2777
2789
فدرا جون یه خطی؟ بابا تو که امدی غیر این 6 تا کلمه یکم از بسمل نازت هم مینوشتی. از مریضی هم نکو که الان من رو به موت هستم ههههههههههههههههههههه.هنوز هم نه غذا درست کردن نه هیجی مثل ادمهای کیج دارم دور خودم فقط میجرخم

مزی جون من از 11ماهکی شروع کردم غذای سفره را به سامی دادن البته اوایل با بشق قاشق یکم له میکردم غذا را ولی الان خیلی راحت همه جیز میخوره. من شنیده ام که اکر غذای میکس شده به بجه های بالاتر از یکسال بدیم اونها را تنبل میکنیم برای جویدن و انجام عمل بلع. و یکم طولانی میشه یادکرفتن غذا خوردنشون.

مژی جان
سام هم از یکسالگی غذای خودمون رو می خوره البته دقت می کنم اگه مثلا قیمه داریم لپه کمتری به سام بدم تا باعث نفخش نشه . یا حتما غذاهایی که حبوبات دارن از یکی دو شب قبل می ذارم تا خیس بخورن !

اما در مورد بلع مارسیم درست نوشته تو سایت دکتر سلطان زاده هم همین توضیح رو داده به خصوص در ماههای 11 و 12 که کم کم باید بچه یاد بگیره غذاهای کمی درشت تر رو بخوره و این توانایی رو به دست بیاره حتی نوشته اگه بچه هنوز دندون درنیاورده باشه باید یاد بگیره با لثه هاش غذا رو کمی له کنه و به عقب بفرسته من عینا از سایت پروفسور سلطان زاده برات کپی کردم و اینجا میذارم:

"ـ ماه‌‌های یازدهم و دوازدهم زندگی

طی این دو ماه، افزایش تنوع، قوام و غلظت غذاها موجب می‌شود که مهارت جویدن کودک بیشتر شود. با آشکار شدن دندان‌ها و تکامل مهارت‌‌های حرکتی ظریف، شیرخوار می‌تواند تکه‌هایی از غذا را بکند، بجود، به عقب دهان ببرد و آن را ببلعد. شیرخواری که هنوز دندان در نیاورده است این کار را با لثه‌ها و آرواره‌‌های خود انجام می‌دهد لذا باید این مهارت‌ها را با ارائه غذاهایی که بتواند با دست خود بردارد و آن را بجود، تقویت کرد.

(هنگام غذاخوردن کودک، حضور و نظارت دقیق مادر یا جانشین وی الزامی است)

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

خلاصه که مژی جون بهتره کم کم غذاشو کمی درشت تر بهش بدی و بهتره کم کم غذای خونه رو براش شروع کنی بهر حال بهتره یاد بگیره جز سوپ غذای دیگه ای هم هست که بخوره اینجوری زحمت تو هم کمتر میشه.....


و اما من خیلی حال خوبی نداشتم این چند روزه !
چهارشنبه شب یهو یه خون دماغ عجیب غریبی شدم که اولین بار تو زندگیم بود و همین یه خورده ترسناکترش کرده بود راستش تا همین 4 شنبه اکه کسی میگفت خون دماغ شدم تو دلم می گفتم شدی که شدی حالا چه حادثه تاریخی و خاصیه که همه جا میگه اما راستش تازه فهمیدم چه حس گند و مزخرفی به آدم دست میده وقتی یه مایع گرم شر شر از بینی ات روونه و هر کاری می کنه بند نمیاد سرت رو هم کمی این ور اون ور کنی می ره تو حلقت و ماجرای دیگه ای درست میشه!!
5 شنبه صبح هم با سردرد شدید بیدار شدم اونقدر که می خواستم زنگ بزنم به مونا که نمیام اما وقتی بهتر شدم رفتیم و جای همگی خاااالی!!!
بعد از ظهر هم حالم کلا خراب شد و تعطیل تعطیل بودم بعد از یه دیدار فوق العاده خوب و دوست داشتنی و انرژِی بخش با بچه ها، با شوشو رفتیم کمی دور زدیم و یکی دوتا کار الکی که جزو کارای لازم خونه بود و هی پشت گوش می انداختیم رو انجام دادیم و حدود 5 برگشتیم خونه و لالا ....وقتی بیدار شدم چنان تپش قلب وحشتناکی داشتم که نگین و نپرسین سرم هم سنگین بود نفسم هم تنگ می شد و سردرد بیداد می کرد خلاصه فقط دو ساعتی طول کشید تا حالم جا بیاد و پا شیم بریم خونه خواهر جان مهمونی جمعه هم اونقدر چپ اندر قیچی بودم که ولو افتادم تو خونه و شوشو هر کاری کرد بیرون بریم نرفتم که نرفتم دیروز رفتم دکتر فشارم رو گرفت و خوب بودم اما یکساعت پیش باز از شدت تپش قلب از خواب بیدار شدم و یه نیم ساعتی گیج بودم..... خدابه فریادم برسه نمیدونم چیکار کنم با این تپش قلب و سنگینی سینه ام!!!

