من موافقم اتفاقا" هفته دیگه سارینا باباش شب کاره صبح خونس پدر و دختر با هم حال کنن منم با دوستام یه حالی کنم هههههههههههههههههههههههههههههه
موقع ناهار هم باشه مثلا" 1 تا 2 بهتره من ناهار سارینا رو بدم بگم باباش بخوابونتش تا من برم و بیام ههههه خوفه
کلا" ناهار خوبیش اینه که ساعت خوابه بچه هاس پیش هرکی بزاریم خیلی اذیت نمیشن
اییییییی نوشین مهد نمیتونی بزاریش یا اصلا" باربد رو بیار اشکال نداره یا اصلا" میخوای بگم آقای همسر که سارینا رو نگه میداره باربد رو هم نگه داره ههههههههههههههه
زن قـــــداست دارد .... بــــراى با او بـــــودن باید مــــرد بود ! نه نـــــر ... !!!
خووشا به حالتوووون...................ای رووووستاییان.............چه شاد و خرمید.......چه با صفائیدددددددددددددد
در شهر من نیست ...یکدانه مامان.......دلم گرفته .....ازاین و از آن ای کاش منهم .....سمیرا بووودم...........یا که مونا.....یا هما بووووووودم میذاشتم بچه را .....پیش مامانی.....آنجا که دارد....حال و هووووووایییییی
خووش بگذره بهتووووووووون.........جای ما رو هم خالی کنید
باز قرارررررررر؟ ایکون عصبانیت در حد انفجار............... الانم ایکون ناراحتی و کریه
الی نمیتونی یکم قرار نزاری تا عید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مکه دستم بهت نرسه .
نوشین جون این عمه خانم نزدیک 8 سال با بدر شوهر من و اون یکی خواهرش قهر کرده و نزدیک هم نیستیم توی یه شهر دیکه که تقریبا نزدیکه زندکی میکنه و الان که بسرش ازدواج کرده برای دعوت اقوام برای عروسی بلند شده امده اینجا که فکر کنم بنده خدا برا دخترشم برنامه داشته
در مورد خاله زنکی هم بکم که خانواده شوشو (غیر از خواهرها و مامان و بابا و برادرش)هیجکدوم نمیدونستن شوشو قراره بیاد ایران ازدواج کنه . و بعد از 7 ماه هم که رفتیم مصر فقط همه شوکه شده بودن و تقریبا فامیلهای دور هم خبر ندارن شوشو ازدواج کرده .
ای مونا منم حامله نیستم ولی دلم دیزی خواست ههههههههههههه. البته با فضای سفره خونه سنتی و حوض فیروزهای و صدای شرشر اب از فواره .
منم دلم قرار میخواد ولی جهت اطلاع من به هیچ عنوان ساعت 12 یا یک پنجشنبه نمیتونم بیام من پنجشنبهها سرکار هستم ولی اگه ساعت 10 صبح باشه شاید بتونم اون وسطا مرخصی بگیرم اما ساعت 12:30 جلسه داریم همیشه و در نتیجه امکان نداره بتونم بیام ولی خیلی دوست دارم همتون رو ببینم
من امروز خوشحالم چون چهارشنبه هست : پس فیتیله فردا و پس فردا تعطیله . در ضمن چهارشنبه های من جدیدا خوشگل تر هم شده ، چون روز عمو موسیقیه هوراااااااااااااااا
راستی نوشین تولد باربد ، باربد مهد کودک میرفت؟ براش تولد گرفتن؟ اگه آره چه جوری بود ؟ امروز من وارد مهد الینا شدم تو حیاط روی یه کاغذ بزرگ زده بود " ستایش جان تولدت مبارک" و تو ساختمون هم آهنگ تولد گذاشته بودن . الهی بمیرم بچم همونطوری که سرش رو شونه من و شصت میخورد با اون دستش شروع کرد بشکن زدن..........
پس موافقها تا الان شدن هما - فرانک - مونا - الناز - نوشین
هر کی موافقه و میاد اسمشو به این لیست اضافه کنه ببینیم چند نفر میشیم
فرانک جون چیکارش داری نیلا رو بذار خونه باشه و حالشو ببره . راستش الان فصل خوبی نیست برای مهد بردن بچه ها منم که میبینی مجبورم . برادرم مریضه و مامان واقعا اذیت میشد تو خونه با بچه داری و مریض داری و خونه داری. بذار ایشاله بعد از عید . ولی با همه این اوصاف من برات میپرسم فکر کنم بشه چند روز تو هفته ببری و از هزینه اش کم بشه . البته من میدونم مهدهای مختلف تو این زمینه فرق میکنن.
فدرا خوش به حالت داری میری شیراز منم دلم خیلییییییییییی مسافرت میخواد . البته میدونم برای تو خیلی هم مسافرت نیست و دیدار خانواده شوشو . ولی به هر حال امیدوارم یعنی مطمئنم که به تو و آبین خوش میگذره