2777
2789
سلام
سلام
سلام

وای اینجا چه خبره ؟؟؟
مثل اینکه همه دوباره دارن مامان میشن

البته اگه منم یه کم سرم خلوت بود و خونه دار بودم حتما دوباره هوس بچه دارشدن رو می کردم آخه آروین خیلی بچه خوب و بی آزاری یه
اما واقعا الان نمی تونم با کار اداره و خونه برسم

الی و بیتا جون مبارک باشه به سلامتی
اروین هم از جمعه راه افتاد حسابی اما خیلی تند راه میره یعنی بسرعت جت
سلام به همگی

الی جون خوشحالم که تو اینهمه بچه دوست و خوشحالی و خدائیش خوب شد که سر سام دیر بچه دار شدی وگرنه الان یک خانواده پر جمعیت بودید هههههههههههههه شوخی کردم راه افتادن سام هم مبارککککککک وای چه زود سام از یکی یک دونه بودن داره در میاد راستی عکس العمل دیگران در مورد حامله شدنت چی بود مثلا" مامانت اینا بیشتر مواظب خودت باش عکسهای سام هم خیلی زیبا بودن ولی این دفعه سعی کن بچت یخورده شبیه خودت بشه وگرنه فکر کنم 10 تا دیگه بیاری بوسسسسسسسسس خیلی دلم برات تنگ شده فراوانننننننننننننننننننننننننننننننننن

هما عشقم اینطور که پیش میره فکر کنم فقط من و تو پشته دستمونو داغ کردیم ههههههههههههههه

بینا جون بیشتر مواظب خودت باش و یه کوچواو خوشگل مثل ماهک بیار

فدرا جونم راه رفتنه آروین مبارککککککککککککککککککککککککککک

مارسیم موهای خوشگله پسملت مبارککککککککککککککککککک

مهتاب نکنه تو هم دوباره مادر شدی کم پیدا شدی

سمیرا خواهر نبینم مریض شده باشی خوشحالم که خوب شدی میگفتی می آمدم ملاقاتت با تاخیر سالگرد ازدواجت مبارکککککککککککککککککککککککککککککککک

همه و همه دوستتون دارم بازم میام
زن قـــــداست دارد ....
بــــراى با او بـــــودن باید مــــرد بود !
نه نـــــر ... !!!

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

hayyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyyy
من قربونت برم الهی سام جیگرمی تو
نگاش کن توراخداتوقابلمه چیکارمیکنه
جای واکسنشارودستش مموشمی تو
کاش اینجابودم میچلوندمت فدات بشم
الی برای بارداری سام مگه چقدرطول کشیدتاحامله شدی؟؟؟؟
سامی موهاتم مبارک باشه خاله بامامانت بگو برامون عکس ازموهات بذاره تا ببینیم
وای بخورم جیگر این پسمل ناز و بانمکو که اگه اینقدر خوب نبود عمراً مامانش دوباره هوس بچه دار شدن می کرد...

راستی الی جون من نمی دونم چرا نمی تونم دیگه توی facebook برم

می شه یه تلفن یا ایمیل از این آزاده خانم عکاس بهم بدی؟؟؟ چند تا سوال ازش دارم در مورد تجهیزات آتلیه اش...
ممنون می شم...
آتلیه تخصصی کودک دریچه اصفهان www.darichestudio.com و عکسهای جدید در @photodariche
سلام سلام همکی سلامممممممممممممممممم

هانیه جون عکمس هنوز نکرفتم سامی دیشب تا حالا اسهال و استفراغ داره و کلی بیحاله .بهتر شد عکس میکریرم ازش الان بداخلاقه یکم رو نمیده

الی به بقیه فامیلها خبر دادی واکنش مامان شوشو جی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
راستی اون عکس اخری سام خیلی نازه به کجا اینجور خیره شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
هما جون میشه بگی الینا رو بار آخر کجا برده بودی عکاسی همون که گفتی عکساش ساده است
ببینم آتلیه‌ش بزرگه علی تو آتلیه این خانومه که من می‌رفتم پیشش نمی‌مونه چون کوچیکه دیگه روم نمیشه بهش بگم بیاد خونه میشه بگی اون اتلیه ‌چند تا عکس باید بندازی قیمتش چطوریه و خلاصه یه خورده از این جور مشخصات
سلام
ای بابا اینقدر به من توجه نکنین، بد عادت می شم ها!!
مونا اینقدر شکسته نفسی نکن ، وضعیت تو با من یکی حداقل فرق می کنه مگه شوخیه هم سر کار هم بچه داری هم خونه داری من تصورش هم برام سخته اصلا دردناکه!!!
در مورد خبر بارداری وقتی به مامانم گفتم اول شوکه شد، بعد لبخند زد و بعد گفت فکر کردم می خوای بگی خواهرت حامله است الانم یه جورایی خوش خوشانشه!
مامان شوشو رو نگم اعصابم راحت تره!!هرچند بعدش سعی در جبران داشت.
چند تا از دوستامون باور نکردن و حتی تا گفتم اه اه کردن که خاک بر سرت!!! حالا که مطمئن شدن تو شوکن...فکر کنم بابت بد و بیراهی که نثارمون کردن!!
فعلا به بقیه فک و فامیل نگفتیم می خوام 14 هفته بگذره بعد، نمیدونم چرا خسیس شدم دلم نمی خواد بگم!
هانیه خانوم در مورد سوالاتت این 29 مهر که بیاد هشتمین سالگرد ازدواج من و شوشو جانه و در مورد سوال دومت همه اینجا میدونن که دقیقا از وقتی که جلوگیری رو ول کردیم تا وقتی باردار شدم دقیقا دو سال طول کشید .
مامان ارشا تلفن این ازاده خانوم رو عکس سوم سام هست اگه نمی تونی ببینی بگو برات بنویسم همونطور که گفتم من با این موبایل جدیده هنوز دوست نشدم و حسابی از خودم حرصی ام که چرا گوشی به اون نازنینی رو عوض کردم و شماره آزاده جون رو ندارم!!! ضمنا فیس بوک فیلتره و نیاز به فیل-تر شکن داره مثلا فیری گیت!!
مارسیم جون سام تو اون عکس به شکمش خیره شده و داره با نافش بازی می کنه با اون همه تفکر و جدیت!!
مونا در مورد شباهت این بار هم چشمم اب نمی خوره همین قدر که شبیه خواهر شوشو نشه و باز شبیه خود شوشو بشه برام کافیه!!! دارین روحیه رو!!! آدم اینقدر از خودش ناامید دیده بودی؟!؟!؟!؟!؟

راستی مامان آرشا! مردم، غش کردم، حسودی کردم و کلی حس و هیجان دیگه عکسای آراشا تو وبلاگ عا...لی...ین ....عااااااالی
ضمنا برو این لینک رو ببین مجانی برات تبلیغ کردم!!!
http://www.ninisite.com/discussion/thread.asp?threadID=16167&PageNumber=1


اینم از اپ کردن وبلاگ خودم!
http://ansooyebesoo.blogspot.com/
سلام به همه مامانای مهربون

حمیده جونم . من قبلا هم گفتم . برای یکسالگی الینا رو بردم عکسباران . محدودیت تعداد نداره . هر چقدر بچت سر حال باشه عکس میندازه . برای الینا حدود 60 - 70 تا انداخت . تو 3 تا برگه کنتاکت هارو داد بهمون ما 5 تا انتخاب کردیم . خانمه عکاسه خیلی با حوصله و خوش اخلاق بود . هر عکی 18*13 را 10 تومن چاپ کرد.ولی آتلیه اش خیلی بزرگ نبود.
ولی 7 ماهگی الینا رو بردم صاحبقرانیه . اونجا آتلیه اش بزرگه ولی خانمه خیلی خوش اخلاق نیست . اونموقت قیمتاش 81*13 بود 8000 تومن ولی سال جدید نمیدونم.اینجا هم محدودیت نداره

راستی دیروز یه نکته ای میخواستم بگم یادم رفت . البته اولش از الی و بیتا عذر خواهی میکنم و احتمالا پیشاپیش از هانیه جونم.
ولی هر خانمی بعد از هر زایمان حداقل زمانی که نیاز داره تا بدنش بازسازی بشه و دوباره آماده باردار شدن رو داشته باشه 3 سال است . البته اول تا قیامت به پا نشده بگم که این زومان اگه زودتر بشه اصلا به جنین بعدی آسیبی نمیرسونه و برای اون مشکلی نداره ولی بدن مادر به این زمان نیاز داره . مثلا در هر بارداری آسیب زیادی به لثه و دندانهای مادر وارد میشه که با مراقبت در زمان بارداری و همچنین بعد از آن و گذشت زمان این مسئله بر طرف میشود ولی زمان لازم حدود 3 سال هست . البته بازم ببخشید ولی من تو این زمینه خیلی مقاله و ... خوندم . و البته بگم تحقیقاتم قبل از به دنیا اومدن الینا بود چون من هم از نظر سنی محدودیت داشتم برای بعدی ...... که خوشبختانه بعداز به دنیا اومدن الینا کلا ما به تک فرزندی فکر کردیم و حالا مقاله های مربوط به اون رو میخونم . !!!!!!!!!
البته بازم من معذرت میخوام پیشاپیش . تورو خدا کسی ناراحت نشه . چون دیدم حمیده میگفت خیلی خوبه بچه ها پشت سر هم باشن و تلویزیون میگفت و ... گفتم بگم منظورتلویزیون فکر کنم (البته بازم فکر کنم) همین حرفای منه.

راستی برای اینکه از هم ناراحت نشیم و ...این هم یک عکس از عروس خانم من
3opje7e2c14l2p7w4oe.jpg
راستی الی جونم دیروز دوبار رو موبایل من زنگ زدی . البته فکر کنم اشکال هنوز از عدم درک تکنولوژی جدیدت بود . ولی بعدش موبایلتو گرفتم دیدم call waiting ات هستم و قطع کردم . عزیزم کاری باهام داشتی؟ یا اینکه حدسم درست بود؟
به هر حال اگه کاری داری در خدمتت هستم.
سلاممممممممممممممممممم

وای الی جون مادر شوهر و نگو من اگه حامله بشم فکر کنم ببره منو سقط کنم راستشو بخواید منم 7 ساله عروسی کردم و دو سال بچه دار نشدم البته ما رو کلا" دکترا نا امید کرده بودن چون من همسرم اسپرمش خیلی کم بود و میگفتن فقط با ای وی اف جواب میده و شوشو بنده هم زیر بار این حرفا نمیرفت من که کلا" بیخیال شده بودم و به فکر خریدن خونه افتاده بودم خونه که خریدیم انقدر احتیاج به آرامش داشتم که اصلا" به مشکلمون فکر نمیکردم ناراحت بودم ولی خیلی فکرمو مشغولش نمیکردم تا اینکه من تیر ماه 86 اسباب کشی کردم رفتم خونه جدید که از اوایل آبان بود که دلدردهای شدیدی گرفتم که فکر میکردم عفونت کردم دقیقا" همون موقع مامانم رفته بود مشهد و گفته بود تا حاجتمو نگیرم ول کنش نیستم منظورش مشکل شوشو حل شه تا ما بتونیم بچه دار بشیم وآخر آبان بود که دیدم پری نمیاد به زور یکی از دوستام که خودش حامله بود رفتم و بی بی چک خریدم و در کمال ناباوری دیدم حاملممممممممممممممممممممممممم خیلی ذوق کرده بودم و وقتی به مامانم گفتم یه جورایی داشت پس میاافتاد و فرداش که رفتم آز بدم مامانم از صبح قرآن بدست بود تا وقتی که من جوابمو گرفتم منتها من بجز مامانم و یکی از دوستام هیچ کس از مشکلمون خبر نداشت با وجود همه این حرفا وقتی مادر شوهر و خواهرشوهر فهمیدن که من باردارم گفتن وایییییییییییییییییییییییییییی میخواستید چیکار هنوز خودتون بچه اید و این حرفا و کلی اعصاب خورد کنی های دیگه تازه بعدشم که سارینا بدنیا اومد نه بیمارستان اومدن نه خونه و سارینا 12 روزش که بود تازه مادر شوهر اومد دیدنش و کله خواهر برادراش چون زیادن 6 تا بچه که همشونم ازدواج کردن تازه با اون حاله من شام هم موندن البته هما تو نخون چون در جریان خون دل خوردنای من هستی ههههه

یادم افتاد حالم گرفته شد (البته الان هم نمیخواستم بگم نمیدونم چرا سر درد و دلم واشد)

برمیگردممممممممممم
زن قـــــداست دارد ....
بــــراى با او بـــــودن باید مــــرد بود !
نه نـــــر ... !!!
اینا رو یه ربع پیش نوشتم
وای مونا داغ دلم رو تازه کردی
الان سرکارم وگرنه گریه میکردم یاد بلاهایی افتادم که مامان شوشو اینا سرم آوردن تو بارداری و بعدش خیلی بد بود
اون موقع انقدر اذیت شدم که به خودم قول دادم هیچ وقت به هیچ وجه حتی اگه با یکی خیلی لجم زمان حاملگی اذیتش نکنم چون اون تو اون شرایط اوضاع خوبی نداره و به جز اون بچه به اون کوچولویی چه گناهی داره

داشتم به این چیزا فکر می کردم که یهو همکارم اومد باهام حرف زد خیلی حرفای خوبی زد
این همکارم میگفت که مادرش در حقش بدی کرده یعنی اون نمی‌گفت بدی ولی چیزایی که میگفت که اصلا جالب نبود خواستید یه بار براتون تعریف می‌کنم
ولی اون میگه من به هیچی فکر نمی‌کنم فقط گذشت می کنم و بدی‌ها رو فراموش می‌کنم و به کسائی که بهم بدی کردن بازم خوبی می‌کنم
خیلی جالبه نمی‌دونم چطوری می‌تونه انقدر خوب باشه
چیزایی که برام تعریف می‌کرد رو باور نمی‌کردم