قرار هم خیلی خوب بود و خیلی خوش گذشت اما من بعدش کمی عذاب وجدان گرفتم چون جماعتی رو به هوس انداختم از قنادی اسکان شیرینی خریدن بعد خودم اومدم تو ماشین گاتا شو خوردم دیدم خوب نیست تازه شوشو رو راه انداختم رفتیم خیابون میرزای شیرازی قنادی طلایی گاتا خریدیم ف یم خواستم شیرینی هم بخرم اما وقتی رفتم تو اونقدر شلوغ بود که نمیشد جم بخوری و فقط یه بسته گاتا برداشتم زدم بیرون ...فکر کنین ساعت 3 بعد از ظهر 5 شنبه جای سوزن انداختن نبود بعد هم یه نصفه ساندویچ طلایی که همون روبروی قنایده با شوشو زدیم تو رگ و من متعجب از اشتهای خودم چون قبلش با بچه ها تو اسکان میگو خورده بودم + سالاد!!
بعد هم گاتا هم رو دولپی خوردم و خلااااص شاید هم بسکه خورده بودم حالم خراب شد اما اونوقت امروز چرا دوباره همونجوری شدم؟ از نهار دیگه چیزی نخورده بودم تا 4 و نیم که تازه خوابیدم!!!!!

وای چقدر فک زدم....شرمنده دیگه اگه یادتون نرفته باشه من الی تومار نویسم!!!

راستی مژِ مژِی جان کلوپ خصوصوی برای عکس بود فقط اما فکر کنم تا حالا بسته شده باشه چون 2-3 ماهی میشه کسی عکس از خودش نذاشته مدیر کلوپ هم مونا خانوم گل گلیه می تونی بهش بگی اگه کلوپش به راه باشه همچنان دعوتت کنه و اولین قدم اینه که یه عکس از خودت بذرای!!!

برای من کلوپ باز نشد راستش!!!! فکر کنم حذف شده بسکه ننوشتیم!!!!!

سلام

وای خدا جونم اینجا دیگه رسما تعطیل شد

مژی جون به کلوپ دعوتت کردم . راستی دوستان در مورد غذا کاملا توضیح دادن . ولی حتما دیگه غذاهاشو میکس نکن . دکتر الینا از اولم به من اجازه این کار رو نداد و میگفت فقط با قاشق له کن و خدا رو شکر الینا هم زود عادت کرد. بعد هم سن بین 1 تا 5/1 زمانیه که بچه ها باید سر سفره خانواده بشینن و به مرور عادت کنن . ینی 5/1 دیگه باید این روند کامل بشه
الی جان تبش قلب را عزیزم شوخی شوخی ازش ر نشو که مهمه مخصوصا تو دوران بارداری .
در مورد خون بینی شدن هم بکم که ممکنه عوارض بارداری باشه اخه مامان من هم سر هر دو بارداریش خون بینی میشده و از خیلی ها هم شنیدم خون بینی شدن از نشونه های دخمل داشتنه. من سر سامی جند بار خون امد از دماغم که ازمایشهام نشون داد اهن خونم بایینه با دارو رفع شد. مواظب خودت باش خیلی خیلی جون الان تو و مونا از بار قبل حساس تر هستین با وجود مراقبت از یه نی نی شیطون

هما جان کر کره را دادیم بایین من هم بعضی وقتها میام یه اب و جارو میکنم میبینم کسی نیومد دمم را میزارم رو کولم و میرم.
مارسیم عزیز ممنون از توصیه هات ... حق با توست امروز به دکترم زنگ زدم گفت اگه تپش قلبت تکرار شد حتما بیا اما از وقتی با دکترم حرف زدم تموم شد رفت پی کارش این تپش قلب!!!

مامان الینا می بینی تو روخدا اومده بودم کره کره ها رو بدم پایین همه برن به کاراشون برسن که دیدم مارسیم اومده آب و جارو کرده بی خیال ماجرا شدم!
راستی ممنون از SMS ات من امروز به قول سمیرا خیلی بیزی بودم صبح رفته بودم رفلکسولوژِی بعد هم شوشو زنگ زد بدو سام رو بیار شرکت که از SOS اومدن واکسن هپاتیت و آنفولانزا بزنن و نیم دوز دوم آنفولانزا سام مونده بود و واکس هم همونجور که خودت می دونی پیدا نمیشه خلاصه از راه نرسیده بدو بدو رفتم شرکت اونجا هم به حال و احوال پرسی و باز ماندن دهان همکاران قدیم منجر شد بعد هم عصرونه جایی دعوت بودم که کشید به 9 و حدود 10 تازه رسیدم خونه...شرمنده یه دنیا اما در عین حال یه دنیا هم ممنون بابت اینکه به یادم بودی.....کلا باهات حال می کنم!!!

