2777
2789
عنوان

بیاین کمک

275 بازدید | 54 پست

من عصر تاپیک زدم 

گفتم مطلقه ام و بچه دارم به یه پسری علاقه مند شدم عاشقش شدم اون ام اس داره پسر خیلی خوبیه 

از دوستان خانوادگی مونه بعد از 10 سال خواستم ببینمش

بهش گفتم میخوام ببینمت گفت باشه 

بعد یه ساعتی رفتم پیشش تو ماشین چون وقت دکتر داشت نمیشد بیشتر باهام باشیم 

اخرش باهام دست داد و گفت خوشحال شدم دیدمتون

من مذهبی هستم چون دوسش داشتم باهاش دست دادم 

بعدش اومدم بهش اس دادم که من از همون ده سال قبل ازت خوشم اومده بود و اون گفت چکار کنیم حالا اگه تهران بودین میشد تهران نیستین شما

گفتم پس هیچی از خودم ناامید شدم گفت چرا ناامید

گفتم آدم یکی و دوست داشته باشه با یکی دیگه ازدواج کنه بعد اونی که دوست داره هم یکی دیگه رو میخواسته 

چون گفت دوست دختر دارم

گفت عین جم تی وی

گفت ازدواج نکردم هنوز اما معلوم نیست کی هستم با این مریضیمون

اخرش گفتم فقط هر وقت میام تهران ببینمت هنوزم مثل قبلین برام دلم آروم میگیره 

گفتم چشم 

وبعد حرف های عادی خانوادگی زدیم 

دیگه اس نداده 

امروز اس دادم گفت آمپول زدم تو حال خودم نیستم 

نمیدونم چکار کنم دیگه

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

عزیزم بیماریشون تا چه حده؟ چی بگیم اخه، الان شما حساس و شکننده ای... اون اقا مریضه و خدایی نکرده ممک ...

خیلی دوسش دارم آخه اصلا برام مهم نیست مریضیش 

آمپول میزنه خیلی مودبه و مهربونه

عزیزم بیماریشون تا چه حده؟ چی بگیم اخه، الان شما حساس و شکننده ای... اون اقا مریضه و خدایی نکرده ممک ...

گفت تا آمپول بزنم خوبم وگر ن نمیتونم درست راه برم 

اون روز دیدمش خوب بود با ماشین خودش رفتیم یه دوری زدیم

خوب فکراتو بکن و بشناسش، بعدم سریع ازدواج نکن، مدتی نزدیک باش بهش بعد

خب من الان فقط بهش گفتم میخوام ببینمت هر وقت میام تهران 

نمیدونم اس میدم جواب میده ولی خودش شروع نمیکنه

گفت تا آمپول بزنم خوبم وگر ن نمیتونم درست راه برم  اون روز دیدمش خوب بود با ماشین خودش رفتیم ی ...

عزیزم،بیمارشون پیشرفته اس... خوب فکر کن نذار اونم وابسته شه بعد پا پس بکشی اون بدتر بشه حالش، اول تصمیم بگیر بعد نزدیک شو.... گلم حس میکنم احساسی داری برخورد میکنی... یا خودتو دست کم گرفتی، اصلا به اینکه طلاق گرفتی فکر نکن، تو همونقدر با ارزشی، درست تصمیم بگیر که بعد پشیمون نشی... میتونی به عنوان دوست کنارش باشی

خب من الان فقط بهش گفتم میخوام ببینمت هر وقت میام تهران  نمیدونم اس میدم جواب میده ولی خودش شر ...

نمیدونم چی بگم والا، ولی بدون راه سختیه اگه پاتو توش بزاری، قبل تصمیم جدی اونو وابسته نکن

نمیدونم چی بگم والا، ولی بدون راه سختیه اگه پاتو توش بزاری، قبل تصمیم جدی اونو وابسته نکن

من خودمو خوب میشناسم اگه یکی و دوست داشته باشم با همه چیش می‌سازم 

قلبم انگار یکی داره ف‌ارش میده 


من خودمو خوب میشناسم اگه یکی و دوست داشته باشم با همه چیش می‌سازم  قلبم انگار یکی داره ف‌ارش م ...

میگم که تو احساسی هستی، باید منطقتم بیاری وسط، چرا باید خودتو عذاب بدی؟ بابای من ام اس داره، راه میره ولی بشدت عصبی و غیر قابل تحمله، همه رو فراری میده

عزیزم،بیمارشون پیشرفته اس... خوب فکر کن نذار اونم وابسته شه بعد پا پس بکشی اون بدتر بشه حالش، اول تص ...

اون یه آدم عادی نیست خیلی خوبه 

ام اس درمان میشه کنترل میشه 

دختر خاله من ام اس داره عادی زندگی میکنه 

درسته زیاد کار نمیتونه بکنه 

اون یه آدم عادی نیست خیلی خوبه  ام اس درمان میشه کنترل میشه  دختر خاله من ام اس داره عاد ...

انشالله هر چی صلاحته پیش بیاد برات، چیز دیگه ای به ذهنم نمیرسه، جز اینکه جوانب رو بسنجی... 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز