2777
2789
هلو علیکم....
اینجا خیلی بی رونق شده ها گفته باشم!!
چه معنی داره؟
دختر من چند ثانیه ای بی کمک می شینه دو تا دندون داره گاهی با یه صوتی شبیه ماما منو به عرش می بره تازه یه نکته مهم دیگه این که برخلاف سام که به همه حال می داد و بغل همه می رفت و منو به شخمش حساب نمی کرد تا منو می بینه یه خنده های غشی ای تحویلم میده و دست و پا می زنه بیاد بغلم که نگین و نپرسین یادتونه بچه ها کوچیک بودن حسرت به دل اینچیزا بودم شما هام هی پزمی دادین!! خنده غشییییییی

امروز رفتیم واکسن شش ماهگی بزنیم نشد که بشه یعنی دکترش مریض بود نیومده بود در نتیجه افتاد به هفته دیگه!!
سام هم بلبلی شده واسه خودش و یه سره حرف میز نه و عاشق یاسه......خدایا شکرت

من کالسکه و صندلی ماشین بچه‌مو از بی‌بی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضی‌ام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بی‌بی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:

https://babylifeshiraz.com/

سلام به به جقدر فعال!!!!!!!!!!!!!

فرانک جان ببین جی بیشتر دوست داره برای صبحانه براش همون را بزار مهدش. سامی کلا صبحانه درست و حسابی نمیخوره تا ساعت 10 که کارتون میبینه خودش میکه نون و بنیر بده ( البته خودش میکه جیو و بلد . انکلیسی حرف زدن از فارسیش خنده دار تره ). عسل و کره هم عمرا لاب بزنه مربا هم خیلی کم .فکر کنم کورنفلکس و شیر برای بجه ها خیلی بهتر باشسه صبحها جون دوست دارن بهتر میخورن

الی میبینم که داری ذوق میکنی و کمتر میای اینجا.منم بودم با این دلبریها که این فسقلی برات میکنه دیکه یادم نمیموند کسی را. ببوسش این فسقلی را که این همه ناز و مامانیه.

من هم دلم برای خیلی ها یه ریزه شده. از اون قدیمی ترها اینه و یاسی وصنم و برستو و ........این جدیترها مامان دوتا فسقلی ناز که اسمش فعلا یادم نیست و مهتاب و وووووو

ای کاش حداقل یه خبری از خودشون بهمون میدادن
_________________________

من اینروزا هم خوةشحالم هم یکم به هم ریخته البته از نظر خونه و ظاهر نه روحی.
خوشحالیم برای اینکه که با امدن حکم دادکاه بابای شوشو هول کرد و با شوشو صحبت کرد و کفت که با هم میرن بیش وکیل و خونه و حق و حقوق ما را کامل به اسم شوشو میکنه .

و بهم ریختکی هم برای این که خواستیم قبل سرد شدن هوا رنک درو و بنجره ها را عوض کنیم تا هم تو فضا تاثیر بزاره هم بیشتر خوشکل بشه تا برای فروش عروسش کنیم. خلاصه که الان یک هفته هست همه جا به هم ریخته و همه جیز همه جا هست غیر جای خودش.

