم من وباباش رو کلافه کرد و خیلی بانمک که یادش میرفت ولی دوباره میپرسید "پس بریم مگازه آقا و دمپایی میپوشید و دم در وایمیستاد !ههههه بساطی بود!امروز هم داشتم میومدم شرکت بازم یادش بود!ودیگه خودم طاقت نیاوردم!حالا رفتیم خریدیم ومامان دوباره برگشت شیرکت!!!!
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز