اخطار
اخطار
یک خطی نوشتن در راستای افتتاح صفحه 600 ممنوع است اما اگه مثل مامان امیر سام سال و ماهیه نیومدین و حرف واسه نوشتن هم ندارین و دلتون می خواد تمام حستون رو با یه کلمه انتقال بدین اشکالی نداره!!
مامان امیر سام اولا سلام، ثانیا چاکریم، ثالثا چه عجب از این ورا؟
رابعا این نفس کش من انگار همه رو کشوند اینجا!
راستش من برعکس تو هر وقت رستوران یا این ور اونور می رفتم و بچه ای گریه می کرد نه تنها مامان باباش لعن نفرین نمی کردم و چپ چپ نگاهشون نمی کردم کلی هم دلم برای مامان باباش می سوخت طفلکیا چه عذابی می شکن از سر و صدای بچه شون و چه حال بدی دارن خودشون !!
هانی خانوم عزیز و خوشگل و ناناز قرار نیست اینجوری بیای و یه خبر درست و حسابی از خودت ندیا!!
خوبی؟ امیر محمد چظوره؟ حال برادرت چطوره؟ بهتره به امید خدا؟ شیمی درمانی تموم شد؟
آزاده جان ممنون از لینکهای پر محتوایی که میذاری دیگه مشکل بوی پی پی بچه ها حل نشده بود که به لطف و قوه الهی اونم حل شد!! می خوان فقط تاپیک باز کنن همین!!
اعصاب ندارم معلومه؟
بی خود اسم روم نذارین من خوب و خوش و سلامتم، فردا هم 10 نفر مهمون دارم الان هم دارم سبزی خوردن و اسفناج پاک می کنم بعدم قراره فردا به مهمونام غذای چینی بدم در نتیجه هزار تا چیز رو باید قلمی و بلند وباریک کنم!!
به سفارش همسر مهربان کتلت هم باید درست کنم + برانی بادمجان با سیر فراوان!! تازه خواهر جان هم زیتون پرورده نموده با دو تا دستش خودش با یه عالمه گردو و آب انار ترش و سبزی مخصوصو و غیره و تمام زیتون پروده های مغازه ها باید برن جلوش بوق بزنن بسکه خوشمزه شده!
وای دلم ضعف رفت!!
مونا قربون شکلت برم هوس چیزی کردی یه ندا بده برات بیارم!!
برم به کارام برسم که سام رو گذاشتم خونه مامان و اومدم اما مگه شما میذارین؟!؟!؟