همیشه دوسداشتم شوهرم شغلش جوری باشه که صبح بر ظهر بیاد خونه و تاشب کنار هم باشیم یا عصرا بریم بیرون اما نشد صبح میره ساعت ۹و۱۰ میاد خونه خیلی راضیم از زندگیم اخلاقش اما این نبودناش زجرم میده واقا زجراوره روزای بلند تابستون همش خونم تنها اخه چیکار کنم بعضی وقتا میگم اگه برمیگشتم گذشته انتخابش نمیکردم همیشه همینطورم دلم بیرون میخوااااد
صلوات لطفا برا ظهور و سلامتی امام زمان دختر قشنگم مروارید قلبم..امید زندگیم خوشبختیتو ببینیم الهییییی
به نظرم منتظر شوهرت نباش منم اینطوری بودم خودت خودتو سرگرم کن مثلا برو پارک دوستای جدید پیدا کن کار دستی انجام بده کلاس ورزشی برو فقط فقطو فقط تا وقتی که به نبود شوهرت عادت نکردی بچه دار نشی داعون میشی