اینجا هم در مورد رفلکسولوژی مبسوط توضیح داده ...می دونم همتون کنجکاوین گفتم لینکشو براتون بذرام ...فعلا دارم برای میگرنم میرم و دکتر زنانم معرفی کرد و تا الان خیلی راضیم حداقل توی ک هفته گذشته یه بار بیشتر میگرن نگرفتم اونم سبکتر از قبل!!! آخه دلم برای بچه ام هلاک بود به جای خون از بند نافش استامینوفن تغذیه میکرد یه سره!!!
http://www.sabziran.ir/index.php?action=news&nid=3497

من فردا سونو الماسیان وقت دارم برای سلامت جنین...برام دعا کنید ضمنا فردا معلوم میشه این دختر ما دختر مونده یا نههههههه خیییییر شومفول دراورده!!!
سلام
اول از همه باید از مامان الینا خانوم گل گلی تشکر کنم که منو به کلوپ خصوصیتون دعوت کردید .الینا خوشگلو یه ماچ گنده بکن از طرف من
الی خانوم خیلی مراقب خودت باش این خونریزی رو هم حتما پیگیری کن چون منم فقرآهن داشتم اوائل بارداری که چند بار بینیم خون اومد دکترم هم بهم دارو داد که دیگه این موردهم پیش نیومد حتمی همین امروز فردا برو پیش دکترok.
در ضمن خبر سونو رو حتما سریع بیا بگو کار الماسیان حرف نداره ولی با اینکه پسر دختر نداره هرکی دوست داره جنسش جور باشه .... انشا الله سالم و صالح باشه.
راستی من تقریبا عکس همه شما رو تو کلوپ روزی که رفته بودید تیراژه دیدم الان اداره هستم امکان اینکه عکس بزارمو ندارم ولی حتما از خونه واسه آشنایی بیشتر یه عکس میزارم تا نگید منو ندیدی (در کمال پررویی به سر میبرم) حالا کی خواست قیافه منو ببینه
سلام به اوممممممممم اومممم ....(هر کسی که میاد میخونه ! حالا چه میخواد جواب بده چه نده)

الی جونم خوشحالم که خوب شدی. ایشاله چیزی نیست ولی دیشب که جواب ندادی دیگه میخواستم بهت بزنگم ولی میترسیدم مزاحمت باشم و خدارو شکر با این برنامه فشرده ات مزاحمت نشدم . منم خیلی دوستت دارم .
مواظب خودت باش.

مارسیم جون دستت درد نکنه که میای یه آب و جارویی میکنی بازم تو .
راستی من سرما خوردم و دیروز رفتم بیمارستان یعنی درمانگاه . من چون باید استعلاجی خود نفت رو داشته باشم اگه برای مریضی نرم سر کار برای همین باید برم درمانگاههای نفت . دیروز بعد از ظهر هم همین کار رو کردم و خلاصه ... اونجا که رفتم دیدم متخصص اطفال هم هست و راستش مفتی هم هست گفتم بذار الینا رو نشون بدم . البته این توضیح رو بدم چون مراکز نفت از بیرون اصلا مریض قبول نمیکنن برای همین تقریبا خلوته و دیروز خیلی خلوت بود . ولی کلا من الینا رو نفت نمیبرم هیچوقت چون اصلا دکتر هاشو نمیشناسم. ولی تا رفتم قسمت کودکان چند تا بروشور به من دادن با توجه به سن الینا که گفتم خلاصه ای از مطالبشو بگن شاید به دردتون بخوره . البته اگه کسی بیاد و بخونه.
اول از همه یه بروشور بود که برای گرفتن از جیش بود که حتما اونو باید براتون اسکن کنم و میل کنم خیلی بامزه بود مثلا تو آموزشهاش میگفت باید جلوی بچه این کار رو چند بار انجام بدبد تا کامل ببینه و حالت تقلید این کار رو بکنه بعد تاکید کرده بود تا آخر کار رو جلوش انجام بدید ختی شستن و خشک کردن و شستن دست و .. و در این زمینه به سوالاتش جواب بدید ولی نکته مهمی که نوشته بود و حالت بولد داشت اینکه " به هیچ عنوان تا قبل از 18 ماهگی شروع به گرفتن بچه از جیش نکنید و حتی باهاش سر کله هم نزنید" و خلاصه کلی علتهاشو تو ضیح داده بود و نوشته بود قدیمیا این کار رو میکردن و الان ما در اجتماع عواقب زیادی از این داریم و .....

