پست مخصوص محبوبه اولا مبارک باشه عزیزم وای که چقد راسمش به خودش می یاد سهند سفید برفی سهند جیگرم بعدش پیشنهاد دارم درباره من اصلاح کنی اون چیزی که دائم می مونه و تو الان نوشتی یک سال ده روز دیگه فقط مختص به امروزه ! فردا می شه یکسال 11 روز ! بعدشم می خوای نوشته رو اسم نباشه برو تو ویرایش قالب بین پیکجر و نوشته یه فاصله بنداز جیگرم مبارکه یادت نره مارو جزئ دوستات اد کنی منم الان می رم اد میکنم بوس
هنوز ذوق دیدنتونو دارم ... تک تک اسم نمی برم ولی همتونو با نی نی های گلتون یه دنیا دوست دارم...
یکی از رویاهای قشنگ زندگیم به واقعیت تبدیل شد با دیدنتون...
غایبین جاشون واقعاً خالی بود و بهشون بگم واقعاً عکس گویای بسیاری از واقعیات نیست آدم وقتی با چشم خودش صورتای خوشگل و ناز مامانا و چهره های معصوم این کولوچه ها رو می بینه روحش تازه می شه به خدااااا...
الناز جونم خیلی ازت معذرت می خوام که توی اینهمه گرفتاری یه مسئولیت سخت رو رو دوشت انداختم ... عزیزم دلم عذاب وجدان برای چی؟؟؟؟
محبوبه جون به محض اینکه وقت پیدا کنم می رم به وبلاگت سر می زنم همین الآن تبریک منو بپذیر...
آتلیه تخصصی کودک دریچه اصفهان www.darichestudio.com و عکسهای جدید در @photodariche
سلام مونا خونه ما سردار جنگله هروقت بیای و سی دی رو از من بگیری لطف بزرگی در حق من و بقیه کردی منتظرم سمیه وای از این کیت یکی از دوستام برام از ترکیه آورد قیمتش هم خیلی گرون بود البته اون بهم کادو داد از ماه 3 می خوام دست و پای سام رو قالب بگیرم اما می ترسم نتونم درست درش بیارم کاش اونروز که اینجا بودی م یدونستم و یه کاریش می کردیم...خودت امتحان کردی؟ اونی که برای من آوردن حدود 145 تومن از مادر کر گرفته بود ضمن اینکه تو بروشورش نوشته باید علاوه بر خود آدم سه نفر آدم بزرگ بهت کمک کنن بر ای قالب گیری یعنی 4 نفر باید همزمان با بچه کلنجار برن ضمن اینکه در مدت 3 دقیقه باید تمام کارها انجام بگیره و از طرف دیگه توضیح داده موقعی که می خوای از قالب در بیاری و به کچ ضریه می زنی باید خیلی مراقب باشی تا انگشتا نشکنن خلاصه اینقدر سخت بود به نظر که ما عطاش رو به لقاش بخشیدیم!!!! آخه من به دوستم گفته بودم از این قابها بیاره که دست و پای بچه رو مثل مهر میزنی توش و همونجوری می مونه.... قیمتش خیلی برام عجیبه!!!
مامان آرشا تورا خدابه خاطرهمشهری بودنمون هم که شده لینک مامانهای تیرماهی را هم برای من بذار که عکساشون را بتونم ببینم اینجاهیشکی من را دوست نداره چنددفعه تاحالابهتون گفتم از کجاعکسهای همدیگه را میبینیت هیچکس به حرفم توجهی نکرد لااقل تو من را دعوت کن عکسهای بچه هاو مامناشون را ببینم ممنون
سلام مامانای گل الی جون من امروز احتمالا بیام طرفای خونه شما خونه خالم اگه موافقی بیام CD رو ازت بگیرم و عکساشو برای همه میل کنم یا اینکه حتی من به خیلیا هم میتونم بدم چون هم شهرک میام هم سید خندان
اگه موافق بودی بهت زنگ میزنم آدرس میگیرم
هانیه جون من دعوتت کردم ولی انگار قبلا به این کلوپ دعوت شدی عزیز
از مادر شوهر و پدر شوهر گرامی دخترم واقعا ممنون که اینهمه راه اومدین طهرون و دیداری تازه کردین. خیلی خوشحال شدیم و امیدوارم باز هم بتونیم ببینیمتون. مخصوصا پدر شوهر عزیز که با عکساشون کلی ما رو دلشاد کردن.
از محبوبه عزیزم سپاس فراوان دارم به خاطر کارت ها که کلی حالشو بردیم و واقعاجای خودت و فسقلت خالی بود.
از دوستای خوب دیگم هم که از اون سر طهرون اومده بودن و کلی خوشحالم کردن ، ممنونم.
امیدوارم بازم از این قرار های خوب بزاریم و دیدارها رو تکرار کنیم.
آیسا که اونروز توی سرزمین عجایب خیلی بهش خوش گذشت و تصمیم گرفتم هفته ای دو هفته ای یکبار ببرمش . اینقدر اونجا خوشحال بود که واقعا قلبم روشن شده بود.
فقط یه مشکل دارم اونم از خواب بیدار شدن های زیاد آیسا در خواب شبانه اش هست. از نصفه شب هی بلند میشه ، غر میزنه ، شیر میخوره ، نق نق میکنه و میخوابه . درست از دم دمه های صبح که ما دیگه خوابمون رو کردیم خانم خوب میخوابن تا 9 ظهر هم بدنمیخوابه . ولی شب ها دیوونه مون کرده . راه حلی دارید ؟
بوس برای همتون که عاشقتونم.
بی تو برای من ، فردا پراز غمه / بی تو هوا پسه ، دنیا جهنمه
سلام من همین دورو برام مونا جون عزیزم من رفتم تو کلوپ و می خواستم هانیه رو دعوت کنم اما انگار فقط رییس کلوپ می تونه کسی رو دعوت کنه قربونت برم این دوست منو دعوتش کن. من اگه جای هانیه بودم تا حالا دلم کلی شکسته بود از دست مامانای تیرماهی....هانیه جون شرمنده دیگه دریا سام هم 3-4 هفته ای همینطور شده امروززنگ می زنم دکتر می پرسم چیکار باید کرد دقیقا! دفعه پیش گفت ساعت 11 ببرش حمام و بذار یه ساعتی بازی کنه تا خسته شه و بعد بخوابونش اما در مورد سام کارگر نیافتاد!!!! هما عجب عکس خوشگلی به به به به به به مهمتر از اون خود سوژه عکسه که دلم براش رفت تازه دیروز کلی هم دلم سوخت که الینا اونروز اینقدر مظلوم شده بود و تب داشت.... محبوبه وبلاک سهند سفید برفی مبارکه یه بوس برای یه مامان مهربون که آخر مرام و معرفته...خیلی لحنم پسرونه شد نه؟ من برم که امروز کلی دوره دکتر دارم جراح چشم برای سام، بعدم خودم وقت دکتر دارم الانم باید بدو بدو جمع و جور کنم... روی ماه همتونو می بوسم هانیه جون وقتی مونا اومد و دعوتت کرد می تونی بری و عکس رو ببینی ...تو رو مخصوص می بوسم