راستی هما جون ممنون بابت اطلاعاتت خیلی جالب بود
و کسائی که نی نی دار شدین نترسین ما تو فامیلمون فراوون از این دست داریم که شیر به شیرن بچه‌هاشون یعنی از شما هم زودتر حامله شدن بعضیا ولی الانم حالشون خوبه و کاملا سالم هستن پس نگران نباشین
سلاممممممممممم

می بینم که بحث داغ ، زیبا و هیجان انگیز فتنه های زندگی مادر شوهر به راه اخ جوننننننننننن منم بازی


وای مونا الهی بمیرم من نمی دونستم ، جونممممممممم الکی نیست که این چشم و ابرو مشکی انقدر خواهان داره بوس ، راستی خوش به حالت که مادر وشوشو 12 روز بد اومد مادر شوشوی بنده از روز اول تا 1 ما بعد تولد ساتیار با انواع و اقسام کرمایی که بلد بود اومد و کاملا اون روزای شیرین به کام منو خونوادم زهر کرد خدا ازش نگذره که واقعا تو این مورد ازش نمی گذرم ، من تا پای جدایی رفتم و اومدم ... بی شرف ...الان داغ شدم حسابی می خوام فشش بدم چشاتونو ببندید...

وای هما مردم واسه این عروس قرتی راستی میلمو گرفتی در مورد رژیم

زهرا بنازم به همتت بابا تو تازه از دست جیغ ای علی راحت شدی به مادرت فکر کن که فکر کنم همتونو یه جا بیرون کنه !!!!

مامان ارشا فکر کنم نتونی باهاش کنار بیای خیلی از دماغ فیل افتاده

به خدا من منظورم این نبود که اگه کسی زودتر باردار بشه بدنش به مشکل میخوره
فقط فقط منظورم این بود اگه آدم بخواد با برنامه ریزی باردار بشه خوبه برای بچه ای بعدی این موارد رو در نظر بگیره. ولی اگه خدا خودش لطف کنه و این هدیه رو بهت بده حتما صلاحی در اون بوده. و حتما برات اینطوری بهتره.
راستش صبح که مطالب رو فرستادم پشیمون شدم و گفتم حتما ناراحتی پیش میاد و از یه طرف دیگه هم ترسیدم نکنه من الان این منبر رو رفتم . ماه بعد نوبت خودم باشه و خدا بهم بگه اینقدر منبر نرو!!!!!!!!!!!!!!
ولی واقعا قصد بدی نداشتم فقط خواستم اطلاعاتمو بگم.
الی جون قربونت تا این مسئله باعث ناراحتی و دوباره یه قیامت تو سایت نشده بیا بگو ناراحت نشدی عزیزم که تقریبا مطمئنم نشدی (چون دیگه الان میشناسمت)

راستی مونا با اینکه یه قسمتایی از چیزایی که تعریف کردی میدونستم ولی بازم ناراحت شدم از نوشته هات . و از طرفی خوشحال که امام رضا چه هدیه شیطونی بهتون داده !!!!!!!!!!!!!

سمیرا جونم دستت درد نکنه .جوابتو داده بودم. آره میلتو گرفتم . راستی ممنونم که گفته بودی hحتیاج ندارم ولی خودم میدونم که واقعا احتیاج دارم . راستی من از اول ماه رمضون تا الان 2 کیلو 600 گرم کم کردم!!!
هوراااااااااااااااا. ولی میخوام بعد از ماه رمضون هم رژیم سمیرا رو ادامه بدم حالا که بدنم عادت کرده. تا ببینم چی میشه.
اولا هما جون مطمئن باش هیچ کس از دست تو ناراحت نشده تو که چیزی نگفتی

دوما سمیرا چرا حرفای شوشو رو به پای من میزاری من خودمم تو کفم که چطوری این فکر رو از تو ذهن شوشو بیرون کنم راستش با بلاهایی که علی سر من اورد من به همین یه بچه راضیم ولی خدائیش من کلا خیلی از تک فرزندی از اول خوشم میومد حس می‌کنم اون یدونه بچه حسابی حال میکنه ولی همه باهام مخالفن گریههههههههههههههه

ثانیا من فکر می‌کردم فقط خودمم که پدر شوشو هیچ وقت نیومد دیدن علی یعنی بعد از به دنیا اومدن علی دیگه خونمون نیومد و مامان شوشو هم 12 روز بعد اومد الان می‌بینم نه خیر این واگیردار بوده و همه گیر ویروسش
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792