سامی هم این وسط تا میتونه اتیش میسوزونه و شیطونی میکنه
سلام. من باز بعد از یک غیبت طولانی اومدم. به خدا مردم از بس که این پسره مریض شد. الان نزدیک یک ماهه که سر کار نرفتم. تقاضای مرخصی بدون حقوق کردم که فقط تا آخر مهر موافقت شده و بعد از کلی کلنجار رفتن با خودم استعفا دادم که مدیرمون قبول نکرده. حالا دیگه یک پا خلم . نمیدونم چکار کنم. فکر کنم آخرین باری که اومدم آرین لنگ شده بود! درسته ؟ از اون روز تا حالا صد تا نو آوری جور و واجور واسم داشته که دیگه حالم از هر چی دوا دکتر کردنه بهم میخوره. نمیخوام ناشکری کنم و میدونم بچه من از نظر کلی خدا رو شکر کاملا سالمه ولی خیلی زود مریض میشه و همیشه هم یک چیز عجیبی تو یک مریضی ساده از خودش نشون میده که خوب آدمو دق مرگ میکنه.
چند تا نمونه میگم شاید به دردتون هم خورد:
تو روزهای احیا مریض شده بود که چون تعطیل بود مجبور شده به خاطر تب شدید ببرمش کلینیک اطفال. اونجا بهش آنتی بیوتیک کو آموکسی کلاو دادن و دو روز خورد تا اینکه چشمتون روز بد نبینه ... نصفه شب از خواب بیدار شده با جیغ و داد و بیداد. من که هرکار کردم هیچی نفهمیدم تا صبح تو بغلم راهش بردم و همچنان بیقراری میکرد. صبحش حسابی پاهاش یعنی محل ادرار سوختگی کاملا قرمز و ملتهب شده بود. با اینکه آرین دیگه پوشک نمیشه ولی حسابی بدنش قرمز بود. تا عصر که تمام آلت تناسلی اش و بیضه هاش ورم کرده و قرمز شد و به شکلی که من هر لحظه میگفتم الان میترکن . خلاصه داشتم سکته میکردم . علاوه بر این بدنش شروع کرد به تکه تکه کهیر زدن. بازم روز تعطیل بود و مجبور شدم ببرمش همون کلینیک اطفال. وای اگر قیافه منو می دیدین! گریه میکردم و تمام بدنم میلرزید و آرین فقط یک زیر پوش رکابی تنش بود و روی دستم به حالت خوابیده گرفته بودمش . دکتر شیفت گفت به آنتی بیوتیکش حساسیت داده و عوضش کرد و داروی ضد حساسیت داد. آخرش تعطیلی تموم شد و بردم دکتری که از اول میرفتیم. تا معاینه اش کرد گفت باید از نظر خون و قلب چک بشه و بلافاصله بستری بشه. خلاصه آزمایشهای اورژانس و کلی کارهای دیگه که خودتون بهتر میدونین آدم چه حالی میشه. ولی خوشبختانه همه چیز خوب بود و فقط حساسیت دارویی بود.
مریضی عجیب و غریب دیگه اش هم تبخال زدن روی گونه هاشه. البته اینبار نترسیدم چون دفعه دوم بود و زود از داروی تبخال استفاده کردم و خوب شد.

ببخشید من هر ماه یکبار میام کلی غر میزنم و میرم..... البته پسرم کاملا حرف میزنه و دیگه مشکل جیش نداره و کلی با هم میتونیم بازی کنیم. چند تا شعر طولانی رو کاملا حفظه و خیلی بامزه اجرا میکنه. تو پارک سرسره های معمولی رو روی شکم میخوابه و با سر میره پایین و سرسره های به قول خودش پیچ پیچی رو کاملا سقوط آزاد میکنه که اگر باباش حضور داشته باشه قطعا از دیدن این صحنه سنگ کوب میکنه!


به نظرتون من چکار کنم؟ شهریه مهد کودکشم تا آخر خرداد چک دادم و کلا از اول مهر دو روز رفته . حالا در به در دنبال پرستار مطمئن میگردم . لطفا کسایی که تجربه پرستار دارن بگن چطوری محکم کاری کنم. خودم به فکر کار گذاشتن دوربین هستم.

کمک کمک کمک .... همشهری های عزیز خواهشا کمک ...... پرستار خوب سراغ ندارین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سلام
الناز جون ممنون که بیادم بودی من مثل همیشه یک کارمند گرفتارم البته گاهی اوقات اینجا سر میزنم اما در نقش خواننده خاموش عزیزم
فهیمه جون من هم گاهی اوقات بسرم میزنه قید کار رو بزنم یا مثل بقیه بشم یه کارمند معمولی که هر وقت دلم خواست بتونم در برم
مارسیم عزیزم خوشحالم که مشکلاتت داره حل میشه
برم یه کم پست های قبلی رو بخونم برگردم
جطوره برای خواننده های خاموش تنبیه بزاریم؟؟؟؟؟؟؟

خوبی فهیمه جون؟ همون بهتره با این فسقلی حساس مهد نزاریش و برستار بیاد خونه مواظبش باشه. تا بعد از عید هوا که خوب شد بره مهد باز.