و یه برو شور دیگه در مورد شیر پاستوریزه بود که تو اون هم خیلی تاکید کرده بود به بچه از یکسالگی حتی به مقدار کم از شیر پاستوریزه بدید ولی تاکید اصلی از 5/1 به بالا بود و نوشته بود بچه هایی که در سنین بالاتر از خوردن شیر امتناع میکنن به خاطر اینه که در این سن که باید والدین به اونها عادت و یا آموزش بدن ، این کار رو نکرده بودن و خلاصه با هر کاکی که چند نمونه اش رو نوشته بود باید به بچه ها آموزش داد.

یه بروشور هم بود برای سن 6 تا 1 سال که من خودم برداشتم در مورد غذای کمکی و نحوه آموزش به مادرها برای دادن غذای سفت . و یاد مژی افتادم برای همین برداشتم . مژی جونم خیلی تاکید کرده بود که رای عادت دادن حلق و مری بچه باید غذاها را با تکه ای درشت تر البته به تدریج به بچه داد

و ببخشید از این طومارم . امیدوارم سرتون رو در نیاورده باشم .
چند تا سوال هم دارم . لبته کیه که جواب بده ؟ دیروز به دکتره گفتم میخوام به الینا شربت زینک یا مولتی ویتامین خارجی بدم ع چون دکتر الینا میگه تا یکسالگی نباید بدی. ولی این دکتره میگفت هر مولتی ویتامینی که میگیری باید توجه کنی در روز به مقدار 3 سی سی ویتامین آ+د داشته باشه و حتما اینو باید دقت کنید و وقتی من میگفتم هم اونو بدم هم ایرنی خیلی دعوام کرد و گفت برای بچه خیلی ضرر داره و این یعنی دوستی خاله خرسه !!!!
و آمااااااااا در مورد زینک ! الی مخصوا اگه میشه تو جواب بده . میگفت زیر دوسال ندی بهتره . چون اون برای بچه هایی زیر دوسال میدن که مشکل رشدی دارن و یا خیلی ضعیف هستن ولی اگه دوست داری بده ولی یه مدت کم مثلا یک ماه و میگفت کلا زینک رو به بچه نباید بطور متوالی داد و یک عالمه توضیح داد. حالا نظر دکتر سام چیه؟ چون میدونم تو میدی و خیلی راضی هستی. راستی روزانه چقدر میدی؟ چون این دکتره میگفت دوزش بر اساس وزن و منحنی رشد بچه اس ..

و خلاصه من موندم چیکار کنم . لطفا هر کسی میدونه راهنمائی کنه . چه شربتی به چه دوزی از مولتی و یتامین و آهن و یا زینک میدید.
فدرا جون من مشکل ندارم تو وبلاگ الینا . همینطور وبلاگ آروین رو خوب میبینم الان برات یه نظر خوشگل هم میدم تا حالشو ببری.
راستی تو هم عکس بذار تا ما حالشو ببریم . در ضمن الینا رو هم اد کن به لینکستان تو من حالشو ببرم
دلم میخواد یه دونه بزنم تو سر خودم یه دونه هم تو سر الماسیان ...ده هفته پیش لطف فرموده بودن برای امروز وقت داده بودن یعنی فقط برای 26 ابان وقت داشتن!!!! صبح خیلی خوشگل زنگ زدن کنسلش کردن می گم خوب من کی بیام؟ میگن زنگ می زنیم!!!
مژی جان ممنون از یادآوری ات اما من تازه آزمایش خون دادم و کلا همیشه هم آهن خونم از استاندارد بالاتر بوده!!!
مامان الینا مرسی از توضیحات بروشورهاش نفتی...عالی بودن
در مورد شربت زینک و فرو گلوبین دکتر سام هم نظرش این بود که زیر 2 سال جذب درست و حسابی نداره خو ب نیست اما چون سام کلا کم اشتها بود و آهن و مولتی ویتامینش رو لب نمی زد گفت از هیچی بهتره من شربت زینک رو یه دوره دادم و دیگه براش نگرفتم اما از همه چی بهتر همونو می خورد!!! اشتهاش هم عالی بود

این بود انشای من در مورد شربت زینک!!!
فدرا جونم شاید من و تو هر دو از یک سایت قالب وبلاگ گرفتیم الان سیستم تو با اون سایته به مشکل خورده .

اگه الان میخوای وبلاگتو آپ کنی یا کاری داری باهاش . به نظرم بهتره بری تو بلاگفا وارد بشی و فعلا قالب وبلاگتو عوض کنی و از قالبای خودش استفاده کنی. فکر کنم مشکلت حل میشه.
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108