مامان اروین جون ممنون خانمی .اروین عزیز را ببوس
سلام به همه

بنده همچنان درگیر سرماخوردگی مسخره خودم هستم و لی خدا روشکر آیسا خوب شده.

درضمن طی کارهای منزلکده کمر درد هم به سرماخوردگیم اضافه شده و حسابی کلافه ام کرده.

برم پستهای قبل رو بخونم بیام.
بی تو برای من ، فردا پراز غمه / بی تو هوا پسه ، دنیا جهنمه
سلام به همگی.

چشمتون روز بد نبینه که من این دو روز چی کشیدمممممممممممممممم. تقریبا مردم و زنده شدم............ یه مسمومیت مزخرف که فکر کنم غیر از غذاهایی که خورده بودم، تمام دل و روده هام هم بالا اومد........... دیروز که از صبح تا ظهر زیر سرم بودم و ظهر هم یه راست رفتم خونه خوابیدم تا عصر.......... آخرش هم نفهمیدم از چی بود ولی خییییییییییییلی پدرم رو درآورد....... تازه آخرای دیشب افتادم به ....... (از پایین!!!!) و تب و لرز و سر گیجه و ....... الان هم با کلی بدن درد و سردرد و ضعف شدید به زور اومدم سر کار چون یه کلاس اجباری داریم که حتما باید شرکت می کردم....

این از من.....

کوروش هم فکر کنم یه کمکی ناودانش سرازیر شده و احتمالا اوایل سرماخوردگیه..........

کیمیا خانوم هم که بشدت آلرژی پاییزش داره می تازونه و دیگه خسته اش کرده.

همش از مریضی گفتم!!!!!!!!!!! ببخشید.............

فعلا بای.
درود
بنده بیمار مادری هستم که سخت نیاز به استراحت همی دارم و به محض افقی شدن گل پسری بالای سرم همی ظاهر شده و نالان میگوید:مامان پاشو...مامان مریض نشو....مامان امپول نزن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
همچنان دوستدار شما مهربان دوستان می باشم.
بدرود.
دلم برای دلم تنگ می شود گاهی....
سلامممممممم

بنده هم مادری خسته و دلمرده و غمگین از پرخاشگریها و گریه ها و بهانه گیریهای بی مورد دخملی هستم که تمامی نداره و تمام بعدازظهرا دل آدم رو خجسته می کنه . تازه وقتی می خوابه با داد و فریاد شبانه که ناشی از کابوس مهد کودک هستش از خواب شب هم محروم هستیم .

خلاصه اینکه این دخملی علاوه بر همه اینها احتمالاً دچار بیماری شده اند که از مهد که میآین مرتب هر چی می خورد بالا می آورد :(

شرح حالی از وضعیت دو هفته ای ما . عاشق همتون و فینگیهاتون هستم بددددددددددددددددد
سلام
نمیدونم این بستهای قبلی جی داره که هر کی کیره بخونه و بیاد یه دفعه تا جند روز نا بدید مبشه.

فرانک جان خیلی نا را حت نیلا شدم .طفلی خوبه مهدش اینقدر خوبه و اینجور داره اذیت میشه.
در مورد این بالا اوردنش ... ممکنه از اضطراب یا عدم ارامشش باش . من از کودکی همین طور بودم وقتی اضطراب دارم یا ناراحت یه موضوعی هستم روی معده اثر میزاره و حالت تهوع بهم دست میده.

برخاشکری هم فکرکنم مربوط به سنش هست جون تا سه سالشون بشه جوجه ها برخاشجو هستن. یکم تحمل کن عزیزم .

مامان بجه ها بلا به دور . خیلی سخته مامان خونه مریض بشه .مواظب خودت باش

محبوبه جون سهند برفی را ببوس که این همه به فکر مامانشه . من که اکه مریض بشم و بخوابم خونه خرابم میکنه سامی یه ریز حرف میزنه و بشت سر هم تکرار میکنه مامان ایس دیسک ( maman is sick ,البته به زبون سامی سیک دیسک تلفظ میشه ) . خلاصه که ترجیح میدم عمودی راه برم ولی مخم قل قل نکنه از دست سامی

خانم حنا خودت بعد از این همه وقت امدی همین دو خط را نوشتی مادر؟؟؟؟؟؟؟
اینجوره که کرکره رسما امد بایین!!!!!!!!!
سام خوب شد؟ یاس طلا جطوره؟
سلام به دوستای گلم
دوستون دارم هزارتا
شرمنده نتونستم یه مدت بیام رو نت دلم براتون یه ذره شده بود نمیدونم من نمیتونم زیاد بیام اینترنت آخه هروقت میام فوری امیرمحمد میاد روی صندلی میشینه و نمیذاره من کار کنم ولی قول میدم دیگه بیشتر سر بزنم
خوب ورود مامانای تازه وارد رو تبریک میگم منم خودم رو معرفی میکنم ..اههههه 25 سالمه امیرمحمد پسرم متودل 6 تیر 87 مهندس کامپیوتر و در حال حاضر مشغول بچه داری
.
.
.
راستی یه سوال ازتون دارم لطفا لطفا کمکم کنید : امیر از خیلی وقت پیش جیش و پی پی ش رو میگه تنها مشکلم اینه که موقع پی پی کردن نمیشینه و ایستاده کارش رو انجام میده هر روشی رو هم امتحان کردم ولی فایده نداشته دوستان تو رو خدا اگه نظری دارین منو راهنمایی کنین
راستی از دیروز امیر یاد گرفته خودش شلوارش رو پاش کنه قبلا ها خودش در می آورد و میرفت دستشویی و ما پاش میکردیم
آهان توی ماه رمضون هم دست امیر شکست و گچ گرفتیم و روزگاری داشتیم . پسر شیطون ما روی تختمون بپر بپر میکرد ناگهان رفت روی تاج تخت و از اون بالا پرت شد رویمچ دستش و ترک برداشت حدود 20 روزی توی گچ بود و بعدش هم خوب شد
در مورد حرف زدن هم خیییییلی از بچه های شما عقب تره به نظرتون چی کار کنم؟؟؟؟؟؟؟
یاس خشگله مرواریدات مبارک
دوستون دارم
بای
سلام دوباره به همه

میخواین این مسئله سوت و کور شدن و دو خط نوشتن و سر نزدن و این حرفها رو تموم کنیم و به خودمون و نی نی ها برسیم ؟!؟!؟
همش میائیم غر میزنیم چرا نیستیم چرا تو نیستی من هستم چرا من نیستم تو هستی و .........!!!!
بیخیال

بنده کمردردم همچنان ادامه داره ولی خدا رو شکر سرماخوردگیم خیلی بهتره

میبینم که همه هم با این وروجک ها درگیر هستیم و دیگه وقت سر خاروندن برای خودمون نداریم. من که از صبح پامیشم درخدمت خانم به اضافه کارهای منزل هستم تا نصفه شب ( که الان باشه ) وقت خوابم برسه و بتونم سری بزنم و یادداشتی بزارم.

برای همه نی نی های گل ناراحت شدم و امیدوارم این دورانشون هم زودتر بگذره و اوضاع بهتر بشه.

هانی عزیز اصلا حساسیت در مورد سرپا توالت کردن پسرت نشون نده . چون الان اوج سن لج بازیشونه و هرچی بگی بدتره.
البته یه جستجو هم درمورد دستشوئی کردن بچه ها تو همین نی نی سایت بزنی موضوعات خوبی برات پیدا میشه که راهنماهای خوبی هم هستند.

همتونو دوست دارم
بووووووووووووووس
بی تو برای من ، فردا پراز غمه / بی تو هوا پسه ، دنیا جهنمه
sallam be hamegi man monir hastam
taze varedam
lotfan mano tahvil begirid
man ye dokhtare sheytoonedaram motevalede 5 tir 87
lisanse riyazi hastam va khanedar
man hanooz hanie jan ro az mami nagereftam va hamchenin hanooz shire khodam ro mikhore
behem nakhandida
be khoda az bas mashghoole darsaye pesaram hastam be in karha hanooz naresidam lotfan yeki mano rahnemaeee kone
mamnoonam
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108